ناتوانی سپاه وآخوندهای شیعه دربرابر حس ناسیونالیسم عربی
از زمان سقوط خلافت اسلامی عباسی و کشته شدن معتصم بدست هلاکو در سال ۶۵۷ هجری، بین النهرین عراق امروزی که روزگاری که تیسفون پایتخت ساسانیان در میانه ان واقع بود برای ایران مسئله ساز بوده است. در سال ۱۵۵۵ میلادی و سلطنت شاه تهماسب اول در قرارداد صلح اماسیا (شهری در شمال ترکیه) امضاء و بینالنهرین (عراق امروزی) جزئی از قلمرو عثمانی پذیرفته شد و قفقاز به ایران تعلق گرفت.
در سال ۱۶۲۳ میلادی شاه عباس بغداد را از عثمانی پس گرفت (قرارداد استانبول) و سراسر عراق امروزی جزئی از امپراطوری صفویان شد. در دوران زوال صفویه و حکومت اشرف هوتکی بر ایران بیشتر قلمرو صفویه در قفقاز و عراق امروزی و قسمتی از کردستان و آذربایجان به امپراطوریهای روسیه و عثمانی بخشیده شد که نادر بیشتر آنرا پس گرفت… کشمکش با امپراطوری عثمانی ادامه یافت و بصره نیز بعد از کریمخان عملا در تصرف عثمانی قرار گرفت و کشتیرانی در شط العرب نیز به عثمانی واگذار شد.
پس از جنگ اول و دوران ناتوانی و نیمه مستعمره شدن ایران که از دوران فتحعلیشاه آغاز شده بود ، امپراطوری انگلیس که میراث خوار عثمانی گردیده بود سه کشور عربستان و عراق و اردن را تأسیس کرد و برسر هریک شاهی گماشت! عراق امروزی به خانواده هاشمی تعلق گرفت اما کشمکش بین ایرانِ دوران پهلوی و حکومت های عراق مجددا آغاز که هنوز بدون وقفه ادامه دارد (حتی در دوران پیمان ضد کمونیستی بغداد). درگیری های در دوران شاه با عراق به قرارداد الجزایر و پیروزی ایران ختم شد ،اما با انقلاب اسلامی این درگیری قدیمی با جنگ خونین دوران صدام و خمینی ادامه یافت و به آتش بسی و خوردن جام زهری انجامید.
امریکا عدوئی بود که سبب خیر شد و اگر خمینی نتوانست صدام را برکنار و محاکمه کند امریکا چنین کرد و هدیه ای به ایران داد که از ان استفاده صحیح نشد، همانطوری که پس از تجزیه امپراطوری شوروی به جهت غلبه حس شیعه گستری و اسلام محوری بر منافع ملی و اقتصادی در سیاست خارجی، حکومت اسلامی، جمهوری های آزاد شده ای را که با ایران قرابت فرهنگی و تاریخی داشتند تحویل ترکیه داد.
حکومت اسلامی از دریافت میلیاردها دلار دلار هزینه جنگ از عراق خود داری کرد و بجای ان گروه های مطیع خویش را در عراق مسلح کرد و دستنشاندگان خویش را به حکومت نشاند تا آنجا که سرداری مغرورانه گفت سه پایتخت از جمله بغداد در اختیار ایران است. مردم عراق که می شد دوستان نزدیک ایرانیان شوند و گذشته های پر تشنج گذشته به کناری نهاده شود ، امروز به دشمن ایران تبدیل گشته اند و این به زیان ایران است.
سرداران سپاه و آخوند های شیعه نمی توانند حس ناسیونالیسم عربی را که بجای اخوت شیعی نشسته است مهار کنند و امکانی برای تسلط دائمی مردان ایران چون مالکی بر عراق نیست. دیر یا زود در عراق حکومتی خواهد بود که با ایران ( فارغ از نوع حکومت) سر سازگاری نخواهد داشت و شاید چند سالی نگذرد که صدام حسینی دیگر در مقابل ایران علم خواهد شد، صدام حسینی که چندین برابر ایران نفت میفروشد و از حمایت عربستان و امارات و کویت و شاید هم اسرائیل برخوردار است.