اگر پنجره حفاظ داشت، تیغ زبان مردم می کشت! حبیب رمضانخانی

این روزها که کل تمرکز و مشغولیت حاکمیت به برگزاری مراسم اربعین بوده و همزمان مردم پیگیر و درگیر مشکلات فزاینده پیش آمده برای هموطنان در این راه پیمایی هستند، بسیاری از خبرهای دیگر در سایه و حاشیه این مراسم مانده و دیده نمی شوند.

یکی از این خبرهای ناگوار، مرگ دردناک بانوی مریوانی هست که در حال گریختن از دستان متجاوز پلیدی، خود را از پنجره به بیرون پرتاب و نهایت بعد از چند روز به خاطر جراحت وارده، جان می سپارد. همشهریان مریوانی در سوگ و یادبود او به خیابان آمده و بسیاری دیگر از هموطنان با اظهار تأسف و عتاب عامل جنایات، در این سوگ همدرد می شوند.

اما سوالی که هست: در مرگ آن بانوی هموطن ترس از ناپاک شدن پرده حجب و حیا تاثیر بیشتری داشت یا قضاوت و انگ هایی که قرار بود ما با نشان دادن او، به رخش بکشیم؟

سال پیش بود که مونا حیدری، دختر اهوازی، به دلیل ترک همسر و رفتن به ترکیه، نهایت به ایران بازگشته و توسط شوهر و باهمکاری برادر شوهرش به طرز فجیعی به قتل رسید. قاتلی که به دلیل سنت ها و رسوم غلط، مبنی بر نداشتن غیرت و زیر نگاه سنگین مردم، به خیال خود خواست تا غیرت خود را به مردم نشان دهد و آنگونه سر بریده را به نمایش گذاشت تا از از نگاه شماتت آمیز و سنگین مردم خارج شده و سر خود بالا بگیرد.

شوربختانه در جوامع سنتی و جهان سومی که خرافات و سنت های مردسالارانه همچنان به قوت خود باقی و نسبت به زن رویکرد تبعیض آمیز وجود دارد، این نگاه بسته و واپس گرا همچنان موج می زند. مثلا در لیبی، در همان کتاب «حرمسرای قذافی» شرح نگون بختی این زنان بیگناه به تصویر کشیده شده است. با اینکه اکثریت مردم مطلع هستند که چگونه دختران نوجوان لیبیایی ربوده و تحت تجاوز معمر قذافی، رهبر قائد! قرار گرفته و راه هیچ اختیار و مقاومتی ندارند، ولی مردم لیبی و حتی برادران و نزدیکان فرد، به جای دلداری و پناه، از قبول فرد قربانی امتناع و در بسیاری موارد به فکر قتل و حذف قربانی هستند تا به خیال خود این لکه ننگی را از بین برده و بین مردم سر خود را بلند کنند.

حالا نیز، بسیاری از ما که در سوگ این هموطن مرثیه سروده و خبر مرگ و سوگ او را هم نوایی کرده و او را تندیس حجب و حیا می نامیم، آیا اندیشیده ایم، اگر همان پنجره حفاظ داشت و امکان پرتاب خود به بیرون نبود، امروز قضاوت اهل محل ‌و روستا نسبت به او چگونه بود؟ به نظرتان در شرایط مشابه، این نگاه تبعیض آمیز و زشت ما در برجسته کردن عمل قربانیان و گاهی سواستفاده، چه تاثیری در مرگ ایشان و مصیبت دیگران داشته است؟

پس قبل از اینکه تحت تاثیر جو و تهییج عمومی، شعار داده و تاسف بخوریم، کمی در افکار و اقدامات خود تامل و آن ها را تعدیل کنیم. به این فکر کنیم که همین سنت های غلط در ذهن و عمل ما، قابلیت به مسلخ بردن چند بانوی دیگر را دارد؟ به جای انگ زدن و قضاوت های ناروا و خراش روان دیگران، به این بیاندیشیم فردی که قربانی شده و هیچ اختیار و توانی برای مقابله ندارد، چرا به جای اینکه در کانون توجه حمایتی و تسلی مردم باشد، باید جوابگوی نگاه سنگین و شماتت آمیز دیگران باشد؟

پس قبول کنیم که ما هم با تفکر و داشتن رگه های آن سنت های غلط تبعیض آمیز و مردسالارانه، نقشی در خلق این مصیبت ها داریم که اگر قضاوت و نگاه ما این نبود، مرد متجاوز، قبل از رسیدگی قانون و مجازات، تحت فشار افکار عمومی خود را باید از پنجره به بیرون پرتاب و خود را خلاص می کرد!

کانال تحلیل زمانه

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»