یادداشت به اصطلاح تحلیلی خبرگزاری مشرق که برای توجیه و مشروعیت بخشی به کشتار مردم زاهدان که در تاریخ یکشنبه یازده مهر نوشته شده است را بخوانید.دستپاچگی نویسنده قدرت به هم بافتن مهملات را بطور کامل از او گرفته است.به حدی که حداقلی از ارتباط بین بندهای یادداشت با تیتر و موضوع وجود ندارد. و اشتباهات و دروغ های گل درشتی که نشان از تشویش،استیصال و درماندگی و به احتمال زیاد فشار از بالا برای تعجیل در نوشتن دارد در متن دیده میشود.
ابتدا خطا و دروغ
خطا: بند اول یادداشت”جلسه سری و مهم بین دو جاسوس فرانسوی و اعضای گروهک کانون صنفی و سندیکای شرکت واحد در یک کافه در خیابان جمالزاده برگزار شد” بندچهارم “البته هنوز این دو جاسوس فرانسوی قهوه خود را نخورده بودند که سربازان گمنام امام زمان(عج)بالای سر آنها حاضرشده و کل شبکه را دستگیر میکنند” دقیقا زیر همین بند در ویدئویی کوتاه نحوه بازداشت این دوفرانسوی در پایان سفر و هنگام خروج از کشور را نشان میدهد.همکاران فرهنگی و افراد دیگر هم که یا در خانه یا در هنگام بازگشت به خانه بازداشت شدند نه در کافه پیش از تمام نشدن قهوه شان.(که البته بجز سینمایی کردن ماجرا اهمیت دیگری ندارد)
دروغ: بند هفتم “این مرحله همان نقشه سوریهای شدن ایران است که دشمن سالها روی آن برنامهریزی کرده بود! پروژه سوریهای کردن باهدف اسقاط کشور اولین بار در نامه دو فعال رادیکال اصلاحطلب مطرحشده است.بهمنماه سال۱۳۹۶ درست یک ماه پس از اغتشاشات خیابانی توسط مصطفی تاجزاده از اعضای محفل هسته سخت اصلاحات و محسن مخملباف کارگردان فراری و چریک سابق طرحشده بود. دریکی از این نامهها مخملباف به تاجزاده گفته بود که ایران به باید بهسوی «سوریزاسیون» حرکت کند”(کپی متن)
در حالیکه در نامه مخملباف به تاجزاده و پاسخش به نقد تاجزاده صراحتا چند بار نوشته شده”شما از سوریه ای شدن ایران میترسید من ناراحت سوریه ای کردن سوریه به دست رهبر ایران و سپاه و کودتای خزنده روسیه در ایرانم” یا جای دیگر خطاب به تاجزاده میگوید”به من بگو کدام حزب، گروه، سازمان و چهره ملى شناخته شده ایرانى که خواهان سرنگونی استبداد دینى است و ایران را بدون ولی فقیه مىخواهد، به دنبال سوریهاى کردن ایران بوده و یا حتی کمتر از آن، خواستار اعتراضات خشونت آمیز مردم شده است؟حتى بدنه سپاه و بسیج و روحانیت نیز به دنبال سوریهاى کردن ایران نیستند.
این دو خطا و دروغ گل درشت بجز دستپاچگی و استیصال و درماندگی آیا میتواند علت دیگری داشته باشد؟
حالا هفت پرسش از نویسنده این مهملات!
یک: در کدام دادگاه اتهام جاسوسی دوفرانسوی اثبات شده است؟
دو: در سخنان رد و بدل شده بین معلمان و اعضای سندیکای شرکت واحد با دو فرانسوی چه موضوعی سری و پنهانی مطرح شده است؟
سه: بقول خودتان در یک جلسه در کافه چه آموزشهایی داده شده است که امروز منجر به اعتراض مردم ایران و بخصوص شهروندان زاهدان و کشتار آنها حتی کودکانشان شده است؟
راستی! مگر دو فرانسوی در زندان نیستند!؟ سه معلم مریوانی هم که به تازگی پس از دوران طولانی بازداشت و بازجویی با رد صریح این اتهام آزاد شدند.سه معلم دیگر و دو عضو سندیکا هم که هنوز در زندان هستند.پس آموزشهای آنها پس از چهار ماه چگونه به مردم ایران و اهالی زاهدان منتقل شده است؟ آیا ممکن است بازجوها بازیگر اصلی این نقش(جاسوس) بوده باشند؟اگر نه پس چه کسی و چگونه این کار را انجام داد؟
چهار: آیا ماجرای مرگ مهسا امینی و تجاوز فرمانده نیروی انتظامی به دخترک بلوچ هم بخشی از پروژه آنها بود؟
پنج: آیا علت سوریه ای شدن سوریه اعتراضات مردم سوریه و خواست کناره گیری اسد بود یا مداخله ایران و روسیه؟آیا اگر اسد مانند بن علی در تونس عمل میکرد و کشورهای خارجی مداخله نمیکردند باز هم سوریه، سوریه ای میشد؟
شش: چند بار در متن نوشته شده گروهک کانون صنفی معلمان.آیا میدانید کانون صنفی یک تشکل واحد نیست و در بسیاری از استان ها کانونهای صنفی مستقل با مجوز دولتی در حال فعالیت هستند (اگرچه طبق قانون اساسی برای ایجاد تشکلهای مدنی هیچ الزامی برای اخذ مجوز از دولت نیست) حالا بفرمایید مقصودتان از گروهک چیست؟ آیا ک آخر گروهک ک تصغیر و تحقیر توهین است یا ک مهر و تحبیب؟ امیدوارم در این حد ادبیات بدانید!
هفت: اگر شما نتوانستید به پرسش های قبلی پاسخ دهید،امیدوارم آنجا کسی باشد که بفهمد و بتواند بگوید بین اعترضات مردم در سراسر ایران و بویژه زاهدان و کشتار مردم بویژه کودکان با بندهای این یادداشت چه رابطه ای وجود دارد؟