در دفاع از حق آزادی بیان در برابر خشونت کلامی سلطنت طلبان بایستیم! مهرداد درویش پور

جامعه سیاسی و روشنفکری دربرابر موج پوپولیسم راست

مدتها است که برخی از روشنفکران و کنشگران سیاسی نسبت به خشونت کلامی طرفداران با نام یا بی نام و نشان احیای سلطنت در ایران نسبت به دگراندیشان هشدار داده اند. حتی برخی آنرا نشانه ای از «صدای پای فاشیسم» در اپوزیسیون خواندند.

همزمان بسیاری همچون من ضمن تاکید بر ضرورت گفتگوی عقلانی و انتقادی – به جای “همه با هم” تحمیلی این جریان یا “همه علیه هم” رایج – از ضرورت “تعامل منفی” در به رسمیت شناختن رقابت سیاسی سالم به جای دشمنی و از “آتش بس سیاسی” و خوداری از حملات اپوزیسیون به یکدیگر سخن گفتیم.

زمانی که داریوش همایون زنده بود متناسب با مقتضیات زمانه به هر رو با چهره نادری در میان مدعیان “مشروطه خواهی” روبرو بودیم که تلاش می کرد نسبت به مخالفان خود نیز به قصد همگرایی در اپوزیسیون گفتگو و رواداری کند. هم از این رو من نیز درچند دیدار حضوری یا گفتگوی رسانه ای از گفتگوی سازنده و انتقادی با ایشان استقبال کردم.

امروز اما بخش اعظم طرفداران احیای سلطنت چه از نوع “عجول” و چه نوع “خجول” آن (تعریف من از مدعیان امروزین مشروطه خواهی در غیاب سلطنتی که بتوان آنرا مشروطه کرد) زبانی جز هتاکی و اتهام زنی و دشمنی و تحریف و غرض ورزی برای تحمیل خود به جامعه از طریق حذف سیاسی تمام مخالفان خاندان پهلوی در اپوزیسیون نمی شناسند.

جامعه سیاسی و روشنفکری ایران در برابر موج رو به گسترش پوپولیسم راست و افراطی – که از جمله در زبان زمخت آنها به چشم می خورد- نباید بی تفاوت بماند. یا تا زمانی که حمله ای به آنان صورت نگرفته، سکوت کنند. بلکه می بایست با شفافیت از حق دگراندیشان دفاع کرد.

هم از این رو در زیر با اشاره به آخرین نمونه این حملات به دگراندیشان که گریبان حسن شریعتمداری را گرفته است، همه طرفداران سکولاریسم و دمکراسی که مخالف استبداد دینی و سلطنتی هستند را به واکنش سیاسی سازنده و درخور فرا می خوانم.

درپی گفتگوی خانم فرح پهلوی -که جانشین “ولیعهد” بی تاج و تخت ایران را هم تعیین کردند، واکنش های انتقادی بسیاری برانگیخته شد که طبق معمول با فحاشی و تهدید مستقیم سلطنت طلبان روبرو شد. علاوه بر آن تعدادی نیز با عقده خواندن نقد سلطنت و غرض ورزی و دشنام و تحریف نظر و ملامت ناقدان پهلوی و مدح نظام سلطنتی، فرافکنی کرده و کلام را به چماق “معنوی” خود بدل ساختند.

طنز تلخ تاریخ درآن است که کسانی که از هر نقدی به سلطنت سراسیمه و آشفته حال می شوند و دست به ترور فکری و فردی ناقدان می زنند، دیگران را به عقده و پریشانی و تخریب خاندان پهلوی متهم می سازند. از آن مضحک تر آن است که برخی از آنها برای اعتبار بخشیدن به مداحی سلطنت، خود را جمهوری خواه نیز می خوانند!

در این میان توییت انتقادی حسن شریعتمداری – که مدتها از همکاری با رضا پهلوی دفاع می کرد- نسبت به اظهارات فرح پهلوی و همچنین ابهام گویی های رضاپهلوی، از این خشونت های مجازی و کلامی در امان نماند.

باردیگر ارتش سایبری سلطنت طلبان با رکیک ترین فحاشی ها و تهدید های دیجیتالی به او واکنش نشان دادند که حسن شریعتمداری نیز در توییت دیگری ضمن هشدار دوباره به رضا پهلوی، به طعنه از تشکیل حزب سومکای جدید سخن گفت.

من برای جناب حسن شریعتمداری به رغم اختلاف نظر های نه چندان کم اهمیت با او، احترام بسیاری قائلم. ایشان بی شک یکی از برجسته ترین کادرهای سیاسی اپوزیسیون ایران هستند که در توسعه گفتمان جمهوری خواهی و دمکراتیک در جامعه ایران ادای سهم قابل توجهی کردند. هرچند هرگز با پروژه تشکیل شورای مدیریت گذار ایشان میانه ای نداشتم و در چند مناظره خود با او و دیگر همکاران شان کم و کیف این پروژه را نقد کردم. به ویژه تلاش برای همکاری با سلطنت طلبان و رضا پهلوی را نه تنها به سود آینده ایران، منافع ملی کشور و گفتمان جمهوری خواهی و دمکراسی ندانستم، بلکه چنین حرکتی را گامی در تضعیف جمهوری خواهی و مشروعیت بخشیدن به تحکیم اقتدار سیاسی سنتی و موروثی که رضا پهلوی آنرا نمایندگی می کند، خواندم.

به گمانم گذشت روزگار و دینامیسم تحولات سالیان اخیر بهترین معیار داوری در این زمینه است که چه کسی حق داشت.

با این همه، دعوت حسن شریعتمداری از رضا پهلوی برای همکاری نه تنها با پاسخ مثبتی روبرو نشد، بلکه به وارونه با افزایش اقبال نسبی از رضا پهلوی در بخشی از افکار عمومی و نزدیکی هرچه بیشتر او با گروه راست پوپولیست و افراطی فرشگرد، شاهد شدت گیری حملات هواداران رضا پهلوی با هیستری “جاویده شاه” گفتن و فحاشی به مخالفان سلطنت در اپوزیسیون هستیم.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»