اعتراضات در ایران منحصر به خیابان نیست .
این ادعا نشات گرفته از همان نفهمی حاکمیت در شیوه حکمرانی است. اعتراضهای خیابانی در ایران را نمیشود با متر کمیت سنجید، چون بر خلاف کشورهای دمواتیک که امنیت معترض تامین است، در کشورهایی مثل ایران که مساله جان مطرح است، حضور معترضین سوای جمعیتشان، نشان از یک جمع بزرگتر همدل است. انتظاری از حاکمیت برای درک این نکته ندارم.
اعتراضات در ایران منحصر به خیابان نیست، هر چند هنوز هم در خیابان جریان دارد. اعتراض در ایران فرم های متفاوتی دارد و به خاطر اجتماعی بودن و لایه لایه بودن جنبش، زبان های متفاوتی به خود میگیرد. به اعتراض الناز رکابی و نوع واکنش مردم در فرودگاه و شبکه های اجتماعی و تفسیر تصویر او در دیدار با وزیر علوم توجه کنید.
این جنبش بر دوش جنبش های گذشته به خصوص هشتاد و هشت قرار گرفته و شکل جدید به خود گرفته است. به شخصیت تاریخی مردم ایران برای شکست قدرت مطلقه از مشروطه تا کنون توجه کنیم. این شخصیت تاریخی، اعتماد به نفس تولید میکند.
این جنبش را سکانسی از جنبشی بزرگ تر برای ” شناسایی شهروند ایرانی” و “اعاده عرصه عمومی” میدانم. این جنبش، سکانسی از یک جنبش بزرگتر است و در آینده هم تداوم خواهد داشت. به خصوص اینکه بازه های زمانی اش کمتر شده. به سمت فراطبقاتی شدن در حرکت است. بر روابط افقی و شبکه ای استوار شده و ابتکارات شهروندی در داخل ایران مبنا و موتور محرکه جنبش است.
به نسبت هشتاد و هشت، هم با تعدد بازیگر مواجه شده ایم، هم هنر مردمی ابعاد گسترده ای یافته و زنانه بودنه اش محوری تر شده. من گسترده شدن هنر مردمی را نشانه ای مهم از تکثیر مدنیت در ایران میدانم.
نگرانی چیست؟ عقب ماندگی رو به افزایش حاکمیت و پیشرفته بودن جامعه ای متکثر و صاحب تجربه است که با انسداد دموکراسی نمایندگی به علت یکدست سازی قدرت، در دموکراسی رادیکال که در جامعه مدنی غیر رسمی ، جمع های همبسته شهروندی در سطح اجتماع تبلور می یابد، پیشرفت داشته است. نگرانی، هزینه بالای تحمیل شده از سوی حاکمیتی است که از جامعه اش عقب مانده و نمی فهمد و هیچ نشانه ای عقبگرد در آن مشاهده نمیشود.
هنوز تا جنبش همگانی راه درازی داریم. زمانبر است اما ملات لازم را داریم و نیازمند تکثیر کنش های نمادین، تسخیر عرصه عمومی اعم از شبکه های اجتماعی و خیابان و مکان های عمومی هستیم. در صورت تداوم این مجموعه کنش ها ی گسترده و پراکنده حتی با فاصله زمانی اقشار همدل و مردد به معترضین خواهند پیوست. همگانی شدن این جنبش ممکن است و تمام تلاش حاکمیت در راستای ممانعت از تحقق آن است.
” قهرمان گرایی دموکراتیک” ، ورود شهروند راوی ـ کنشگر در عرصه سیاسی ایران، نشانی از تحولات ساختاری در عرصه عمومی و نقطه اصلی خوشبینی من به ایران آینده است که بر ویرانه استبداد دینی، توان ساخت دموکراسی را دارد. دورنمای این جنبش را مثبت میدانم هر چند جنبش ها نیازمند مراقبت و ارتقا و خلاقیت و نقد درونی هستند.
کانال نویسنده