کنشگری مدنی جدید در حال شکلدادنِ تحولات آینده ایران است
دلایل گوناگونی، نشاندهندۀ پویاییهای جامعۀ مدنی و کنشگری مدنی در ایران است. با وجود نگرانیای که در ایرانیان نسبت به مشارکت سیاسی و اجتماعی سراغ داریم، سطح غیرمنتظرهای از مشارکت مدنی از طرف گروهها و شهروندان سازمانیافته و غیرسازمانیافته وجود دارد. آنها با وجود همۀ تنگناها و فشارهای رسمی و غیررسمی، بارها در اعتراضات خیابانی و در کارزارهای مجازی اعلام داشتند که به دنبال مسیر متفاوتی برای آیندۀ خود هستند.
نشانههای تغییر در جامعۀ ایرانی، کم نیست. بااینهمه، کنشگران مدنی و نهادهای جامعۀ مدنی در ایران، دوران نگرانکننده و خطرناکی را از سر میگذرانند. در طول این سالها، حکومت در برابرِ نهادها و کنشگران سیاسی و مدنی، جنبشهای شهروندی و کارزارهایِ خشونتپرهیز، به خشونت متوسل شده است و تلاش کرده صدای آنها را تضعیف و خاموش کند. به عبارتی، جامعۀ سیاسی و مدنیِ مستقل بهعنوان یک نیروی اجتماعی که سبب تغییر و تحول میشود، از سوی حکومت پذیرفتنی نیست. اما این رفتار حکومت، پایان ماجرا نیست.
همسو با دگرگونی جهانی در کنشهای مدنی، نسلی از کنشگران مدنی جدید در ایران پا به میدان گذاشتهاند. نسلِ کنشگران مدنی نوظهور در زمینههایی مانند حقوق زنان و جوانان، پُرجنبوجوشاند. نسل جدید، وظیفۀ خود را برای گسترش جامعۀ مدنی و بهچالشکشیدن سیاستهای حکومت در موضوعاتی مانند آسیبشناسی اجتماعی و حقوق زنان بر عهده گرفته است.
این نسل برای فعالیت حول ایدهای خاص، دیگر خود را محتاج گذشتن از دالان پُرپیچوخمِ شکلدهی به یک گروه و تشکل در دنیای واقعی نمیبیند و به لحاظ کمّی، عمومیت بیشتر یافته است. به لحاظ کیفی نیز کنشگری نوظهور، بهنوعی تصویریتر، نمایشیتر و بهغایت «فردمحور» شده و «تکرار»، به عنصری مهم در آن تبدیل گردیده است[۱].
آنها تعدادی ابتکار خلاقِ مدنی را بهصورت آنلاین و آفلاین، راهاندازی کردهاند: «من دریاچۀ ارومیه هستم»؛ «دیوار مهربانی»؛ «تغییر چهرۀ مردانۀ پارلمان» و «دختران خیابان انقلاب» تنها چند نمونه از این ابتکارات است. این جنبشها الگویی از جامعۀ مدنیِ «از پایین به بالا» را دنبال میکنند. ویژگی بارز این نسل جدیدِ کنشگران، شجاعت مدنی و جسارت آنهاست که افسانههای قدرت حکومت را در هم میشکنند[۲].
با وجود این، حرکتهای این دسته از کنشگران مدنی جدید ایران از آنجا که بیواسطه عمل میکنند، «مرز میان کنش مدنی و سیاسی» را کمرنگ کرده و نسبت به کنشهای مدنی نسل پیشین رادیکالتر شده است[۳].
پژوهشی دربارۀ جامعۀ مدنی ایران نقش شبکههای اجتماعی آنلاین و مجازی را در این میان پررنگ میداند و آن را به مثابه سرمایۀ مهمی برای کنشگری نوظهور ایران برمیشمرد. شهروندان ایرانی به طور چشمگیری، جذب شبکههای اجتماعی شدهاند و از آنها برای تبادل اخبار و اطلاعات، شروع کنشهای مدنی و برقراری ارتباط، استفاده میکنند. گسترش شبکههای اجتماعی مجازی در ایران به کنشگران مدنی، فرصتی منحصربهفرد برای پیگیری کنشهای مدنی قانونی خود داده است[۴].
یکی دیگر از یافتههای این پژوهش نشان میدهد که رشد تجمعی اعتراضات اجتماعی (مانند اعتراضات کارگری و سندیکایی) در سالهای اخیر در حال افزایش بوده و اکنون یک روند انکارناپذیر در جامعۀ ایران است.
اگرچه بسیاری از این اعتراضاتْ فاقد سازماندهی و اجرای مناسب هستند، اما نشاندهندۀ نارضایتی عمومی از فساد و ناکارآمدی مقامات در برآوردن خواستههای اجتماعی شهروندان است. تعداد پرشمار تحصنها و تجمعات علیه فقر، تبعیض، بیکاری و فساد گستردۀ مقامات، حاکی از نارضایتی عمومی در جامعه است[۵]. شاید بتوان ویژگی مشترک اعتراضاتِ این سالها را گستردگی و درعینحال نداشتن رهبری مشخص دانست.
با وجود این، به گفتۀ یک جامعهشناس، «در بیست سال اخیر، بیشتر جنبشهای اجتماعی بزرگ دنیا (ازجمله خیزشهای عربی، جنبشهای اجتماعی در اروپا، در آسیا یا آمریکای لاتین)، همگی اعتراضیِ ناگهانی و خودجوش بودند؛ یعنی برخلاف جنبشهای اجتماعی گذشتههای دورتر، جنبشهای نسل جدید توسط سازمانهای مدنی و سیاسی، روشنفکران مرجع و رهبری از بالا هدایت نمیشوند.
در همۀ این تجربهها شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی، امکان ارتباط و سازماندهی میان کنشگران را فراهم میآورند. جنبشهای اعتراضی در ایران هم تا حدودی از همین جنس هستند؛ اما اگر این ویژگیها در ابتدای کار مانعی برای پیشرفتن جنبش نیست، در ادامه میتواند به یک عامل منفی و فلجکننده تبدیل شود؛ زیرا این جنبشهای خودجوش و این اعتراضات که از یک نوع مشروعیت طبیعی برخوردارند، اگر نتوانند در تحول خودشان به دو پرسش اساسی جواب بدهند، نمیتوانند موفق شوند.
این دو پرسش عبارتاند از اینکه چه «پروژۀ سیاسیای» دارند و چه چیزی را میخواهند تغییر دهند یا جایگزین چیزی کنند که مورد اعتراض آنهاست، و دوم اینکه چه رهبری از درون جنبش میتواند بهتدریج شکل بگیرد که هم دارای مشروعیت باشد و هم بر سر آن نوعی تفاهم جمعی به وجود آید.
او یکی از راههای رسیدن به یک همگرایی بزرگ را در ترسیم این پروژۀ سیاسی میداند که افقهای آینده را شکل بدهد و برای بیشتر مردم، پذیرفتنی و مطلوب به نظر برسد.
گروههای مختلف شهری، بهویژه طبقۀ متوسط شهری که موتور این جنبشها بهخصوص از نظر خواستههای دموکراتیک میتواند باشد، تا زمانی که احساس کند این حرکتها تنها سبب ناامنی و هرجومرج میشود و هیچ دورنمای تغییری دیده نمیشود، تردید خواهد داشت و به سمت این جنبشها نمیرود؛ اما با ارائۀ یک پروژۀ سیاسی روشن، این گروهها حس میکنند که تغییر و دگرگونیهایی که میتواند افق جدیدی پیش روی جامعه باز کند، به میان آمده است»[۶].
خلاصه اینکه به نظر میرسد کنشگری مدنی جدید با شتاب فزاینده در حال شکلدادن به تحولات آینده ایران است. بیشک این نسل جدید کنشگری، ضعفها و تنگناهای خاص خودش را هم دارد. از سوی دیگر، هر پدیدۀ اجتماعی که به هر دلیلی گسترش ناگهانی مییابد، مشکلاتی را در آغاز راه دارد که با افزایش تجربۀ جامعۀ ایرانی نسبت به سازوکار ساختارهای جدید، احتمالاً این مشکلات، با ایجاد راهکارهایی متناسب بهتدریج برطرف خواهد شد[۸].
[۱] .https://www.radiozamaneh.com/425026.
[۲] .Civil Society in Iran and its Future Prospects, p: 5.
[۳] .https://www.radiozamaneh.com/425026.
[۴] Civil Society in Iran and its Future Prospects, p: 5.
[۵] .Ibid, p: 7.
[۶].https://per.euronews.com20/11/2019/interview-saeed-paivandi-how-can-we-make-impossible-suppression-of-iranian-protests
[۷] .https://www.radiozamaneh.com/425026.
تحکیم ملت