ایوان ماروویچ از رهبران جنبش آتپور در صربستان که نقش مهمی در سقوط میلوسویچ دیکتاتور این کشور در سال 2000 داشته پیش از این حرفهای خوبی گفته که برای شرایط امروز ما شنیدنی است.
ماروویچ “اعتراضات گسترده مردمی” یا همین چیزی که ما این روزها بهش “خیزش سراسری” میگیم را به عنوان مرحله اول میداند. جایی که مردم برای اعتراض به خیابان میآیند و حکومت هم همان پاسخ همیشگی را میدهد: سرکوب!
در این مرحله اگر جریان اعتراضی بتواند وارد فاز “عدم همکاری” بشود جنبش یک مرحله به جلو خواهد رفت. نمونههای عدم همکاری را چیزهایی چون کمکاری، اعتصاب، تحریم و یا مالیات ندادن دانسته است.
رژیم اگرچه می تواند مردم را در خیابان عقب براند یا بازداشت کند، اما در مقابل اعتصاب دستش بستهتر است. حتی شاید مجبور شود بخشی از نیروهای سرکوب را برای جایگزینی کسانی که دست از کار کشیدهاند به کار ببرد و دستش در خیابان خالیتر شود.
اگر اشتباه نکنم سال ۸۴ سندیکای شرکت واحد یک اعتصاب سازماندهی کرد و رانندگان اتوبوس شهری دست از کار کشیدند اما حکومت تعدادی سپاهی و بسیجی را به جای آنها فرستاد. چه اگر ناوگان حمل و نقل شهری بخوابد موفقت است و اگر نه نیروی سرکوب سرش گرم رانندگی اتوبوس می شود!
مرحله سوم بعد از اعتصاب که مهمترین مرحله قدرتگیری جنبش است، زمانی است که مردم شروع میکنند به ایجاد نهادهای موازی مانند کمیتههای محلی. اینجاست که دیگر رژیم هر کاری هم بکند، موفق نخواهد شد جلوی مردم را بگیرد، چون آنها در حال شکل دادن به نظام خود هستند.
توصیه اصلی ماروویچ اجرای تاکتیکهای عدم همکاری در سازمانها و موسسات حکومتی است، و معتقد است این میتواند موجب تحکیم جنبش شود و شرایط تغییر قدرت را به نفع جنبش فراهم کنند.
به طور خلاصه اگر بگوییم این سه مرحله را باید در نظر گرفت:
1- اعتراضات خیابانی
2- اعتصاب سراسری
3- ایجاد کمیته های مردمی و محلی
به نظر می رسد که خیزش سراسری ایران وارد مرحله دوم شده و اگر موفق جلو برود مرحله سرنوشت ساز سوم را پیش رو خواهد داشت.