زن، زندگی، آزادی، م. شبگیر 

گفت

وقتی که آتشش زدم

با شعله ها قهر کرده بود.

در این سالها 

گویا 

ضخیمتر و نم گرفته تر شده بود.

وقتی که آتشش زدم

قصد خداحافظی نداشت

و دود غلیظ اش

                آزارم می داد،

چونان ماری

           در پی شکاری.  

سال ها با من بود و

عادت به من داشت

و انگار 

     به من مهر می ورزید.

هر چند 

      هربار 

که به خانه باز می گشتم

به گوشه ای

       پرتابش می کردم

        بی مهر.    

و حالا زخمی

در دود و آتش 

به خود می پیچد،

و نسیم خشک پائیزی

موهای غمگین و آزاد مرا

با پنجه ی نرمش 

      شانه می کند.  

م. شبگیر      سپتامبر ۲۲ 

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»