بدون تردید دکتر محمد مصدق یکی از کنِشگران تأثیرگذار تاریخ معاصر ایران و جهان است؛ مردی از تبار قاجار با زیروبمهای فراوان در سپهرِ سیاستِ ایران و با کولهباری از تجربۀ سیاسی در کسوت حقوقدان، وکیل مردم در مجلس و نخستوزیر. محبوب در میان خَلقی و مغضوب در میان گروهی دیگر که روایتهایی متفاوت از کنشهای او را در تاریخ معاصر ایران به تصویر کشیده است. فارغ از هر حُب و بُغضی، مصدق نیز در جایگاه یک کنِشگر سیاسی قابل نقد و تحلیل است و فعالیتهای سیاسی او را باید به صورتی ژرف و با نگاهی تحلیلی در پیوند با زمینه و زمانهاش مورد بحث قرار داد. نگاه به گذشته از دریچۀ اکنون منجر به زمانپریشی تاریخی و تحمیل دیدگاههای نامتناسب با شرایط حاکم بر رویداد تاریخی خواهد شد و این یکی از مصائبِ ما در نگاهِ به تاریخمان بوده و هست که نهتنها در نوشتارهای تاریخی که در گفتار روزمرۀ خود نیز متأثر از چنین رویکردی به قضاوتِ دربارۀ تاریخ و شخصیتهای تاریخی مینشینیم.
تحلیل کارنامه مصدق نیز بیش و کم از این نوع نگاه متأثر شده است درحالیکه زندگیِ سیاسی مصدق نیز مشحون از تصمیمات درست و خطایی بوده است که متأثر از جهان ذهنی و شرایط عینی حیات اجتماعی و سیاسی وی بوده است. بررسی ابعاد مختلف زندگی دکتر مصدق باید در راستای روشن ساختن زوایای مختلف رویدادهای تاریخ معاصر ایران باشد نه برای خائن جلوه دادن یا قهرمانسازی از وی. روندی که متأسفانه منجر به شکلگیری دو اردوگاه متفاوت و بالتبع دو روایت کاملاً متناقض از مصدق شده است. یکی قهرمان و دیگری ضدقهرمان. یکی خادم و دیگری خائن. یکی وطنپرست و دیگری اجنبیپرست وقسعلیهذا. بههرحال آنچه عقلانی و علمی به نظر میرسد، اتخاذ رویکردی تاریخی انتقادی برای شناخت واقعیتر و مستندتر تاریخ است که نهتنها درباره مصدق؛ که هر موضوع تاریخی را شامل میشود.
در این جستار کوتاه درباره مصدق با تأکید بر حافظه جمعی که فضایی بزرگتر از فضای تاریخ را برای بازتابیدن صداهای مختلف در خود دارد، قضاوت ملت ایران درباره ایشان بررسی میشود. حافظه جمعی بهعنوان یک فرایند، بهواسطه دیالکتیک یادآوری و فراموشی و بر اساس چارچوبهای معنایی و تفسیری در مقاطع مختلف زمانی ساخته و بازسازی میشود و این چارچوبها که در بستر کنشهای متقابل اجتماعیِ افراد جامعه و توسط ساختهای اجتماعی و فرهنگی درون جامعه شکل میگیرند تعیین میکنند که در زمان حال چه چیزی از گذشته، یادآوری و چه چیزی فراموش شود تا جامعه هویت و ثبات خود را حفظ کند؛ بنابراین یکی از روشهای درک بهتر پدیدارهای تاریخی، واکاوی آن در حافظه جمعی مردم همدوره یا دورههای بعدی است. پایداری و مانایی رویدادها در اذهان مردم با توصیفات نیک و بد، گواهی مستقیم از بازخوانی ذهن و اندیشه آنان و قضاوت دقیقتر درباره یک شخصیت یا رویداد در دوره خود و بعد از خود هست.
بررسی حافظه جمعی ملت ایران در مورد مصدق و رفتارهای سیاسی او در موارد متعدد از محبوبیت و مقبولیت او در حیات و ممات او حکایت دارد و ملت ایران بهوقت نیاز با یادآوری آن خاطرات، هویت خود را تعریف کرده است، خواه در مبارزه با استبداد و نیروهای استعماری و خواه در مبارزات دموکراسی خواهی. از مصادیق این مقبولیت، ذکر دو مورد کفایت میکند. بهعنوانمثال میبینیم که کودتای 28 مرداد و سقوط دولت مصدق یکی از زمینههای اساسی مخالفت مردم با شاه و آمریکا از سال ۳۲ به بعد شد و تقریباً همه جریانهای سیاسی ایران، عوامل و عناصر داخلی و خارجی کودتا علیه مصدق را عامل تداوم استبداد و چیرگی بیگانگان بر کشور میدانستند. چراکه مصدق و تلاشهایش برای تعمیق مردمسالاری و کرامت انسانها و همچنین استقلال سیاسی ایران را نمیتوانستند فراموش کنند.
ساقط کردن دولتی که به دنبال محقق ساختن اهداف انقلاب مشروطه بود و آمال و آرزوهای چندین ساله ایرانیان را برآورده ساخته بود، آنچنان بر مردم گران آمد که عاملان و قربانیان کودتا همزمان در حافظه جمعی ملت به خاطر سپرده شدند و بهتناوب و در مناسبات مختلف یادآوری شده و میشوند. یا میبینیم که در سالهای بعد از مرگ دکتر مصدق، حکومت پهلوی بهشدت با برگزاری مراسم بزرگداشت دکتر مصدق مخالف است و هرگونه تجمع و مراسمی را ممنوع میکند؛ اما پس از گذشت چندین سال و با پیروزی انقلاب اسلامی، در تاریخ ۱۵ اسفند ۵۷ یکی از بزرگترین گردهماییهای سیاسی در سالروز درگذشت رهبر نهضت ملی نفت ایران بر مزار وی در احمدآباد برگزار شد. در این مراسم که آیتالله طالقانی سخنران آن بود، به نوشته روزنامه اطلاعات یکمیلیون نفر به احمدآباد رفتند. اطلاعات در شماره همان روز در توصیف این مراسم نوشت: «امروز ایران پس از دوازده سال خون دل خوردن و خاموشی به خاطر عجز از برپایی مراسم تجلیل از شادروان دکتر محمد مصدق رهبر ملی خود، با شکوهی خیرهکننده یاد آن بزرگمرد تاریخ مبارزات ضد استعماری ملل شرق را گرامی داشت. مراسم تجلیل از این ابرمرد چندان باشکوه بود که بیشک پرتو پرجلالش قرون متمادی بر صفحات تاریخ جدید ایران پرتو خیرهکنندهای خواهد داشت.» این خبر نشان میدهد که با همۀ بگیروببندها و انسداد همۀ مسیرها بر روی مصدق و تبعید و حصر اجباری وی در احمدآباد در سالهای سیاه پس از کودتای ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲، مردم راه و روش او را دوست داشتهاند. این موضوع تا به امروز نیز باقیمانده و مشاهده میشود که مصدق بهعنوان یکی از سیاستمداران خوشنام و ایراندوست در مناسبتهای مختلف یادآوری و تکریم میشود و جامعه ایرانی به هنگام صحبت از منافع ملی و آزادیخواهی با یادآوری دولت مصدق واکنش نشان میدهد و حتی تربیونهایی که با وی مخالف بودهاند و برای کمرنگ کردن وی تلاشهای زیادی کردهاند، به استعمارستیزی او اعتراف میکنند.
درباره اینکه چرا و چگونه مصدق در خاطره جمعی ایرانیان ماندگار شده است باید رفتار سیاسی او درباره ایران و مردم را بررسی کرد. بررسی زندگی مصدق گواه این واقعیت است که وی از طرفداران انقلاب مشروطه ایران بود و تا آخر عمر بر این عقیده ماند که شاه فقط باید نمادی برای وحدت باشد و در تمام دوران نخستوزیری کوشید تا قدرت شاه را محدود به چارچوب مشخصشدۀ آن در قانون اساسی مشروطه کند. او پاسداشت رأی مردم و احترام به قانون اساسی مشروطه را از وظایف خود میدانست و به همین جهت بود که در مجلس پنجم شورای ملی در زمان طرح لایحه خلع قاجاریه از سلطنت، جزو چهارنفری بود که سخنرانی کردند: محمد مصدق، یحیی دولتآبادی، حسین علاء و سید حسن تقی زاده. در آنجا مصدق به در مقام دفاع از مشروطه و حقوق تاریخی ملت پشت تریبون مجلس قرار میگیرد و پروژه تغییر سلطنت را نقد میکند و نحوۀ تغییر حکومت و پشت پا زدن به آرمانهای مشروطه را برنمیتابد. اعتقاد به مردم و دخیل دانستن آنها در سرنوشت سیاسی خویش در جریان ملی شدن صنعت نفت نیز نمایهای دیگر از بروز این افکار بود.
خلع ید انگلستان از صنایع نفت ایران در معنای پس گرفتن حقوق ملتی استثمارشده بود و مصدق پروژه دموکراسی خواهی و ملتگراییاش را در پیوند با حاکمیت ملی میدانست و همانطور که فخرالدین عظیمی میگوید، مصدقیها حاکمیت مردمی را که نماد آن ترتیبات دموکراتیک بود با حاکمیت ملی که تبلور آن ملی کردن صنعت نفت بود، درآمیختند. این دو هدف را نمیشد از هم جدا کرد، تنها به پشتوانه نهضت و عواطف ملی میشد هدفهای دموکراتیک را پیش برد و شاه را ناگزیر کرد که به ایفای نقشی تشریفاتی تن در بدهد. او در دورههای مختلف حضورش در مجلس در موافقت یا مخالفت با مصوبات مجلس و در مواجهۀ با شاه، ترازویش، سود و زیان ملت بود و به استظهار آنها در مقابل شاه قدرت پیدا کرده بود. از همین رو در پروسۀ ملیگرایی و دموکراسی خواهی او، در بزنگاههای حساسی از حمایت ملت برخوردار شد. قیام ملی 30 تیرماه ۱۳۳۱یکی از همین رویدادهای تاریخی بود. بدون تردید واکنشهای حامیانۀ مردم در دورههای مختلف نمایندگی، نخستوزیری و زنده نگهداشتن خاطرۀ او پس از سرنگونی 28 مرداد، پاسخی به وجه ملتخواهی ایشان در برهههای مختلف بود.
کانال ایران فردا