جنگ روایت‌ها و آرایش پیروزی، بردیا موسوی

قطب‌نمای انقلابیون، آفرینش امید راستین در لحظات است

عملکرد اپوزیسیون در همکاری موثر رسانه‌های فارسی می‌تواند سمت و سوی بهینه پیدا کند. پرسشگری بر اساس تفکر انتقادی از اپوزیسیون به معنای گروه یا حزب سیاسی و همین‌طور ارگان های حقوق بشری در فضای شفاف، تمرین دموکراسی است. قدم اول بررسی مدارک تحصیلی ادعایی و عناوین کارشناس‌ها ست!

‏چه بسا این رویه به نقش بر آب شدن برنامه پنهانی پروپاگاندا در از کار انداختن مدیای فارسی مخالف جمهوری اسلامی بیشتر آشکار شود. این فضای مغشوش و آلوده کردن فضا به اطلاعات درست و جعلی، اعتماد عمومی را نابود می‌کند. دیگر کسی توجهی به تحلیل‌های مطرح شده نخواهد کرد.

‏شبکه سازی دیاسپورا در برابر پروپاگاندای شیعه، ابزارهای محدودی برای مقاومت مدنی دارد. رسانه‌های فارسی اعم از تلویزیونی، رادیویی و مکتوب و همچنین فضای مجازی یکی از اصلی ترین شریان‌ها ست که بدبختانه دچار بیماری در نشر درست اطلاعات شده و قدرت‌نمایی اجرایی و شبکه سازی اپوزیسیون را در استفاده از این ابزار استراتژیک به حاشیه رانده است.

‏این به معنای غسل تلطیف از عملکرد اپوزیسیون نیست و به طور مجزا می‌توان درباره آسیب شناسی آن به طور دقیق نوشت و بررسی کرد. باید به این موضوع توجه کرد که ج.ا دست کم دو هزار گردان سایبری در فضای مجازی دارد و به طور نامعلومی تحلیل‌گر جعلی با سوابق معلوم و نامعلوم در تمامی عرصه‌ها!

‏چرا مدیران رسانه‌های فارسی نسبت به چنین بحرانی بی‌توجه هستند؟ در وضعیت جنگی فعلی با جمهوری اسلامی، حرف از رسانه مستقل در برابر پروپاگاندا شیادی است. مستقل در برابر چه چیزی؟ وفاداری نسبت به شفافیت و حقیقت یا برکناری از وضعیت جنگی؟ مسوولیت حرفه‌ای رسانه در وضعیت جنگی چگونه تعریف می‌شود؟

‏فرو رفتن در بحران مشروعیت از دی ماه ۹۶ برای جمهوری اسلامی، شواهد مستندی از فرو ریختن تمام روایت‌هایی (narratology ideas to reform) دارد که حکومت از دوم خرداد سال ۷۶ آغاز کرده بود. آنچه اکنون در دستانش باقی مانده، سرمایه‌گذاری برای دوران جانشینی پس از علی خامنه‌ای است.

‏مبارزه با رقیبی که در قامت حکومت، روایت توصیف ماندگاری را پیش می‌برَد، نبرد نابرابری است که مقابله با آن گرچه پیچیده و سهمگین اما موقعیتی است که بیشترین بهره را از یأس می‌برد. شاید بزرگ‌ترین قطب نمای انقلابیون باید این موضوع باشد که هر لحظه امیدی تازه بیافرینند.

‏به طور عمومی و سلبی از نابودی جمهوری اسلامی حرف می‌زنیم اما در عین حال و پیش از آن باید بتوانیم چیزی را در چشم‌انداز بیافرینیم و باز پیش از آن ضروری است که فرد فرد ایرانیان را لایق این رستگاری بدانیم. ما به عنوان شهروند ایرانی به طور پیش‌فرض لایق بهترین‌ها هستیم.

‏کسی تاکنون شاهد دو حادثه بزرگ به طور هم‌زمان نبوده است، حکومتی که راسا روایت‌گر ثروتمند القای این تسلط است و مردمی که یک به یک آن داستان‌های بی‌پایه را نابود می‌کنند. جنگ روایت در مرحله نسبی و متوازن قرار دارد و پیروزی مردم حیرت‌انگیز است. زمان، زمان تعریف افق‌هاست و پایداری.