امروز «زندگی و آزادی» با «زنانگی» پیوند خورده است، عادل مشایخی

در این سال‌ها، برخی «مسئله‌ی زنان» را به «نیمی از جامعه» و مسئله‌ی این «نیمی از جامعه» را به «حجاب» فروکاسته‌اند، و از این طریق دانسته یا نادانسته همدست تاکتیک‌های تفرقه‌افکن حکومت شده‌اند.

مسئله‌ی زنان ایرانی مبارزه با شکل‌های خاص قدرت و استثمار، و با محدودیت‌ها و مراقبت‌ها و نظارت‌هایی است که آن‌ها را از توان‌شان، از آن‌چه می‌توانند کرد، جدا می‌کند. «حجاب اجباری» فقط یکی از تکنیک‌های انقیاد و استثمار در نظام زیست-قدرتی است که زندگی را تنظیم و پایگان‌های اجتماعی و انواع و اقسام تبعیض‌ها را تولید می‌کند و وقتی در مواجهه با «توان زندگی» درمی‌‌ماند و احساس عجز می‌کند به ماشین تولید مرگ تبدیل می‌شود.

هر کس از این نظام قدرت و محدویت‌ها و مراقبت‌ها و نظارت‌های آن رنج می‌برد و علیه آن می‌جنگد، گونه‌ای «زن-شدن» را تجربه می‌کند.

مسئله‌ی زنان نه مسئله‌ی «نیمی از جامعه»، بلکه مسئله‌ی بشریت امروز است؛ مسئله‌ی همه‌ی بدن‌هایی است که به حاشیه رانده شده‌اند. امروز «زندگی و آزادی» با «زنانگی» پیوند خورده است. زنانگیِ این مبارزه آن امر سرمشق‌گونی [پارا-دیگماتیک] است که از مصادره‌اش، «از استقرار همان قدرت‌های پیشین با رهبران خودخوانده‌ی جدید»، جلوگیری می‌کند. رهبران واقعی این جنبش زنان‌اند.

کانال اتحاد بازنشستگان