بگذارید این وطن پیشاهنگ دشت شود، مجتبی نجفی

معروفی را غربت وغم دوری از وطن کشت

عباس معروفی را سرطان نکشت. تبعید و غربت و غم دوری از وطن کشت. او قربانی بود. قربانی همان نظامی که لذّت وطن داشتن را از خیلی از شهروندان گرفته. حالا یکی بیرون از وطن غریبی میکند یکی درون وطن. ” بگذارید این وطن دوباره وطن شود” از لنگستون هیوز، شاعر سیاهپوست آمریکایی است که از مرزهای این کشور فراتر می رود و به همه دستگاههای تبعیض و ستم خطاب میکند بگذارید مردم از وطن داشتن لذت ببرند:” بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید”

معروفی و میلیونها مشابه او، قربانی محرومیت از لذّت وطن داشتن هستند، چون نظام حاکم، ایران را کالای شخصی خود کرده و میخواهد آنرا آنقدر مصرف کند تا تمام شود.

در اثنای سوگواری ها دیدم روحانی که در حساب توییتری اش عکس رهبری را گذاشته به هشتگ “نه به جمهوری اسلامی” معروفی اشاره کرده و نوشته:” عباس معروفی هم مُرد و با آرزوهایش به گور رفت… پاسخش دادم :” همه ما به گور میرویم. مهّم این است با ننگ نرویم. اما شما مدافعان نظام ستمگر، با ننگ به گور خواهید رفت. چه جمهوری اسلامی باشد چه نباشد.”

معروفی از خود، رمانها و داستان هایی به جا گذاشته که قطعا طرفداران زیادی دارد. من در مقام داوری رمانهایش نیستم اما هر چه بوده نه آسیبی به کسی رساند نه دزدی کرد نه رانت‌خوار شد. از او متنهایی به یادگار ماند و در کلماتش جاودانه شد. اما شما طرفداران فقر و فساد و تبعیض چه؟ از شما چه چیزی جز تحقیر و آه و خشم و خشونت به جا میماند؟ حالا فرض کنیم نظامتان چند دهه دیگر دوام یابد و سرنیزه های سرکوبتان باز هم کار کند و میلیونها نفر در وطن بیگانه از وطن و هزاران نفر را از وطن برانید. آخر سرانجام شما جز نابودی با ننگ است؟ روزی، جز با نفرت یا از روی عبرت از شما یاد نخواهند کرد.

حالا فرض کنیم که آن دنیایی که میگویید درست باشد. باز هم کار شما خورندگان مال یتیمان، فقرا و حامیان ظلم و ساکتین ستم بر بی پناهان زار است.

شما سرداران و همرهان بی افتخار دیکتاتوری هستید و نه متنی را به یادگار میگذارید که کسی به آن افتخار کند نه نامی به نیکی بر صفحه گیتی از شما نقش خواهد بست. شما در مدرسه فردای کودکان ایران، همچون دیکتاتوری های سابق، عنوان درسی عبرت از تاریخ خواهید شد، روزی که نسیم ایران مدنی بر این وطن بوزد و حاکمیت ملی بر دیکتاتوری پیروز شود. فرقی ندارد آن روز باشیم یا نه، مهم این است که ” چنان نماند و چنین هم نخواهد ماند” یا به عبارتی ” عو عو سگان شما هم بگذرد”. وای بر شما که خریدار زبونی به جای بزرگی شدید!

کانال نویسنده