با هر رخداد خرد و کلان انقلاب پیش رو که از دی نود و شش آغاز شد و طی هفته های گذشته شتابی تاریخ ساز به خود گرفت نشان و نشانه ای از همبستگی عمومی یا همان اجماع ملی را آشکار کرد.
به نظر میرسد که همبستگی اجتماعی در پرتو خیابان و دانشگاه، مدرسه و بازار، کوچه و محله در سنندج، تهران، زاهدان، رشت و ده ها شهر کوچک و بزرگ نمادی از رهائی ست.
اگر بپذیریم که انقلاب بزرگ ایران حکومت انسان کش ارتجاع دینی را به حاشیه خواهد کشید، اگر بپذیریم که تبعیض انسان کش علیه زنان، اقوام و طبقات تهیدست را ویران خواهد کرد در چنین هنگامه ای ست که همبستگی عمومی و اجماع ملی شیرازه چنین انقلابی تلقی می گردد. بدون چنین امری ممکن نیست که بتوان به استبداد دینی فائق آمد و آنرا ریشه کن کرد.
تجربه اجتماعی جامعه ما از خیزش هیجده تیر، جنبش هشتاد و هشت، خیزش دی، قیام آبان درسی تاریخی به ما داد که صرفا با تکیه به همبستگی عمومی در کف خیابان و با تکیه به اعتراضات و اعتصابات گسترده در پرتو مقاومت مدنی بر اساس دفاع مشروع، نابودی حکومت دینی متصور است.
شاید هیچ متفکر و فرزانه ای، هیچ حزب و دسته و گروهی توان برآورد همبستگی ملی را که طی این چند هفته آشکار شد، نداشت. یک صدا از کردستان تا تهران از تهران تا یزد از یزد تا زاهدان ما شاهد شعار جانم فدای ایران از کردستان تا تهران، کردستان چشم و چراغ ایران، از یزد تا کردستان جانم فدای ایران و … ابراز همبستگی از تبریز برای کردستان، همبستگی با مردم بلوچ همه و همه نشان داد انسجام ملی بیش از همه وقت برای ریشه کن کردن نظام استبدادی و حکومت دینی، موروثی مهیا شده است.
سخن پایانی این است که انقلاب علیه روحانیت با همبستگی ملی عجین و نه تنها قادر خواهد بود که استبداد دینی را در گام های پیش رو از میان بردارد بلکه در این روند نهادهای مردمی برآمده از متن و بطن جامعه همچون سازماندهی محله محور که سر آغاز انجمن ها و شوراهای مردم نهاد است، در گام های آتی انقلاب در تثبیت آزادی و رفاء عمومی نقش مهمی ایفا خواهند کرد و شاهد زنده شدن انجمن های ایالتی ولایتی انقلاب مشروطه در شکلی مدرن خواهیم بود.