استراتژیِ زیانبارِ آمریکاستیزی واسرائیلستیزی همچنان در دستور است
وقتی سنگهای بزرگ (که علامت نزدن است)، زمین گذاشته میشود، علیرغم بدبینیای که همچنان دارم، میتوان گفت در این آخرین ایستگاههای چانهزنی، «اگر» قصد توافقی باشد، اینک طرفین در نزدیکترین فاصله نسبت به آن قرار دارند.
محمد مرندی که ظاهرا عقل کل مذاکرات است گفته «خروج سپاه از فهرست تروریستها شرط توافقات نبوده و نیست! آنها سپاه را از فهرستشان خارج نمیکنند، ما هم «سنتکام» را از فهرست تحریمهایمان خارج نمیکنیم!!». این برخورد عصاره فضائل رفتار تیم مذاکره کننده است (ترکیبی از دروغ و اغراق فریبکارانه).
آخرین «سنگ بزرگ»، حل مشکلات پادمانی با سازمان جهانی انرژی اتمی است. در توافقات برجام آقای آمانو رئیس وقت این سازمان (که بعدا با مرگ مشکوکی از دنیا رفت)، سفر سمبولیکی به ایران کرد و ماجرا را به نحوی فیصله دادند. آیا آقای گروسی و سازمان کنونی هم حاضر به تکرار چنین عملی است؟
اگر توافقی صورت گیرد «دیرهنگام، حداقلی و ناپایدار» خواهد بود. چنانچه در سال اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ با شخص وی وارد مذاکره میشدند، احتمالا میتوانستند بیشتر از حالا امتیاز بگیرند.
اطلاعات ما از مفاد مذاکرات و توافقات دقیق نیست، اما وقتی تیم مذاکره کننده هم هیچ ادعا و تبلیغاتی ندارد که از تیم روحانی و ظریف بیشتر امتیاز گرفته، میتوان تا حد زیادی پیش بینی کرد در مذاکرات چه رد و بدل شده است.
طرفین به حداقلها قناعت کردهاند. ج.ا به اینکه مقداری آزادانهتر و بیشتر نفت بفروشد، بخشی از سرمایههای بلوکه شدهاش برگردد و قسمتی از تحریمها برداشته شود. اما میداند که شرکتهای خارجی برای سرمایهگذاری به ایران نخواهند آمد.
غربیها هم به این حداقل راضی شدهاند که ج.ا فعلا حرکت رو به جلوی اتمیاش را متوقف کند (و بازرسیها برقرار شود). از منظر «منافع ملی»، کشور ایران به علت برخورداری از نفت، گاز و انرژیهای تجدید پذیر اصلا نیازی به انرژی هستهای ندارد. بر فرض هم که داشته باشد، نیاز به صنعت پرهزینه غنیسازی اورانیوم ندارد. پس گزینه «خوب» برای کشور و مردم ایران کنار گذاشتن سیاستِ خسارتِ محض بلندپروازی اتمی است.
گزینه «بد»، هر گونه توافق و توقفِ ولو موقتِ این زیان بزرگ و گزینه «بدتر»، عدم توافق و رفتن به سمت فشار اقتصادی بیشتر به مردم و حتی منازعه نظامی است.
(مشکلات اقتصادی کشور در اساس ریشه در ساختار، سوءمدیریت و فساد و رانت دارد و بعد در تحریمها)؛ در این راستا درآمدهای حاصله از رفع تحریمها نیز ابتدا به مصرف اعتیاد (سیاسی- نظامی- امنیتی) حاکمان و اعوان و انصار داخلی و منطقهایشان خواهد رسید، و بقیهاش صرف سفره مردم خواهد شد. اما آمارهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و… نشان داده هر موقع حکومت ایران در تحریم نبوده آمار رشد اقتصادی افزایش یافته و نرخ تورم و بیکاری کاهش یافته است (حساسیت لحظه به لحظه بازار اقتصاد به مذاکرات هستهای نیز همین را نشان میدهد).
«ناپایداری» توافق بدین خاطر است که رئیس جمهور بعدی آمریکا میتواند دوباره از برجام خارج شود. از این طرف ج.ا نیز با حفظ امتیاز غنیسازی اورانیوم و انبار کردن (و نه تخریب) سانتریفیوژهای پیشرفتهترش میتواند دوباره به مسیر قبلی اتمی شدن برگردد.
متاسفانه سیاست و استراتژیِ زیانبارِ آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی (و بلندپروازی اتمی)، همچنان در دستور است ولو به طور تاکتیکی نفسگاه موقتی در این مسیر پیش آید.
گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
برگرفته از کانال نویسنده