مادران تیان‌آن‌من، سودابه قیصری

نبرد جامعه با حاکمان جنایت‌کارش، نبرد حافظه بافراموشی است و برای چنین حکومت‌هایی چیزی خطرناک‌تر از حافظه مردم وجود ندارد؛ حتی اگر نمود آن حافظه، پیرزنی هشتاد ساله باشد که به زور ۴۵ کیلو وزن دارد. ژانگ شیانلینگ zhang xianling بنیانگذار مادران تیان‌آن‌مِن (شبیه به مادران آبان) ‏را گاهی تا ۴۰ مامور لباس شخصی شبانه‌روز زیرنظر دارند؛ چرا که حزب کمونیست چین پیرزنی که همیشه عکس پسر ۱۹‌ساله‌اش -بانگ نان که در ۴ ژوئن ۱۹۸۹ در کشتار تیان‌آن‌من کشته شد- را همراه دارد و به بقیه مادرانی که فرزندانشان کشته شده‌اند شجاعت می‌دهد، دشمنی خطرناک می‌داند. ‏در ۴ ژوئن ۱۹۸۹، حزب کمونیست چین که از دست چند ده هزار دانشجویی که جرات کرده و مدت‌ها در میدان تیان‌آن‌من Tiananmen پکن اعتراض و تحصن کرده بودند به تنگ آمده و نیروهای ارتش آزادی‌بخش خلق را با ده‌ها تانک به آن‌جا فرستاد و مردم و دانشجویان را به خاک و خون کشید و تا ۷۰۰۰ نفر را کشتند.

‏وانگ نان wang nan پسر ۱۹ ساله ژانگ شیانلینگ یکی از آن کشته‌شده‌گان بود که سربازان چند تیر به بدنش شلیک کردند و به امدادگرانی که جرات کرده و به آن‌جا رفته بوند اجازه نداده به او نزدیک شوند و سپس جسدش را سربازان همان‌روز با عجله در باغچه حیاط مدرسه‌ای با چند نفر دیگر خاک کردند. بعد ‏از سه روز بوی تعفن ناشی از جنازه‌ها بالا زد و آن‌ها را از خاک بیرون کشیدند و به دلیل شباهت رنگ لباس وانگ نان به ماموران، به خیال این‌که این جنازه‌ی ماموری است او را به سردخانه بردند. در گواهی فوتی که برای او صادر شده است به صراحت نوشته است: «بیرون بود و تیر خورد» همین.

‏کشتاری به این بزرگی و اعتراضی به آن بزرگی که تا ۱ میلیون نفر در آن حضور داشت و مرد تانکی Tank man (همان مردی که جلوی دسته تانک‌هایی که بعد از کشتار مردم از میدان تیان‌ان‌من بیرون می‌آمدند ایستاد) نماد آن شد، باید تا سال‌ها در ذهن مردم می‌ماند. اما حافظه برای حکومت خطرناک است. ‏آن‌چه حزب کمونیست در آن به شدت موفق عمل کرده است، حذف کردن خاطره کشتار سال ۱۹۸۹ از اذهان عمومی مردم چین بوده است. لوییزا لیم Louisa Lim نویسنده، می‌گوید: ۲۵ سال بعد از کشتار تیان‌آن‌من، عکس مرد تانکی را به چند ده چینی نشان دادم و نتیجه ترسناک بود‌. برخی می‌گفتند احتمالا آفریقا ‏باشد. بسیاری اصلا نمی‌دانستند این تصویر اشاره به چه چیزی دارد و تعداد بسیار کمی که تصویر را شناختند، جرات حرف زدن نداشتند.

تصویربردار مرد تانکی خبرنگار آسوشیتدپرس بود که از بالکن هتلی در آن نزدیکی آن صحنه را جاودان کرد. خود مرد تانکی را دستگیر کردند و هیچ‌کس ‏به درستی نمی‌داند اصلا او که بود‌. مردی با چند پلاستیک خرید در دست که یک‌هو تصمیم گرفت وجدان زمانه‌اش باشد و مقابل تانک‌ها بایستد.اما حزب کمونیست چین چنان در سانسور موفق بوده است که امروزه کسی اصلا آن روز را هم حتی به یاد ندارد، در حالی که هنوز ۳۴ سال از آن نگذشته است.

‏ژانگ شیانلینگ در بیستمین سالگرد سرکوب تیان‌آن‌من کارزاری برای آموزش عمومی در مورد آن سرکوب راه انداخت. هنگامی که سه گروه متفاوت در سه شیفت جداگانه مسئولیت زیر نظر داشتن او را بر عهده داشتند، به این نتیجه رسید که این فرصتی ارزشمند است که نباید آن را از دست داد. او از دو مقاله‌ی ‏خود کپی‌هایی گرفت و در میان تمام ماموران و لباس شخصی‌هایی که او را زیر نظر داشتند پخش کرد و به آنان گفت: «شما مراقب منید، اما می‌دونید چرا؟ اینا رو بخونید تا بدونید چرا من رو زیر نظر دارید». او متوجه شد که بسیاری از آن‌ها حتی روحشان هم از آن‌چه در ۴ ژوئن اتفاق افتاد خبر ندارد.‏فقط ۲۰ سال از آن روز گذشته بود و حتی برخی ماموران هم خبر نداشتند. یکی از ماموران بعد از آن‌که فهمید چرا آن‌جاست، با انزجار آن‌جا را ترک کرد. یکی دیگر از ماموران گفت: «کاری از دست ما برنمیاد -همان ماموریم و معذور- مافوق‌هامون مارو فرستادند، مغزشون خوب کار نمی‌کنه، اوضاعشون خرابه».

‏مادران دادخواه تیان‌آن‌من سلطه‌ی اطلاعاتی حزب کمونیست را به چالش کشیده و خودشان توانستند اسامی حداقل ۲۰۰ نفر از کشته‌شده‌گان را به طور قطع ثبت کنند. اما جامعه‌ی بی‌خیال در همدستی با حاکمیت، در قبال برخی مزایا تصمیم گرفت یاد و خاطره‌ی آن جنایات را به فراموشی بسپارد. ‏اما آیا واقعا مردم در جایگاه همدستی با حکومت قرار دارند؟ سوال سخت با پاسخی سخت‌تر می‌باشد. حزب کمونیست بعد از ۴ ژوئن ۱۹۸۹ اصلاحات اقتصادی بسیاری را به راه انداخت و فقر دوران رییس مائو را تا حد زیادی از بین برد. از آن‌سو با شدت با هر مخالفتی برخورد کرده و سلطه‌ی غریبی بر اطلاعات ‏اعمال کرده، به صورتی که روایت رسمی حکومت از اتفاقات جایگزین روایت حقیقی می‌شود و توسط بمباران خبری در گوش مردم فرو می‌رود و اساسا کسی اجازه ندارد جز روایت رسمی حزب چیزی را باور کند. از سویی دیگر مردم نیز در سرخوشی ناشی از اصلاحات و فرصت‌های جدید اقتصادی علاقه‌ای به مخالفت سیاسی ‏ندارند. به راحتی می‌توان گفت که حزب کمونیست در ازای شرایط بهتر، ساختار قدرت سیاسی خود را حفظ کرده و در عوض مردم در نقش سنتی بردگان اما با شرایط بهتر اقتصادی به زندگی خود ادامه می‌دهند.

در سال ۲۰۱۲ استیصال ناشی از دو دهه سوگواری و برقرار نشدن عدالت، اولین قربانی خود از میان ‏والدین دادخواه تیان‌آن‌من را گرفت. یا ویلین Ya weilin مردی که سال‌های زیادی از عمرش را در برنامه هسته‌ای چین خدمت کرده بود، و حتی پسرش را آیگو به معنای وطن‌پرست نامیده بود .آیگو با دوست‌دخترش ‏از خرید برمی‌گشت که ماموران به سرش شلیک کردند و مُرد. یا ویلین بعد از مرگ پسرش در ۱۹۸۹ به عضوی فعال از مادران تیان‌آن‌من تبدیل شد، بیانیه می‌نوشت، به حکومت نامه می‌داد، حرف می‌زد؛ اما کم کم امیدش را از دست داد. در ماه مه ۲۰۱۲، چند روزی می‌شد که او مدام خواب پسرش را می‌دید. ‏همسرش نامه‌ای از او را یافته بود که از غم و اندوه ۲۳ سال بدون عدالت حرف می‌زد. اما کاری از دست همسرش هم برنمی‌آمد. در ۲۴ مه ۲۰۱۲ او با همسرش خداحافظی کرد، از پله‌ها پایین رفت و در گاراژ خانه‌شان خود را دار زد و مُرد. این نخستین مرگ اعتراضی گروه دادخواهان تیان‌آن‌من بود‌. گروه مادران تیان‌آن‌من بیانیه‌ای در رثای مرگ او منتشر کرد که در آن با جملات اندوه‌باری نوشته بود: «می‌خواهیم گریه کنیم، اما دیگر اشکی برایمان نمانده است. می‌خواهیم به دنیا بگوییم، اما حرفی برایمان نمانده است».

‏حزب کمونیست چین، تاریخ را بازنویسی کرده است، اما نه از یاد برده است که چه کرده است و نه با آن کنار آمده است. ژو یوفو Zhu Yufu دگراندیش چینی در سال ۲۰۱۲ شعری نوشت که به خاطرش ۷ سال زندان گرفت. شعری که حتی منتشر نشده بود و فقط از طریق اینترنت برای دوستی ارسال شده بود. ‏او نوشته بود:

زمانش فرا رسیده است ای مردم چین

میدان متعلق به همه است.

پاهایتان از آن خودتان است.

زمانش رسیده که به پا خیزید و راهی میدان شوید تا دست به انتخاب خود بزنید.

‏اما حتی حزب کمونیست چین با این حکومت تمامیت‌خواهانه‌اش که چنان تمام جنبه‌های زندگی مردم را زیر نظر دارد که آدم را به یاد رمان جورج اورول کبیر می‌اندازد هم چنان شکننده است که هر اعتراض کوچکی چنان پایه‌هایش را به لرزه می‌اندازد که به تانک متوسل می‌شود. ‏همین چند ماه پیش بود که برای محافظت از بانک ورشکسته‌ای در مقابل مردمی که روبه‌روی آن صف بسته و خواهان بازگشت پولشان بودند، تانک‌هایش را به صف کرده بود. حتی یک اتفاق کوچک هم چنان بنیان حزب را به هم می‌ریزد و چنان از مردمش می‌ترسد که هر لحظه تیان‌آن‌من دیگری را رقم می‌زند.

‌‏‏در تمام مدت نوشتن، یاد مادران آبان بودم. این تصویری از گروه مادران دادخواه تیان‌آن‌من در مارس ۲۰۱۹ است. ژانگ نفر دوم چپ در ردیف وسط ایستاده است.

آری خون در زمین فرو نرفت،

روی زمین پخش شد.

از زیر هر سنگ جوشید و به راه افتاد

و هرکس آن را دید

می‌فهمید جایی بی‌گناهی را کشته‌اند.

برگرفته از کانال تلگرامی خانم سودابه قیصری

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»