قدرت به سر نیزه نیست! در قلب مردم است
یاران رفته با خط خونین نوشته اند
اوج ستم همیشه به طغیان رسیده است. حسین منزوی
سه سال پیش بعد از سرکوب خیزش آبان سال نود هشت نوشتم :” ما باز می گردیم .اما این بار وسیع تر و توفنده تر که بساط ظلم بر چینم.” حال برگشته ایم! بچرخ تا بچرخیم!
نوشتم :”جنایت هولناک، کشت و کشتار ظاهرا به پایان رسیده است .شحنهگان مست از بوی خون در کوچه ها می گردند.جنازه های جوان بر گور ها آرام می گیرند. بیمارستان ها لبریز از زخمی ها ، زندان ها انباشته از دستگیر شدگان است. حاکمان مست قدرت سرکوب! در حال رجز خوانی اند.
اما همه هیچ چیز پایان نیافته است. فضا انباشته از کینه و نفرت است. حال چهره فقر ،بیکاری ، هراس از آینده نا معلوم و ستم عریان تر گردیده است. به کوچکترین بهانه لشگری از تحقیر شدگان، محرومان ،ستم دیدگان ،پا برهنگان بار دیگر خشمگین ترو گسترده تر به میدان خواهند آمد. من در اوج قدرت نمائی حکومت اسلامی فرو پاشی آن را می بینم.
فروپاشی بنائی که از روز نخستین شالوده آن بر ظلم جنایت ،دزدی، فساد، دروغ و مصلوب الحقوق کردن مردمان این سرزمین از حداقل خاسته های انسانی ،حقوق بشری و حتی فردی ریخته شد.بنائی که معماران آن چهار دهه است تلاش می کنند از ملت یک امت بسازند.امتی که چیزی جز تعبد و چاکر منشی ندانند.اما زمان به گونه ای مدام کار فرسودن خود را ادامه میدهد. از آن بنای آرمانی امالقری اسلامی تنها پایه های موریانه خورده ای باقی مانده است.بنائی که در تداوم بر آمد ها و نهایت یکی شدن تمامی ملت در طوفانی سهمگین فرو خواهد ریخت. دیگر کمتر ایرانی است که زوال این حکومت را نبیند و نخواهد.
قدرت به سر نیزه نیست! قدرت دردست، در قلب مردمی است که در سایه آزادی و دمکراسی برای ساختن یک جامعه انسانی به میدان خواهند آمد. هیچ لشگر سر تا پا مسلح قادر نگردیده و قادر نخواهد شد. حاکمان مستبد را از خشم و خروش مردم نجات بخشد. من سال پنجاه هفت در بطن فریاد و خروش عظیم مردم بودم. زمانی که به عبث دنبال مردی مجنون به نام خمینی در آرزوی بهشت حاصل از جمهوری اسلامی پای می کوبیدند. می دیدم که چگونه هر روز که بر انبوه جمعیت افزوده می شد. قدرت و اعتماد به نفس تصور نشدنی در جمعیت ایجاد می گردید .قدرتی که چون سیل جاری می شد. این اصلی ترین راز شکست ناپذیری خیزش های مردی است. قدرت در جمع!!
هر سرکوب برای مدتی سکوت ایجاد می کند. اما قدرت آزادی، قدرت نان ، قدرت داشتن کار ، قدرت رویای یک زندگی بدون دغدغه از گرسنگی ،بیکاری ،بی خانمانی و یافتن آرامشی حداقل در یک زندگی آرام ،عادلانه! بر سکوت مرگبار حاصل از گلوله پیروز می شود. بار دیگر توده مردم را در وسعتی گسترده تر قدرت عروج میبخشد. حتی اگر هیچ رهبری نداشته باشند.
زمانی که اعتراضات جنبش سبز آن چنان وحشیانه سرکوب گردید. حکومت از رفع فتنه گفت. “یوم الله عظیم” راه انداخت. خیزش دی ماه با ترکیب طبقاتی متفاوت تر پای در میدان نهاد .سرکوب شد حاکمان سرشار از پیروزی ختم هر گونه اعتراض و بر آمدی را با اولدرم و بیلدرم را اعلام کردند .اما در فاصله ای بسیار اندک این خیزش گسترده با مجموعه ای گسترده تر از تمام اقشار و طبقات و عمدتا طبقات محروم و بیکار مانند تندری از تمامی گوشه و کنار کشور برخاست .نمایشی از ابعاد عظیم لشگر گرسنگان و خواسته های بر آورده نشده اقتصادی و اجتماعی آن ها.
این ویژگی میدان مبارزه است که شهامت می بخشد .کسی که یک بار قدرت خود را درمیان توده در میدان به نمایش می گزارد هرگز آن نیروی قدرتمند بر آمده از درون خویش را که با شور هزاران انسان دیگر می آمیزد از خاطر نمی برد. باطوم می خورد، زخمی می شود و زیر شکنجه توبه می کند. توبه ای که به نخستین نغمه چکاوک خفته در گلوگاه یک ملت شروع به نغمه خوانی می کند! آزادی را فریاد می زد. توبه می شکند. بار دیگر بال می گشاید ،سینه سپر می کند و تن به طوفان جدید می سپارد. هیچ روح عدالت خواه و آزادی طلبی نیست که ده ها بار زمین به خورد اما برنخیزد. آنچه که این توده وسیع را به میدان کشید اعتراض به گرانی بود.اعتراض به بیداد رفته بر او.با هر اعتراضی فاصله مردم از حکومت بیشتر ودره بین آن ها و حکومتیان عمیق تر می شود.
حکومت در این چهل سال هر ویرانی و خرابی که تصور کنی در این کشور ببار آورد. اموال عمومی به تاراج برد و میلیاردها دلار ناشی از فروش نفت را در سیاه چاله جمهوری اسلامی تفکرات مالیخولائی مردی مستبد ،خود شیفته. محو ونابود کرد. آخرین توان ورمق اقتصادی مانده از حکومت پهلوی را کشید و چرخه اقتصاد از حرکت بازداشت. حال کفگیر به ته دیگ رسیده است .به گونه ای که دولت حتی توان پرداخت حقوق کامل نیرو های سرکوب خود را نیز ندارد. کارگران، کارمندان ،پزشکان ، معلمان و بازنشسته ها می شود که ماه ها حقوق دریافت نکرده اند. آنوقت حکومت از پیروزی سخن می گوید.
دامنه این فقر و فلاکت هر روز بیشتر خواهد شد و فنر خشم و نفرت مردم فشرد تر؛ و فنر فشرده باز خواهد شد و خیابان باردیگر صحنه برخورد خشونت بارتربا ترکیبی متفاوت تر که متاسفانه گریزی نیست !خواهد شد هرروز از توان حکومت کاسته خواهد شد. به موازات آن بر نزدیکی و تجمع مردم برای حضور مجدد و مجدد در خیابان ها برای یکسره کردن تکلیف خود با حکومت خواهد افزود.
این موازنه دیر گاهی است به سود مردم به هم خورده است. هر فساد، هر اجحاف ،هر بیبرنامگی و کاسته شدن از توان اقتصادی حکومت. تضعیف او! نتیجه گیری و قضاوت بیشتر مردم و وسیع تر شدن دامنه مخالفان و معترضان خواهد شد.
بگذر حکومت چون کبک سر در برف کند وما تحت مسلح خود به افتخار بالا بگیرد . آنچه پیش می رود افزوده شدن لحظه به لحظه مخالفان حکومت است .چشم انداز و بشارت نبرد های پی در پی در میدان.
شب ما عشق خواهد زد این را فجر می گوید
که پیش از صبحدم با مژده میلاد می آید. “منزوی”
امروز بعد سه سال می نویسم “صبحدم با مژده میلاد از راه رسیده از پشت شب تیره در حال بالا آمدن است! روشنی و گرمی خورشید در انتظار ماست .”