ضعف تحصیلی پس از کرونا در خاورمیانه به بیش از ۶۷ درصد رسیده است

کرونا موجب شد با حباب آموزش در دنیا مواجه شویم. رفتار دانش‌آموزان و آموزش دهندگان تغییر کرد و حتی دولت‌ها هزینه آموزشی خود را به دلیل تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی کاهش دادند.

بعد از پاندمی کرونا وارد پاندمی نابرابری آموزشی شدیم. همه جهان نیز با آن مواجه هستند و همه دولت‌ها و جوامع باید با این مسئله به صورت سازمان‌یافته برخورد کنند. در اروپا که وضعیت آموزشی قوی در جهان دارد، حدود ۴۰ درصد ضعف تحصیلی اتفاق افتاده است و ۱۰ درصد از دانش آموزان در پایه تحصیلی که هستند سواد پایه ندارد و این آمار در خاورمیانه به بیش از ۶۷ درصد رسیده است.

این که ما دنبال مشارکت با دولت‌ها هستیم تا فقر آموزشی را کاهش دهیم به این دلیل است که سیستم پیچیده است. ما در تاریخ آموزش در دو مقطع توانستیم جهش کنیم؛ یک بار بعد از انقلاب مشروطه و در حدود سال ۱۳۳۰ و یکی بعد از انقلاب اسلامی ایران که انرژی اجتماعی بزرگی ایجاد شد و نابرابری آموزشی را نپذیرفتیم و قرار شد تحولی بزرگ در این زمینه ایجاد شود. اما بعد از جنگ این انرژی کاهش یافت و همزمان در جهان الگوی نادرستی ایجاد شد.

کرونا موجب شد با حباب آموزش در دنیا مواجه شویم. رفتار دانش‌آموزان و آموزش دهندگان تغییر کرد و حتی دولت‌ها هزینه آموزشی خود را به دلیل تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی کاهش دادند.

تغییر رفتار بدون مشارکت نیروهای اجتماعی امکان‌پذیر نیست پس باید با همراهیِ همه‌ی گروه‌های اجتماعی بتوانیم رفتارهای غلطی که در کرونا ایجاد شد را اصلاح کنیم.

اتفاق نظر زیادی در جامعه و اجتماع وجود ندارد و عدم گفت‌وگو بین نیروهای مدنی مشکل ساز است. آن‌ها با گفت‎ و گوی بیشتر می‌توانند صدای خود را سازمان‌یافته‌تر به گوش دولت برسانند.

دولت‌ها اسیر نظام اداری هستند. اینکه چرا دولت‌ها نمی‌توانند به سمت از بین بردن فقر آموزشی بروند، دلیلش این است که تغییر در سیستم اداری امری پیچیده و تکنیکی است. در پرتو انقلاب‌های بزرگ توانستیم تغییرات اساسی در نظام اجتماعی ایجاد کنیم. اگر می‌خواهیم اشکالات بنیادین آموزش و پروش را حل کنیم، باید تغییرات ساختاری ایجاد شود.

تغییر رفتار بدون مشارکت نیروهای اجتماعی امکان‌پذیر نیست پس باید همراهی داشته باشیم تا بتوانیم رفتارهای غلطی که در کرونا ایجاد شد را اصلاح کنیم. اتفاق نظر زیادی در جامعه و اجتماع وجود ندارد در حوزه کودکان با نیازهای ویژه و سمن‌ها و… دیدگاه‌هایی وجود دارد. آنچه مشکل ایجاد می‌کند عدم گفت و گو بین نیروهای مدنی است تا بتوانند صداهای خود را سازمان یافته‌تر به دولت منتقل کنند. البته در پرتو انقلاب‌های بزرگ توانستیم تغییرات اساسی در نظام اجتماعی ایجاد کنیم.

آموزش و پرورش خوب در یک سیستم خوب وجود دارد و تا مدیریت و نیروی انسانیِ خوبی نداشته باشیم آموزش و پرورش خوبی هم نخواهیم داشت.

ما نمی‌توانیم در مورد بچه‌های بازمانده از تحصیل صحبت کنیم و بگوییم برای این گروه چه اقدامی باید انجام داد. در واقع نمی‌توانیم به صورت موردی به این قضیه نگاه کنیم، بلکه برای حل مشکل باید سیستم را اصلاح کرد.

مسئله‌ی آموزش و پرورش ما عدم هماهنگی بین چهار گروه مختلف این حوزه است. این چهار گروه عبارتند از: دانش‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها، معلمان، سیاستگذاران و در نهایت کار آفرینان.

کارآفرینان معتقدند خروجیِ مراکز آموزشی کیفیت لازم را ندارد و افراد برای ورود به بازار کار آماده نیستند. روی مهارت خیلی تاکید نمی‌شود در حالیکه در برخی از کشورها ۵۰ درصد دانش‌اموزان به سمت مهارت‌آموزی می‌روند و جذب کار می‌شوند.

معلمان از وضعیت خود راضی نیستند و از حقوق ناکافی، تبعیض جنسیتی وعدم توجه مسئولین به آن‌ها گلایه دارند.

خانواده‌ها و دانش‌آموزان نیز شکایتهای خود را دارند؛ اینکه دسترسی به وسایل آموزشی کافی نیست، هزینه‌ی آموزش بالاست و… از موارد مورد شکایت آن‌هاست.

مسئولین نیز به بودجه‌ی ناکافیِ آموزش و پرورش اشاره می‌کنند. دخالت بی‌جا در انتصابها وعدم همکاری بخش‌های دیگر در حوزه‌ی آموزش موضوع دیگر مورد اعتراض آن‌هاست. پس ما با مشکل‌ عدم هماهنگی مواجه هستیم. حالا سوال این است که برای ایجاد این هماهنگی چه باید کرد؟

 دکتراحمد میدری در همایش فقر و نابرابری در مورد تاثیرات کرونا بر آموزش

کانال با اساتید اقتصاد