در روزهای گذشته درگیریهای گسترده در عراق بار دیگر توجهها را به شرایط این کشور جلب کرده است، درگیریهایی که تقریبا بلافاصله بعد از اشغال عراق توسط ارتش آمریکا و متحدانش بدون لحظهای وقفه تا همین امروز، در ابعاد مختلف ادامه داشته است. مخابرهی تصاویری از درگیریهای اخیر که در آن عکسها و تصاویر قاسم سلیمانی، علی خامنهای و دیگر مقامات ایران به آتش کشیده یا تخریب میشود، موجب شادی بخش زیادی از مردم ایران شده است که از ظلم و جور حکام جمهوری اسلامی به تنگ آمدهاند، به درستی اما با دلایل اشتباه (که توضیح خواهیم داد) مخالف مداخلههای منطقهای جمهوری اسلامی هستند و اکنون میبینند که در عراق تصاویر جانیان حاکم بر ایران به آنجایی روانه میشود که شایستهی آن است: به زبالهدان. با این وجود فهم آنچه که مضمون و خصلت درگیریهای چند روز اخیر در عراق محسوب میشود دارای اهمیت است چرا که سرنوشت ما مردم این منطقه به هم گره خورده و هر تغییری در وضعیت عراق بدون شک در وضعیت ما مردم ایران نیز تاثیر خواهد گذاشت.
آنچه که در روزهای اخیر شاهد آن هستیم هیچ ربطی به مبارزات چند سال اخیر مردم عراق ندارد و تاکنون نه تنها فضایی برای امکان مداخلهی مردم فراهم نکرده، بلکه فضاهای پیشین را نیز بسته است. به ویژه این درگیریها با مبارزاتی که از اکتبر ۲۰۱۹ در عراق آغاز شده و در بین مبارزان عراقی به نام «قیام اکتبر» شناخته میشود، هیچگونه ارتباطی ندارد و حتی علیه مضمون و روند آن است. بنابراین هرچند ممکن است در لحظهی ابتدایی از تصویر آتش گرفتن پوستر قاسم سلیمانی یا سرنگون شدن تصویر خامنهای شعفزده شویم اما بلافاصله باید به یاد بیاوریم و این را بپرسیم که چه کسی این پوسترها را آتش میزند و تخریب میکند؟ نیروی اصلی هدایتکنندهی درگیریهای اخیر نیروهای تحت رهبری مقتدی صدر هستند، روحانی شیعهای که ضمن اختلاف با نیروهای وابسته و تحتالحمایهی ایران، به همان اندازه مرتجع و فاسد است. بنابراین آتش زدن تصاویر مقامات جنایتکار ایران در عراق نه از سوی مردم خشمگین بلکه از سوی نیرویی اتفاق میافتد که تنها بر سر «قدرت» با نیروهای وابسته به ایران اختلاف دارد. بنابراین یک رویکرد انقلابی به درگیریهای عراق، به همان ترتیب که در ایران دغدغهی این را دارد که جمهوری اسلامی چگونه، توسط چه نیرویی و در چه روندی سرنگون میشود و چه نظمی جایگزین آن میشود که منافع اکثریت مردم، یعنی طبقهی کارگر و مردم فرودست و زحمتکشان و مردم به حاشیه رانده شده در نتیجهی انواع ستمهای طبقاتی، جنسیتی، مبتنی بر گرایش جنسی، مذهبی، قومی و ملی و… تامین شود، در عراق نیز بر اهمیت این موضوع تاکید میکند که در کشمکش نیروهای ارتجاعی جانب هیچکدام از مرتجعین را نگیرد.
هرچند تبلیغات وسیع جمهوری اسلامی و وابستگان ایدئولوژیک آن، از جمله نیروهای چپنمای محور مقاومتی، همواره این بوده که مداخلات منطقهای جمهوری اسلامی در بین تودههای فرودست منطقه پایگاه مردمی دارد، اما در پی قیامها و مبارزات سالهای اخیر در لبنان و سوریه و عراق، یعنی هر جایی که مردم خودشان به میدان آمدهاند، یکی از اصلیترین مضامین قیامها و مبارزات مبارزه با نیروهای تحتالحمایهی ایران در این کشورها بوده است. از منظر مردمی که مبارزه میکنند رابطهی ایران با مردم این کشورها رابطهای استعماری است و به همان اندازه که خواهان توقف مداخلات بلوک غربی امپریالیسم در این کشورها بودند و هستند، خواهان توقف مداخلات ایران و کوتاه شدن دست جمهوری اسلامی از این کشورها هستند. تاکید بر این نکته از این جهت حائز اهمیت است که در پرتو گرایشات ارتجاعی جریان مقتدی صدر و نیز نیروهای وابسته به بلوک غربی امپریالیسم در این کشورها، خواست بر حق مردم جهت کوتاه شدن دست جمهوری اسلامی از زندگی آنان تحریف نشود. چنانکه مشاهده کردیم قیام مردم سوریه علیه ظلم و ستم خاندان اسد و در ضمن مداخلات جمهوری اسلامی در این کشور، در نهایت با تبلیغات وسیع نادیده گرفته و درگیریهای سوریه به درگیری رژیم «سکولار» اما استبدادی اسد با جریانهای بنیادگرای اسلامی مانند داعش و جبههالنصره و بقیهی این جریانات فرو کاسته شد. گویا که انگار از همان ابتدا هیچ صدای مردمی و مستقل آزادیخواهی در میان نبوده است.
در نهایت برای اینکه با مواضع نیروهای مترقی و انقلابی واقعی در عراق آشنا شویم ترجمهی متن کوتاهی را منتشر میکنیم که جمع «کارگران علیه فرقهگرایی» منتشر کردهاند. جمع کارگران علیه فرقهگرایی جمعی از انقلابیون چپ عراقی است که علیه فرقههای موجود در عراق و در وفاداری به قیام اکتبر مبارزه میکنند:
«در ابتدا، قبل از هر سخنی در مورد درگیری سیاسی فعلی، مایلیم روشن کنیم که نظام فرقهای در عراق که توسط ایالات متحده ایجاد شده، نظامی است که قادر به ادامه نیست و مطالبات عراقیها را برآورده نمیکند.
آنچه در حال حاضر در عراق اتفاق میافتد، مبارزهی سیاسی داخلی بین احزاب اسلامی است، زیرا جنبش وابسته به صدر، که خود را مدافع وطن و حقوق بشر در عراق معرفی میکند، یکی از افراطیترین، جنایتکارترین و فاسدترین جریانهای سیاسی [عراق] است. از سوی دیگر، شبهنظامیان وابسته به ایران با هم متحد میشوند تا به بهانهی حق مشروع در دست گرفتن قدرت، در برابر جنبش صدر بایستند.
اخیراً انتخابات زودهنگامی در عراق برگزار شد که طبق معمول به شبهات بسیاری آلوده بود، اما نتیجهی آن در وهلهی اول برتری جریان صدر بود و احزاب حامی ایران در رتبهی دوم قرار گرفتند. جنبش صدر به دلیل اختلافات داخلی و نیز اختلاف با احزاب دیگر نتوانست در پارلمان ائتلاف لازم را به منظور تشکیل دولت شکل دهد.
این امر به خشم شدید مقتدی صدر، رهبر جنبش صدر منجر شد و او تصمیم به استعفا از پارلمان و اعلام قیام علیه رژیم حاکم گرفت. بنابراین، حق مشروع و قانونی تشکیل دولت از آنِ احزاب طرفدار ایران است که میخواهند این مشروعیت را در برابر هرجومرجی که مقتدی صدر خواهان ایجاد آن است، حفظ کنند.
مقتدی صدر یکی از چهرههایی است که هیچ تفاوتی با شبهنظامیان ایرانی در جنایت و فساد ندارد، همچنین او یکی از شاخصترین چهرههای روند سیاسی پس از سال ۲۰۰۳ به حساب میآید و در هر انتخابات صاحب حدود پنج وزارتخانهی کلیدی، مانند وزارتخانههای بهداشت، صنعت، تجارت و غیره بوده است.
این وزارتخانهها که تحت اختیار مقتدی صدر هستند، بدترین دورههای فساد و فرقهگرایی را در تاریخ مدرن عراق تجربه میکنند، با این وجود مقتدی صدر همچنان خود را یک قهرمان ملی معرفی میکند!
ما تاکید میکنیم که در این مبارزه بر سر قدرت شرکت نخواهیم کرد و بخشی از این جنگ داخلی، که بین شبهنظامیان وابسته به ایران و جنبش صدر در جریان است، نخواهیم بود. این یک انقلاب نیست، بلکه مبارزه برای تصاحب قدرت بین دو حزبی است که نمایندهی آرمانهای مردم عراق نیستند.»
گروه نویسندگان کانال سرخط