چوپان دروغگو که نامش به دروغگویی شهره شده، یکبار دروغ گفت و نزد مردم بی اعتبار شد، حالا چطور مردم به رژیمی که مدام و سر هر مسئلهای دروغ میگوید، باید اعتماد کنند؟
در سه اتفاق بزرگ، رژیم سعی در لاپوشانی و دروغگویی کرد که در هر سه مورد افکار عمومی قانع نشد و رژیم همچنان تلاش مذبوحانه میکند تا روایت خودش را به عنوان واقعیت به مردم بفروشد.
در اتفاق هواپیمای اوکراینی، قتل مهسا امینی و این مورد آخر، زندان اوین، رژیم با پروپاگاندای خودش درصدد تحریف واقعیت و آنچه رخ داده است برآمده، اما اکثریت مطلق جامعه روایت حکومت را رد میکنند و به نظر میرسد تمام این تلاش ها برای وارونه جلوه دادن آنچه اتفاق افتاده، بیشتر مصرف داخلی دارد و فقط عدهی قلیلی هستند که تعریف حکومت را بعنوان واقعیت میپذیرند. همانها که خوراک فکریشان را از تریبونهای رسمی حکومت و صداوسیمای میلی تهیه و تامین میکنند.