دخترکانم عزیزانم سلام،
خواستم بگویم حسابی دلتنگتان هستم. نزدیک به دو ماه میشود که از هیچ کدام تان خبری ندارم. قرار گذاشته بودیم تا اگر کلاس سوم معلم تان نشدم برای تان از دانش آموزان سال آینده ام بگویم و نامه بنویسم.
فرزندانم باید بگویم امسال به هیچ کلاس درسی نرفتم. امسال را با خشم و بغض و عصبانیت میگذرانم. نگرانم نشوید. یادتان هست که میگفتم خشم و عصبانیت هم احساس های خوبی هستند. ما با هم یاد گرفتیم هرگاه خشم و عصبانیت سراغ مان آمد اول بپذیریم که خشمگین هستیم و بعد او را بشنویم. بعد از خوب شنیدن خشم مان از او حرف بزنیم.
امروز مردم ایران به نقطه ای رسیده اند که خشم شان را فهمیده اند. حرف های خشم شان را شنیده اند و حال با صدای بلند خشم شان را فریاد میزنند. بخاطر دارم در گفتمان های مان به این نتیجه رسیده بودیم که فریاد زدن بد نیست. واکنش طبیعی مان نسبت به یک اتفاق است. چه خوب باشد و چه بد. ما در کلاس درس مان یاد گرفته بودیم فریاد های هم را بشنویم و با هم در مورد فریاد های مان صحبت کنیم.
یکبار یکی از دوستان تان نتیجه ای گرفته بود: “آنکس که نمیخواهد فریاد دیگری را بشنود، ظالم است و ستمگر.” باید به او بگویم این روزها فریاد مردم ایران شنیده نمیشود. آری ظالمان و ستمگران تاب شنیدن فریاد را ندارند. عزیزکانم آرزو میکنم از خاطر نبرده باشید در گفتمان های مان تصمیم گرفتیم با ظالم و ستمگر چگونه باشیم.
دوست داری همیشگی تان عاتکه رجبی
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران