پیرو جباریت و مکاریت حکومت، در شب تلخ و جانفرسای سرکوب و کشتار اوین، نگرانی از کشتار زندانیان به بهانه شورش بود. این موج و هراس، واقعی بود چرا که حکومت بارها چنین کرده است.
اما امروز یکی از ابعاد این سرکوب که از سوی مقامات نظام جلوهی تهدید و توجیه پیدا میکند، بر شک بر عمدی بودن ماجرا میافزاید.دادستان کل کشور آن را برنامه از پیش تنظیم شده دشمن میداند، اما گویی آقایان بر آن برنامه اشراف داشتهاند.
کریمی قدوسی نماینده پر مسئله مجلس آن را توطئه میداند که میخواستند عوامل دشمن امثال مهدی هاشمی و دو تابعیتی را بکشند و به گردن نظام بیندازند، اما نظام این نقشه را خنثی کرد!
هم مکاریت نظام در سیاستگریاش روشن است و هم جباریت کشتار آن اما آمیختن این دو، وضع را متفاوت میکند و این پیچیدگی در برابر ملت است نه خدمت به مردم.
اما چرا این مکاریت به کار گرفته میشود؟ برای پوشاندن جباریتی که همراه آن است و بیرحمی آشکاری است.
در جریان قتلهای زنجیرهای، نظر هاشمی این بود که چند نفر سابقهدار را بگیریم و آنها اعتراف کنند که به دستور یک کشور اروپائی این را جنایت کردهاند تا نظام آسیب نبیند. یعنی از کشتار نویسندگان که ترس ایجاد کرده است، دو منظوره استفاده کنیم، هم مخالف را کشتهایم و هم خود را تبرئه و قاتلان را مجازات کردهایم.
سخنان کریمی قدوسی هم چنین برنامهای را تداعی میکند، منتها این بار اقدامی صورت گرفته است و وی دارد مردم را میترساند که در آینده ما این کار را خواهیم کرد. یعنی میکشیم، بعد هم میگویم تقصیر و برنامه خارجی بود. حتی مهدی هاشمی و دو تابعیتیها را هم تهدید میکند. این موضع کشتار صورت گرفته را هم توجیه میکند.
اما چرا کریمی قدوسی از ماجرا چیز دیگری میسازد؟ اگر قرار بود که دو تابعیتیها کشته شوند باید ماجرا از بند ۴ شروع یا بند ۴ به مهلکه وارد میشد. در صورتی که بند ۴ با مختصری اعتراضات با فشار پلیس سرکوب شده و زود به داخل بند بازگشتهاند. کسی هم به دو تابعیتیها کاری نداشته است. پس قدوسی دورغ میگوید اما چرا دورغ میگوید؟
برای اینجاد ترس، چون حکومت بارها جباریت نشان داده است. همچنین اگر جنایتی کرد، از قبل بر گردن دیگران بیندازد.
دادستان کل کشور، هم تهدید به اعدام کرد و هم موضعی گرفت که واقعه را به گردن خارجی انداخت و آن را هدایت شده خواند. اما اگر چنین است با توجه به آمادگی نیروهای سرکوب، چرا واقعه کنترل نشد و با کشتار و سرکوب و تخریب شدید پایان یافت؟ در صورتی که آمادگی بود و حضور نیروهای انتظامی در اوین مشهود بوده است و حتی وجود ماشین نارنجکانداز که آن صداهای انفجار را باعث شده است، ادعای حضور انتظامی و امنیتی را تائید می کند. با این وصف چرا با این شدت سرکوب و کشتار صورت گرفته است؟
برای ترساندن بوده است؟
روش حکومت در کنترل چنین است. یعنی با سرکوب و کشتار کنترل میکند. حکومت به دلیل ناکارامدی همیشه با بیشترین هزینه اوضاع را کنترل میکند و بعد هم علیه دیگران مدعی میشود؟ اما نتیجه کار حکومت یکسان است، سرکوب و کشتار و بعد فرار از مسولیت و به گردن خارجی انداختن برای توجیه ناکارامدیاش در امور.
کشتار و سرکوب اوین هشیاری میطلبد تا افکار عمومی طوری بسیج شوند که انگشت مسولیت به طرف حکومت باشد.
پیرو جباریت و مکاریت حکومت، در شب تلخ و جانفرسای سرکوب و کشتار اوین، نگرانی از کشتار زندانیان به بهانه شورش بود. این موج و هراس، واقعی بود چرا که حکومت بارها چنین کرده است.
اما امروز یکی از ابعاد این سرکوب که از سوی مقامات نظام جلوهی تهدید و توجیه پیدا میکند، بر شک بر عمدی بودن ماجرا میافزاید. دادستان کل کشور آن را برنامه از پیش تنظیم شده دشمن میداند، اما گویی آقایان بر آن برنامه اشراف داشتهاند.
کریمی قدوسی نماینده پر مسئله مجلس آن را توطئه میداند که میخواستند عوامل دشمن امثال مهدی هاشمی و دو تابعیتی را بکشند و به گردن نظام بیندازند، اما نظام این نقشه را خنثی کرد!
هم مکاریت نظام در سیاستگریاش روشن است و هم جباریت کشتار آن اما آمیختن این دو، وضع را متفاوت میکند و این پیچیدگی در برابر ملت است نه خدمت به مردم.
اما چرا این مکاریت به کار گرفته میشود؟ برای پوشاندن جباریتی که همراه آن است و بیرحمی آشکاری است.
در جریان قتلهای زنجیرهای، نظر هاشمی این بود که چند نفر سابقهدار را بگیریم و آنها اعتراف کنند که به دستور یک کشور اروپائی این را جنایت کردهاند تا نظام آسیب نبیند. یعنی از کشتار نویسندگان که ترس ایجاد کرده است، دو منظوره استفاده کنیم، هم مخالف را کشتهایم و هم خود را تبرئه و قاتلان را مجازات کردهایم.
سخنان کریمی قدوسی هم چنین برنامهای را تداعی میکند، منتها این بار اقدامی صورت گرفته است و وی دارد مردم را میترساند که در آینده ما این کار را خواهیم کرد. یعنی میکشیم، بعد هم میگویم تقصیر و برنامه خارجی بود. حتی مهدی هاشمی و دو تابعیتیها را هم تهدید میکند. این موضع کشتار صورت گرفته را هم توجیه میکند.
اما چرا کریمی قدوسی از ماجرا چیز دیگری میسازد؟ اگر قرار بود که دو تابعیتیها کشته شوند باید ماجرا از بند ۴ شروع یا بند ۴ به مهلکه وارد میشد. در صورتی که بند ۴ با مختصری اعتراضات با فشار پلیس سرکوب شده و زود به داخل بند بازگشتهاند. کسی هم به دو تابعیتیها کاری نداشته است. پس قدوسی دورغ میگوید اما چرا دورغ میگوید؟
برای ایجاد ترس، چون حکومت بارها جباریت نشان داده است. همچنین اگر جنایتی کرد، از قبل بر گردن دیگران بیندازد.
دادستان کل کشور، هم تهدید به اعدام کرد و هم موضعی گرفت که واقعه را به گردن خارجی انداخت و آن را هدایت شده خواند. اما اگر چنین است با توجه به آمادگی نیروهای سرکوب، چرا واقعه کنترل نشد و با کشتار و سرکوب و تخریب شدید پایان یافت؟ در صورتی که آمادگی بود و حضور نیروهای انتظامی در اوین مشهود بوده است و حتی وجود ماشین نارنجکانداز که آن صداهای انفجار را باعث شده است، ادعای حضور انتظامی و امنیتی را تائید می کند. با این وصف چرا با این شدت سرکوب و کشتار صورت گرفته است؟
برای ترساندن بوده است؟
روش حکومت در کنترل چنین است. یعنی با سرکوب و کشتار کنترل میکند. حکومت به دلیل ناکارآمدی همیشه با بیشترین هزینه اوضاع را کنترل میکند و بعد هم علیه دیگران مدعی میشود؟ اما نتیجه کار حکومت یکسان است، سرکوب و کشتار و بعد فرار از مسئولیت و به گردن خارجی انداختن برای توجیه ناکارآمدیاش در امور.
کشتار و سرکوب اوین هشیاری میطلبد تا افکار عمومی طوری بسیج شوند که انگشت مسئولیت به طرف حکومت باشد.
کانال نویسنده