جسارت و سیمای دختری آزاد از واژه به واژه نوشتههای سارینا میچکید
سارینا اسماعیلزاده شعر مینوشت، عاشق کتاب و فیلم و موسیقی بود، دوست داشت ولاگر (ویدیو بلاگر) شود، شعرها و دلنوشتههایش را در کانال تلگرام پر مخاطباش به اشتراک میگذاشت. از عشق مینوشت، از زن، زندگی، آزادی، بیعدالتی، خشم، سیاست، شب… احساساتش را بیپرده بروز میداد، از خندههایش در تاریکی عکس میگرفت و از گریههایش در روشنایی… عاشق پدرش بود، پدری که بسیار زود او را ترک کرده بود، و با گلهای رُز قرمز بر سر مزار پدرش میرفت، اما فکر نمیکرد به این زودی در طبقه بالای مزار پدرش برای همیشه آرام بگیرد.
سارینا اسماعیلزاده یکی دیگر از کودکان کشتهشده در جریان اعتراضها به مرگ مهسا امینی است. او متولد ۱۱ تیر ۱۳۸۵ بود و هنگام مرگ تنها ۱۶ سال و دو ماه داشت. کشته شدن این نوجوان در جریان اعتراضهای اخیر توسط سازمان عفو بینالملل و سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ تایید شده است.
یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، درباره نحوه کشته شدن سارینا اسماعیلزاده به زمانه گفت جمعه ۱ مهرماه در جریان اعتراضها در کرج بر اثر ضربات باتون به سرش کشته میشود.
مطالب کانال تلگرام سارینا اسماعیلزاده در حالی با محتوای میل به خودکشی تغییر کردند که مطالب او در کانال یوتیوب و اکانت شخصی اینستاگراماش خلاف این را نشان میداد. او در ویدیوهای یوتیوب دختری بسیاری شاد، پر انرژی و پر از میل به زندگی است.
سارینا، دختری که آرزو داشت
سارینا دوست داشت یک «ولاگر» -کسی که ویدیو بلاگ دارد- شود، او یک کانال یوتیوب داشت و ویدیوهای مختلفی تهیه میکرد و با مخاطبانش به اشتراک میگذاشت. در ویدیوهایش او بسیار دختری شاد، پرانرژی و با انگیزه است. دختری که میخواهد تجربه کند، کشف کند و متفاوت باشد.
در کانال تلگرام پر طرفداری که داشت شعرها و دستنوشتههایش را منتشر میکرد و گاهی هم از خودش عکس میگذاشت. او سه کانال تلگرامی دیگر هم داشت که در آنها عکس، موزیک و جملات قصار منتشر میکرد.
شعرها و نوشتههای سارینا از دختری پر از احساس، با درکی عمیق از مسائلی پیرامونش خبر میدهد. در یکی از ویدیوهایی هم که در کانال یوتیوباش گذاشته، او به مسائل و دغدغههای اجتماعی از جمله «حجاب اجباری» پرداخته بود.
سارینا در بخشی از این ویدیوی ۱۲ دقیقهای میگوید:
«مردم یک کشور چه انتظاری میتوانن داشته باشن از کشور خودشون؟ رفاه، رفاه، رفاه… نه چیز دیگهای… وضعیت اقتصادیمون داغونه، فرهنگمون داغونه، اصالتمون داغونه، یک سری محدودیتهایی که مخصوصا برای زنها خیلی بیشتره مثل حجاب اجباری، خیلی از ممنوعیتهایی که واسه پسرها نیست، مثلا ما حتی یه استادیوم نمیتونیم بریم، بحث خیلی بیسیکیه [ابتدایی] و اینقدر شنیدیم که همهمون اذیت میشیم…»
کانال جامعه شناسی زن روز