آیا به نیرویی کارسازتر از این جوانان اعتقاد داریم؟ نشان دهیم!
روزهای آتش و خون، روزهای گذر با شهامت هزاران هزار جان عاشق از دالان های مرگ ساخته شده توسط نیروهای سرکوب.روزهای اشک، روزهای ماتم برای زیباترین فرزندان این آب و خاک .روزهای افتخار.روز های آینده ساز.
روزهایی که قفل دروازه بسته شده به جهلی هزاروچهارصد ساله! دروازههای قفل شده بسوی آینده توسط نابکاران حاکم! با دست های پرقدرت جوانان و نوجوانان این سرزمین یکی بعد دیگری به بهای جان شکسته می شود.تا آزادی دامن کشان از دروازه های گشوده شده بگذرد.جان های خسته از این هم جور و ستم حکومت اسلامی را آرامش بخشد.
جوانانی آگاه که تلاش میکنند! شادی این عنصر حیات بخش را که از قلب های مردم ربوده شده. بار دیگر در زندگی جاری سازند.شادی این محرک زندگی !این عنصر امید بخش که شور و شادابی حیات را بر جای اندوه و غم نشسته این سالیان تلخ بر جان مردم می نشاند. رخوت حاصل از نا امیدی و بی چشم اندازی را بر می گیرد .حرکت و میل به ساختن را جایگزین بی تفاوتی می کند.
جوانانی که تلاش می کنند تا بار دیگر این سرزمین جایگاه علمی و تاریخی شایسته خود را در بین کشورهای پیشرفته و متمدن جهان باز یابد. تاریخ خود را با سربلندی بنویسد. این همه به بهای مبارزه این جوانان و نو جوانان ممکن گردیده و در همراهی اکثریت مردم امکانپذیر است. نسلی که هنوز در باورمان نمی گنجد که آفرینندگان بزرگ این رهائی ملی باشند.
باور نمی کنیم چرا که به تمامی نه! حتی با نیمی از شور و اطمینان این جوانان پای در میدان نمی نهیم .تا شکوه مبارزه در میدان را در یابیم. هنوز آن باورهای محتاطانه حاصل از محافظه کاری سنی ،سنتی،تاریخی ! باور به عقل های پنجاه سال به بالای ترازو بر دست .مانع از این می شود که سوالاتی چند پیش روی خود بگذاریم و منصفانه، بدون پیش داوری به آن ها جواب دهیم .
سوال نخست! از عموم از پدران و مادران .از احزاب و گروه ها .از کسانی که یک انقلاب کلاسیک همراه با کارگران و زحمتکشان را مطرح می سازند .هنوز نمی توانند فرارویی این جنبش عظیم را بیک انقلاب خاتمه دهنده این حکومت فاسد تصور کنند.
آیا زمانی مهم تر و سرنوشت ساز تر از همین زمان موجود که این همه نیروی جوان و آماده هر گونه فداکاری در میدان مبارزه حضور دارند؟ در نظر دارید؟ نیرویی که بتوانند میدان بیایند و کاری کار ساز تر از همین کار امروز جوانان انجام دهند؟
نیروی پشتیبان این نیروی متشکل از کارگران ،کسبه ،کارمندان ،روستائیان که جملگی از متوسط سنی بالاتر از چهل سال هستند کیست ؟ آیا نیرویی غیر از همین جوانان هستند که امروز در صحنه حضور دارند؟
فردا بدون حضور این جوانان که امروز با تمام توان به یاریشان نشتافته ایم چه خواهیم کرد؟ چرا نمی توانیم قبول کنیم زمانه ،نسل ،خواسته ها ،شیوه های مبارزه و نگاه به مسائل . ترسیم آینده مولفه های دیگری پیدا کرده اند که نسل جوان به راحتی آن ها را درک و به آن ها عمل می کند.
چرا جنبش عظیم امروز که نزدیک به دو ماه است با تمامی فداکاری در میدان حضور دارد و با تک لک سلول های خود حس نمی کنیم ؟شاید ما نیز در انتظار منجی نشسته ایم؟ حال آن که همین نیروی حاضر در میدان اصلیترین نیروی تغیر است!
هرکس که عشق به آزادی و رهائی از شر حکومت آخوندی دارد .مسئول است و باید به این جنبش مدرن و آکنده از بوی جوانی،نشاط و هم گام با جهان معاصر پاسخ مثبت دهد ! به یاریش بشتابد! این بزرگترین وظیفه ماست!