حضور خیابانی مردم مماشات با رژیم سختتر کرده است
بعد از تعارف و تکلفهای مرسوم مثل حقوق بشر و چیزهایی مثل این، باید بپذیریم که بخش زیادی از «مواضع» بر سر چیزی به اسم «منافع» دور میزند. این منافع رابطهی مستقیم به توازن قدرت بین جامعه و حکومتها دارد. تا زمانی که جامعه صدایی ندارد، جامعهی بینالمللی ترجیح میدهد به نفت و صادرات و زد و بندهای پنهانیشان پرداخته و چشم بر جنایتهایی که در پنهان و آشکار بر مردم ایران تحمیل میشود ببندد. جنایتهایی که البته برای خود آنها هم محرز است اما با واکنش اجتماعی در ایران همراه نیست.
اما شرایط این روزهای ایران و ایرانیان متفاوت است. میلیونها نفر در داخل و خارج از ایران به خیابانها آمدهاند و خواستار عبور از جمهوری اسلامی هستند. این حضور، چشمبستن و مماشات کردن را برای سیاستمداران و دولتهای خارجی سختتر میکند. رسانهها مستقل بازتاب میدهند،
سلبریتیها حمایت میکنند و توازن قدرت با سرعت عجیبی در حال جابجا شدن است. در این شرایط جامعهی بینالملل تنها مواجه با منافع خود و جمهوری اسلامی نیست. گزینهی سومی به نام جامعهی ایران نیز در معادلاتاش ورود کرده است.
وزن این ورود بسته به استمرار حضور و اعتراض جامعه در داخل و خارج کشور دارد. اگر این صدا بلند باشد و بلند بماند، سیاستمداران بینالمللی در قبال چشمپوشی بر آن متحمل هزینه میشوند. هزینهای که میتواند گاهی بیشتر از منافعی باشد که از مماشات با جمهوری اسلامی میبرند. محکومیتها و بیانیهها و درخواستها برای توقف سرکوب در ایران از سوی سیاستمداران بینالملل الزاما نشانهای از تن دادن به خواست مردم ایران نیست. این توازن همچنان باید به نفع جامعه و خواست عمومی مردم تقویت شود.
فیسبوک نویسنده