واژه آمایش که هم ارز واژه فرنگی “processing” و در چارچوب گزاره “آمایش سرزمینی” در ادبیات سیاسی _ اقتصادی ایران بکار میرود به رویگردی گواهی (دلالت) مینماید که بر پایه “اصل مزیت نسبی” استوار است. گزاره مزیت نسبی (comparative advantage) که در جستارهای حقوق بین الملل اقتصادی خود در جایگاه شالوده و بنیان ساختار سازمان تجارت جهانی (wto) شناسایی گردیده است بر این نکته گواهی میکند که یک کشور هنگامی به کامیابی اقتصادی دست می یازد که با بهره برداری بهینه از گنجایشهای در دسترس خود (ظرفیتهای بالقوه و بالفعل موجود) همه توان و سرمایه های خود را بر روی فرآورش (تولید) آندسته از کالاها و خدماتی هزینه نماید که از شایدی (امکان) فراورش بهینه آن کالاها و خدمات برخوردار است.
پندار خردگرایانه مزیت نسبی که زاییده تراوشهای مغزی دانشمند بزرگ و اقتصاددان کلاسیک دیوید ریکاردو است به زبان ساده اینگونه برداشت میگردد که برای نمونه اگر کشور “الف” در فرآورش(تولید) و ساخت خودرو، برتری چشمگیری در برابر کشور “ب” دارد و به همینروی کشور “ب” در زمینه در زمینه فرآورش گندم همین برتری را در همانندیابی (مقایسه) با کشور “الف” دارد پس سزاوار است که کشور “الف” همه توان و نیروی خود را در راه ساخت و فرآورش انبوه خودرو هزینه کند و بدینروی با خرید گندم از کشور “ب” نیازمندیهای خود را در زمینه این فرآورده از آن کشور فراهم آورد.
در راستای خردمندانه بودن و ارجمندی گزاره “مزیت نسبی” اینگونه گفته اند که هنگامیکه پل ساموئلسون دانشمند پرآوازه آمریکایی در سال ۱۹۷۰ و پس از بردن “جایزه نوبل اقتصاد” در برابر این پرسش ریاضی دان پرآوازه ای بنام استینس لا اولم ایستاد که از او پرسیده بود “در سراسر علوم اجتماعی، رهیافتی را به من نشان دهید که هم حقیقت داشته باشد و هم اینکه مورد پذیرش و عمل باشد” پل ساموئلسن پس از سالها کاوش و اندیشه در راستای یافتن پاسخی به این پرسش سرنوشت ساز سرانجام از “قانون مزیت نسبی” در جایگاه یک گزاره (و قاعده) ارزشمند دانش اقتصاد و “علوم اجتماعی” که هم برخوردار از یک “حقیقت” راستین و هم بهره مند از یک پذیرش کاربردی (عملی) در سراسر جهان پیشرفته امروزین است یاد نمود!
در این راستا، گزاره “آمایش سرزمینی” نیز که برآمده از پندار سره و راستین “مزیت نسبی” است در جایگاه یک رویکرد خردگرایانه به بررسی توانشها و گنجایشهای هر استان و یا هر بخش از کشور در زمینه فراورش بهینه کالاها و خدمات و نیز در یک نگاه فرانگر به کاوش در راستای یافتن آندسته از کالاها و خدماتی میپردازد که میهن ما، با نگاه ویژه به شرایط اقلیمی، زیست بوم و نیروی انسانی باشنده (موجود) از توان و گنجایش بایسته (ظرفیتهای لازم) برای دستیابی به آن کالاها و خدمات برخوردار است. اینکه هر استان از کشور و نیز سراسر کشور ما برای سرمایه گذاری در راستای دستیابی به فرآورش بهینه کدامین کالاها و خدمات شایستگی دارد و اینکه سزاوار است از سرمایه گذاری بیهوده در راستای دستیابی به کدام کالاها و خدمات چشم پوشی کرده و به جای هزینه کردن در راستای ساخت و بهره برداری از آن فرآورده ها، بگونه ای خردگرایانه آن کالاها و خدمات را از استان دیگر و یا اینکه از کشور دیگری با هزینه کرد اندکتر و کمتری “وارد” نماییم جستار ارزشمندی با نام آمایش سرزمینی را برمیکشد که میتوان بن مایه و شالوده آنرا همان “اصل مزیت نسبی” دانست.
بدین روی شایسته است اگر یکبار دیگر همه کارشناسان اقتصادی با پذیرش این رویکرد خردگرایانه، به بررسی دوباره و پژوهش پیرامون این جستار (مبحث) دیرینه بپردازند که بسیاری از سرمایه گذاریهایی که در مام میهن در چهل گذشته به انجام رسیده آیا هرگز با رویکرد “آمایش سرزمینی” بدان نگریسته شده و آیا هریک از استانها و نیز سراسر کشور ما با نگاه ویژه به پیش زمینه های اقلیمی و زیست بوم ویژه در هر استان و نیز سراسر کشور و نیز نیروی انسانی باشنده (موجود) در مام میهن شایسته (و مناسب) سرمایه گذاری در زمینه هایی مانند “نیروی هسته ای” و فرآیند “غنی سازی اورانیوم” بوده و آیا با نگاه ویژه به نهادینه هایی (اصولی) همچون اصل “مزیت نسبی” و رویکردهایی همچون گزاره “آمایش سرزمینی” این هزینه کردهای گزاف فرجام و سرانجام نیکو و بهینه ای (از دید اقتصادی) برای هر یک از استانها و نیز سراسر کشور ما در بر داشته است?!!
کانال سکولار دمکراسی جمهوری ایران