نیویورک تایمز:‌ چرا ترامپیستها پوتین را دوست دارند؟ پل کروگمن، اقتصاددان و برنده نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۸

در تاریخ ۲۹ آگوست «تاکر کارلسون» مجری شبکه خبری «فاکس نیوز» حمله‌ای لفظی به سیاست بایدن رئیس جمهور آمریکا در قبال جنگ اوکراین داشت. او گفت: «با هیچ معیار واقعی مبتنی بر واقعیتی، ولادیمیر پوتین در جنگ در اوکراین بازنده نیست. او برنده جنگ در اوکراین است». کارلسون در ادامه تاکید کرد که بایدن تنها به این دلیل که می‌خواهد غرب را نابود کند از اوکراین حمایت می‌کند.

زمان‌بندی کارلسون بی‌عیب و نقص بود! تنها چند روز بعد، بخش بزرگی از جبهه روسیه در نزدیکی خارکف توسط حمله اوکراینی‌ها تسخیر شد. توجه به این نکته مهم است که نیرو‌های پوتین تنها عقب رانده نشدند بلکه به نظر می‌رسد باید مسیر حرکت‌شان را نیز تغییر دهند. همان گونه که انستیتو مستقل «برای مطالعات جنگ» گزارش داد روس‌ها مجبور به عقب نشینی‌ای «وحشت زده» و «بی نظم» شدند و مقدار زیادی از تجهیزات و تدارکات خود را پشت سر گذاشتند که نیرو‌های اوکراینی اکنون می‌توانند از آن استفاده کنند.

به نظر می‌رسد شکست اخیر مهر تاییدی بر تحلیل‌های کارشناسان دفاعی است که از ماه‌ها پیش می‌گفتند تسلیحات غربی باعث تغییر موازنه نظامی به نفع اوکراین شده و ارتش پوتین به شدت از نظر نیروی انسانی با کیفیت دچار کمبود است و به دلیل حملات موشکی از سوی جبهه مقابل این فرسایش نیرو تشدید شده است. این تحلیل‌ها حکایت از آن داشت که نیرو‌های روسیه ممکن است در نهایت به یک نقطه شکست برسند اگرچه تعداد کمی از آنان انتظار داشتند که این نقطه به این زودی و به شکلی چشمگیر فرارسد.

اگر در مورد کارلسون و دیگر تشویق کنندگان جناح راست برای پوتین منصف باشیم آنان تنها افرادی نیستند که به توهمات درباره پیروزی روسیه در جنگ چسبیده اند. نظریه پردازانی خود خوانده در مکتب «واقع گرایی» در سیاست بین الملل نیز وجود دارند که مقاومت اوکراین در برابر روسیه را بیهوده می‌دانستند و علیرغم شکست حمله اولیه پوتین در شش ماه گذشته وقت‌شان را صرفا درخواست از اوکراین برای ارائه امتیاز بزرگ به قدرت ظاهرا برتر روسیه کرده‌اند.

با این وجود، نکته‌ای خاص در مورد پذیرش رمز و راز قدرت روسیه از سوی طرفداران ترامپ و نیرو‌های دست راستی در امریکا وجود دارد: جهان بینی‌ای که تسلیم شدن افراد سرسخت را معادل اثربخشی اقدامات می‌داند. این جهان بینی، نه تنها در مورد ارتش روسیه بلکه در مورد نحوه برخورد با بسیاری از مسائل دیگر نگرش درست را مخدوش کرده است و ارزش این را دارد که بپرسیم این جهان بینی از کجا نشئت گرفته است.

بسیاری از جمهوری خواهان مدت هاست که پوتین را مورد تمجید قرار داده‌اند حتی پیش از آن که دونالد ترامپ رهبری جمهوری خواهان را در دست گیرد. برای مثال، در سال ۲۰۱۴ میلادی «رودی جولیانی» درباره پوتین گفت: «این چیزی است که شما به آن رهبر می‌گویید» و ترامپ حتی پس از حمله پوتین به اوکراین به تمجید از او ادامه داد.

بنابراین، دشوار نیست که درک کنیم تحسین پوتینیسم از سوی جناح راست طرفداران ترامپ و جمهوری خواهان از کجا می‌آید. از این گذشته، روسیه پوتین خودکامه، خشن، ضد همجنسگرایان است و کیش شخصیتی حول حاکمیت آن ساخته شده است. این موارد تمام آن چیز‌هایی هستند که جمهوری خواهان به آن علاقه دارند.

با این وجود، تحسین ارزش‌های یک رژیم به معنای ایمان به قدرت نظامی آن نیست. من به عنوان یک مدافع چپ میانه و طرفدار سیستم تامین اجتماعی قوی یا به زعم جمهوری خواهان به عنوان یک مارکسیست (که البته من نیستم) به دولت‌های رفاهی شمال اروپا مانند دانمارک بسیار فکر می‌کنم. اما من هیچ نظری در مورد کارآمدی ارتش دانمارک ندارم.

در میان اردوگاه راستگرایان تایید رژیم‌های اقتدارگرا همگی با ادعا‌هایی در مورد قدرت نظامی آن رژیم‌ها مرتبط است. برای مثال، در سال گذشته «تد کروز» درباره ویدئویی توئیت منتشر کرد که صحنه‌هایی از یک سرباز روس خشن با سر تراشیده شده را با ویدئوی عضوگیری ارتش ایالات متحده و یک سرجوخه زن که توسط دو مادر بزرگ شده بود را مقایسه کرد. کروز نوشته بود: «شاید یک ارتش بیدار و اخته بهترین ایده نباشد».

کانال مطالعات راهبردی آمریکا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»