تحلیل مفاد گزارشی محرمانه‌ از نابودی «سرمایه‌های اجتماعی» در رژیم جمهوری اسلامی، روح‌اله قاسم‌زاده (حقوقدان و فعال سیاسی از هامبورگ)

بی‌اعتمادیِ مطلق ایرانیان به وعده‌های پوشالی مقامات

طرح ملیِ محرمانه‌ای با عنوان « سنجش سرمایه اجتماعی کشور»  به سفارش « مرکز ملی رصد اجتماعی شورای اجتماعی کشور» توسط « دفتر طرح‌های ملی» وابسته به « پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» در سال 1393 تهیه و نتایج آن در فروردین 1394 در قالب گزارشی 82 صفحه‌ای و در تیراژ محدودی میان دست‌اندرکاران سیاسی و امنیتی رژیم توزیع شده است. این طرح مصوب جلسه شصت‌ودوم « شورای اجتماعی کشور» در 30 دی‌ماه 1392 به‌ریاست « رحمانی فضلی» (وزیر وقت کشور) است که همزمان رییس « شورای سیاستگذاری» و «شورای اجتماعی کشور» بوده است. لازم به ذکر است که «شورای اجتماعی کشور» متشکل از چند وزیر ( از جمله وزیر اطلاعات) رئیس صداوسیما، فرمانده نیروی انتظامی، رییس سازمان بسیج و رییس سازمان تبلیغات اسلامی است.  

پیش‌تر در سایت « پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» از این طرح به‌عنوان یک « طرح ملی » یاد شده و در سایت « مرکز رصد فرهنگی کشور» تنها  فایل پرسشنامه پیمایش ملی سنجش سرمایه اجتماعی کشور بارگذاری شده است. اجرای پیمایش و نظرسنجی نیز با مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران ( ایسپا) بوده است. بااین‌حال نتایج گزارش مزبور، در رده‌ی طبقه‌بندی « محرمانه» قرار گرفت و هرگز برای عموم منتشر نشد. نسخه‌ی شماره 5 این طرح، به پیمایشی از استان «البرز» اختصاص دارد. اگرچه محوریت نتایجِ گزارشِ مزبور با استان البرز است ولی اغلب با آمارها و ارقامی در سطح ملی نیز مقایسه شده شده است. ازاین‌رو، می‌توان گفت گزارش مزبور تصویر جامعی از فروپاشی «سرمایه‌های اجتماعی» در دو مقیاس استانی و ملی به‌دست می‌دهد. گزارشِ پیشِ رو برمبنای طرح محرمانه‌ای است که نگارنده به یک نسخه‌ی چاپی از آن دست یافته است و پس از اطمینان از صحت اثر، برخی نتایج قابل‌تامل آن را استخراج و گزارش‌وار ارائه می‌دارد. 

جامعه‌ی آماریِ پرسش‌شوندگان

جامعه‌ی آماری پرسش‌شوندگان این طرح ، افراد بالای 18 ساله، خانواده‌های شهری و روستایی است ( ص 22طرح مزبور) .  برابر صفحات 27 تا 30 ، در جامعه‌ی آماری این طرح  3/92 درصد پرسش‌شوندگان را ساکنان شهر،  1/54 را زنان و 4/49 را افراد 30 تا 54 ساله تشکیل می‌دهند. در این جامعه آماری، از نظر تحصیلی 8/34 درصد دارای تحصیلات دانشگاهی و حوزوی، 1/34 دارای تحصیلات دیپلم و مابقی زیردیپلم یا بی‌سواد بوده‌اند. افراد شاغل و خانه‌دار هرکدام بالای 34 درصد جامعه‌ی آماری را به‌خود اختصاص داده‌اند در رده‌های بعدی محصلان، بازنشسته‌ها و بیکاران قرار می‌گیرند. همچنین 2/96 درصد افراد این جامعه‌ی آماری را شیعه‌مذهب ، 4/2 درصد اهل سنت و 2/1 درصد را اقلیت‌های دینی تشکیل می‌دهند.

« شاخص پنداشت از موفقیت نظام»

فصل سوم گزارش به سرمایه‌ی اجتماعی استان در سطح کلان اختصاص دارد. پنداشت از عملکرد رژیم در حل مشکلات با طرح این پرسش که « به‌نظر شما مسئولان کشور در رفع و حل مشکلات تا چه اندازه موفق بوده‌اند» ارزیابی شده است. ( ص 33 طرح) این شاخص با عنوان « شاخص پنداشت از موفقیت نظام» ارزیابی شده است و نتایج آن برای رژیم  به‌شدت تکان‌دهنده است؛ از منظر استانی  برابر جدول 2-3 طرح ( ص 35) 2/76 درصد افراد ، موفقیت رژیم «در رفع و حل این مشکلات کشور» را کم یا خیلی کم،  3/19 درصد متوسط و تنها 9/7 درصد زیاد یا خیلی زیاد ارزیابی‌ نموده‌اند؛ در سطح ملی نیز با اندک تفاوتی، نتایج مشابهی به‌دست آمده است. صفحه‌ی 34 گزارش اعتراف نموده است که ارزیابی از موفقیت نظام در هیچ یک از حوزه‌ها، بالاتر از عدد قطبی 100 قرار ندارد.

 شکست رژیم در حل مشکلات بیکاری و فقر در صدر قرار دارد  (ص 34 طرح) در کنار بیکاری و فقر، رژیم در مقولاتی مانند تبعیض و نابرابری، گرانی و تورم، ناامنی، فساد مالی و ارتشاء، اعتیاد درمان و سلامت، مراقبت از محیط‌زیست و قانون‌گریزی چنان عملکرد ضعیفی داشته است که محاسبه‌ی درصدیِ«شاخص کلی پنداشت از موفقیت نظام» حکایت از ناکارآمدی مطلق رژیم ایران دارد؛ برابر جدول شماره 2-3 مزبور 6/72 درصد پرسش‌شوندگان البرزی، موفقیت نظام را خیلی‌کم و یا کم دانسته‌اند (میانگین کشوری حسب جدول فوق 2/64 درصد است). همچنین برابر جدول مزبور، کمی بیش از نیم‌درصد ایرانیان موفقیت نظام را خیلی زیاد و تنها 7/5 درصد ایرانیان«  موفقیت نظام » را زیاد دانسته‌اند. 

اعتماد سازمانی

برابر جدول 1-4 ( ص 46) درخصوص « توزیع درصدی اعتماد سازمانیِ پاسخگویان» 8/68 درصد به پایگاه‌های بسیج کم، خیلی کم یا تا حدوی اعتماد داشته‌اند و در مراتب بسیار پایین‌تری از نهادهای خنثایی مانند فروشگاه‌ها قرار دارد. مقایسه رضایت در مورد کیفیت خدمات سازمانی بیمارستان‌های خصوصی و دولتی نیز جالب توجه است ( ردیف  9 و 16 جدول ص 50). درحالی‌که 9/52 درصد پاسخ‌دهندگان کیفیت بیمارستان‌های دولتی را کم یا خیلی کم دانسته‌اند. کم‌‌تر از نیم‌درصد پاسخ‌دهندگان کیفیت بیمارستان‌های دولتی را خیلی زیاد دانسته‌اند درحالی‌که 6/44 درصد پاسخ‌دهندگان کیفیت بیمارستان‌های خصوصی را زیاد یا خیلی زیاد ارزیابی نموده اند. 

وظیفه‌نشناسی و ناپرهیزکاری اهالی حوزه‌های علیمیه

برابر جدول 11- 4 (ص 58 طرح) که به « توزیع درصدی وظیفه‌شناسی و پرهیزکاری» اختصاص دارد « معلمان، اساتید دانشگاه و پزشکان» در صدر قرار دارند ولی روحانیون و ماموران انتظامی و امنیتی  در رده‌ی بسیار پایینی ( حتی پایین‌تر  از قضات و پلیس) قرار دارند؛ برابر این طرح، 8/33 درصد پاسخ‌دهندگان روحانیون را دارای وظیفه‌شناسی و پرهیزکاری « کم یا بسیارکمی» دانسته‌اند . 8/36 درصد پاسخ‌دهندگان نیز این ویژگی را در روحانیون « تاحدی دانسته‌اند». 

برابر جدول 13- 4 (ص 60 ) برای ارزیابی عام‌گرایی گروه‌های شغلی و حرفه‌ای، از شرکت‌کنندگان درطرح پرسش شده است که در گروه‌های شغلی مانند روحانیون، قضات، اعضای هیات دولت، ماموران امنیتی، پلیس و… نگاه غیرتبعیض‌گرا در کدام گروه وجود دارد؟ در پاسخ به این پرسش اساتید دانشگاه در صدر قرار دارند. 

گریز از محافل حاکمیتیِ دینی

عضویت در انجمن‌های اسلامی ، هیات‌های مذهبی و پایگاه بسیج ذیل عنوان مشارکت اجتماعی( عضویت انجمنی) بررسی شده است. برابر توزیع درصدی پاسخ‌ها که در  جدول 9-5 گزارش (ص 73) آمده است تنها 4/ 2 درصد افراد در انجمن‌های اسلامی، 7/14 درصد در هیات‌های مذهبی و 1/16 درصد افراد در پایگاه بسیج عضویت دارند. 

ویژگی‌ها و ارزش‌های اخلاقیِ مسئولان رژیم 

جدول 4-8   ( صص 62-61 ) به ویژگی‌ها و ارزش‌های اخلاقیِ مسئولان رژیم اختصاص دارد.  برابر این جدول، « دروغگویی، کم‌کاری، سوءاستفاده از مقام، قوم‌وخویش‌بازی، باندی عمل‌کردن و رفتار تبعیض‌آمیز» در صدر ویژگی‌ها اخلاقی و هنجاری مسئولان رژیم قرار دارد. 9/43 درصد پاسخ‌دهندگان ویژگی « دروغگویی» در مسئولان را زیاد یا خیلی زیاد  و  38 درصد نیز ویژگی « دروغگویی» در مسئولان را « تاحدودی» دانسته‌اند. 

افول اخلاق ، ارزش‌ها  و ویژگی‌های اخلاقی جامعه ؛ بازتابی از استبداد دینی 

جدول 2-5 به توزیع درصدیِ ویژگی‌های اخلاقی و هنجاری میان مردم اشاره دارد . نتایج به‌دست‌آمده وحشتناک و به‌شدت شوکه‌کننده و حاکی از افول اخلاق در جامعه‌ی ایرانیِ تحت سلطه‌ی رژیم است. از دید 9/75 درصد افراد، دروغگویی و از دید  9/63 درصد افراد فریب و تقلب و از دید   3/71 درصد افراد « حرص» و از دید 1/66 درصد « ناامیدی»   «زیاد یا خیلی زیاد» در میان مردم رواج دارد. تنها 9/7 درصد افراد معتقدند که دروغگویی کم یا خیلی کم در جامعه رایج است. 4/11 درصد معتقدند که وجدانِ‌کاری در جامعه زیاد یا خیلی زیاد رواج دارد. تنها 1/15 درصد افراد معتقدند که « تظاهر و دورویی» کم یا خیلی کم در جامعه رواج دارد. 

تمایل به مهاجرت

برابر جدول 13-5 گزارش (ص 77) اگرچه بیش از 80 درصد افراد به «ایرانی‌بودن» خود « افتخار» دارند ولی 8/49 درصد افراد تاحدودی، زیاد یا خیلی زیاد تمایل به مهاجرت دارند.

امروزه نیز آمارها منتشره از سوی « صدخانه مهاجرت ایران» حاکی از میل شدید مهاجرت نه‌تنها در میان المپیادی‌ها، مشمولان « بنیاد ملی نخبگان» و رتبه‌های یک تا هزار آزمون سراسری بلکه در میان شهرواندن عادی‌ای است که هیچ آینده‌ی روشنِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در پیشِ روی خود نمی‌بینند. 

فقدان احساس امنیت جانی 

سنجش احساس امنیت با طرح پرسش‌هایی مانند « بعد از تاریک‌شدن هوا حین قدم‌زدن در خیابان و کوچه‌ها چقدر احساس امنیت می‌کنید؟» و «مردم تا چه اندازه از امنیت جسمانی و جانی برخوردارند» بوده است؛  برابر جدول 15-5 گزارش (ص 78) با عنوان «توزیع درصدی احساس امنیت پاسخ‌گویان»  درصد بسیاربالایی از شهروندان احساس ناامنی می‌کنند؛  54 درصد افراد  «احساس امنیت» کم یا خیلی کمی داشته‌اند ، 9/43 درصد افراد« امنیت جانی» کم یا خیلی کمی داشته‌اند و تنها 8/12 درصد امنیت جانیِ زیاد یا خیلی زیادی داشته‌اند. 

سخن پایانی:

پیمایش مزبور مربوط به سال 1393 و پیش از خیزش‌های سراسریِ دی‌ماه 96، آبان 98  و اعتراضات گسترده سال‌های‌ 1400 و 1401 است. بی‌گمان امروزه و در پی ازهم‌گسیختگی شیرازه‌ی اقتصادی کشور،  بی‌اعتمادیِ مطلق ایرانیان به وعده‌های پوشالی مقامات، نمایان‌شدن سبعیت رژیم در سرکوب مخالفان سیاسی و کشتار معترضان- به‌ویژه در آبان 98 و 1401 –  نه‌تنها افول بلکه نابودیِ مطلق سرمایه‌های اجتماعی در ایران به‌دست هیات‌حاکمه‌ی بی‌کفایت رژیم به‌طورکامل محقق شده است. نکته پایانی آن‌که در حالی‌که به اعترافِ پیمایش مزبور، شهروندان در کوی و برزن، « احساس امنیت جانی ندارند » ولی رژیم برای توجیه ماجراجویی‌های منطقه‌ای خود از یک‌سو و سرپوش‌نهادن بر سرکوب گسترده‌ی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ایرانیان از دیگرسو مدعی است « در عوض امنیت داریم»!  به گواهی تاریخ دیری نخواهد پایید که کشتار بی‌رحمانه‌ی شهروندان معترضِ به قتل « مهسا امینی»، دستگیری هزاران معترض و ناپدیدسازیِ اجباری صدها شهروند را نیز شاهدی بر این مدعا خواهد گرفت. اعتراضات اخیر اما شاید یک‌بار و برای همیشه فرصتِ ادامه‌ی حکم‌رانیِ نامشروع و این سناریونویسی‌های نخ‌نما را از رژیم سرکوب‌گر سلب نماید.   

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»