جنبش انقلابی فعلی ۱۴۰۱، ریشه در کجا و چگونه رشد می کند؟ اکبر دهقانی ناژوانی

بخش دوم

بعد از انقلاب ۵۷ رشد و نمو جهل مذهبی خداگونه:

 شست و شوی مغزی و مسخ شدن مردم ریشه چند قرنه و چند دهه دارد. مردم از نظر ذهنی، روحی، عقلی، احساسی و جسمیگرفتار خدایان شورشی مطلقگرای مذهبی، ناسیونالیستی، قومگرایی، کمونیستی افراطی شده بودند. در زمان رژیم محمد رضا شاه انحصارگرایان درباری، آخوندهای درباری، مذهبی های افراطی، بخصوص خمینی به افراط و تفریط مردم افزودند. اپوزیسیونهای چپ و راست مذهبی و غیر مذهبی هم متوهم، واداده و بعضی از آنها خود فروخته بودند و آگاهانه و نا آگاهانه به این بحران کمک می کردند.

برای اطلاع بیشتر به مقاله«   » مراجعه بفرمایید! اما این مسخ و شست و شوی مغزی بعد از انقلاب ۵۷ در زمان حکومت مطلقگرای آخوندیسم ولایت فقیهی به اوج خود رسید، یعنی تمام خدایان شورشی مذهبی، ناسیونالیستی، قومگرایی و کمونیستی افراطی حاکم بر ذهن، روح و جسم مردم و اپوزیسیونها همگی در برابر خدای شورشی مذهبی خمینیسم ناب محمدی رنگ باختند و رفتند زیر سلطه آن و مجبور شدند به آن به عنوان خدای شورشی بزرگ لایزال مذهبی لبیک بگویند. خدایان شورشی در ذهن و روح اپوزیسیون و در ذهن و روح مردم برای حکومت مطلقه خودشان به هواداران خود و مردم می گفتند که ای عزیز جون به فرمان ما خدایان شورشی در ذهن و روح خودتان آگاهانه و نا آگاهانه از خدای شورشی مذهبی رژیم آخوندی کورکورانه پی روی و به نفع رژیم آخوندی عمل کنید. اگر خدای شورشی مذهبی مطلقگرای آخوندی در قدرت بماند، ما خدایان شورشی مذهبی، ناسیونالیستی و کمونیستی افراطی در ذهن و روح شما مردم و شما اپوزیسیون در قدرت و حکومت آخوندی شریک و با هم با دشمن مشترکمان سرمایه داری می جنگیم و آن را شکست می دهیمپیش به سوی راه رشد غیر سرمایه داری». ما خدایان شورشی، بخصوص خدای لایزال مذهبی ولایت فقیهی بر حق و از همه برتر و بالاتر هستیم. خدای شورشی مذهبی آخوندی به آخوندها، مذهبیهای افراطی، ناسیونالیستها و کمونیستهای افراطی گفت که به فرمان من خدای شورشی یکتای مذهبی ناب محمدی، افراد بی عقل و کم سواد را با چندرغاز به خدمت بگیرید و با کمک آنها با تهدید از مردم بخواهید که مطیع حکومت مذهبی ولایت فقیه باشند و دنبال عقلگرایی و علمگرایی نروند.

عقل آنها باید زیر سلطه من خدای شورشی مذهبی آخوندیسم باشد. اگر عده ای مقاومت کردند و نخواستند زیر بار بروند، آنها عقلگرا و کافر هستند و باید در راه من خدای بر حق قربانی جانی و مالی بشوند. تا آنها ضعیف و ما و جبهه ما قوی و من خدای باری تعالی از شما مردم و شما اپوزیسیون واداده راضی شده و ذهن و روح و جسم شما را آنطور که می خواهم و لازم می دانم تنظیم کنم. به این طریق من خدا شما بنده های گناه کار را می بخشم و می آمرزم‌. من خدایان ناسیونالیستی، قومگرایی و کمونیست افراطی را زیر سلطه و مطیع خود آورده ام. مهم این است که من خدای شورشی مذهبی آخوندیسم افراطی بر ذهن و روح شما حاکم مطلق باقی بمانم و چیزی از خدایی مطلق من کم نشود، حتی اگر به ضرر جامعه و محیط زیست تمام شود. بعد از انقلاب یک چنین جوی حاکم شد. افراد مذهبی از مردم عادی گرفته تا حکومتی ها خواسته و نا خواسته همه اسیر خدای شورشی مذهبی بودند. خدای مذهبی، ناسیونالیستی، قومگرایی و کمونیستی در ذهن و روح این مردم زیر سلطه خدای مذهبی آخوندی گرفتار بود و از این مردم عقب افتاده می خواست که به فرمان خدای مذهبی آخوندیسم فرد و افراد جامعه را به چهارمیخ بکشند که ای عزیز جون تو بنده و امت اسلام ناب محمدی هستی و باید بنده وار کمبودهای ذهنی، روحی، عقلی و احساسی ما مذهبی ها و خدای مان را با جان دل بخری و این کمبود ها را به حساب خود نوشته و آنها را بر طرف کنی.

این منجلاب شورشی مذهبی افراطی خداگونه را با جان و دل بپذیر و شکرچنین نعمتی را بجای آور. مردم مسخ شده از روی اجبار، نفهمی، بی عقلی بیش از حد به مذهب آخوندیسم وابسته بودند و یا اگر هم مذهبی نبودند و به آخوندها وابسته نبودند می بایستی سکوت اختیار و زیر سلطه آخوندیسم قرار می گرفتندبرای افراد مذهبی افراطی، بخصوص آخوندها این جا افتاده بود که خدای شورشی مذهبی درون فردی و درون جمعی خودشان کمبودهای هزار و چهارصد ساله مذهبی دارد. در جامعه و محیط زیست خرابی به بار می آورد، ولی از آنجایی که بی عقل و از نظر ذهنی، روحی و جسمی بیش از حد به این خدای شورشی مذهبی وابسته بودند، این مذهبی ها و این آخوندها به روی مبارک خود و به روی مبارک خدای مطلقگرای درونی خودشان نمی آوردند که مبادا از جلال جبروتی این خدای مذهبی کمی کاسته شود. در مذهب ما عیب نیست ، عیب در شماست، پس بنابراین مذهبی ها، بخصوص آخوندها مدام به دیگران تحمیل می کردند که ما مذهبیها، بخصوص آخوندها و خدای شورشی درون ذهن و روح خودمان هیچ عیب و ایرادی نداریم و به حق هستیم. خرابی های ما از شما است و شما مقصر اصلی هستید. شما باید آنها را جبران کنید، حتی اگر لازم باشد قربانی شوید. چرا؟ چون ما آخوندها و خدای ذهنی و روحیمان با کمبودهای زیاد، حرفی برای گفتن نداریم و اگر حرف زور در کار نباشد کم کم مردم آگاه می شوند و دیگر زیر بار خدایان شورشی ما مذهبیها، بخصوص آخوندها نمی روند و خرابی ها و تقصیر های ما مذهبی ها و خدای مذهبی ما را به گردن نمی گیرند و خرابی های ما را با جان و دل و مالی جبران نمی کنند، در نتیجه خدایان مطلقگرای حاکم بر ذهن، روح و جسم ما مذهبی ها، بخصوص آخوندها ارضاء و راضی نمی شوند.

در این حالت خدایان شورشی مذهبی در ذهن، روح و جسم ما آخوندها به جان هم افتاده و با خودشان می جنگند و این خدایان شورشی جنگ طلب ذهن و روح ما مذهبی های افراطی را به آشوب کشیده و از ما مذهبیها می خواهند که آتش به اختیار عمل کنیم. خدایان شورشی جنگ طلب مذهبی، این مذهبی های افراطی، بخصوص آخوندهای اصولگرا ، اصلاح طلب و سپاه پاسداران را به جان هم انداخته و از خودی های نظام قربانی می گیرند تا یکی از این خدایان اصولگرایی، اصلاح طلبی و یا سپاه پاسداری بر دیگری پیروز شود و از طرفی این خدایان شورشی مذهبی هزار فامیل با مردم جان به لب رسیده می جنگند تا شاید مردم عقب نشینی کنند.

اولا مردم چیزی ندارند که از دست بدهند و دوماً با شناختها و تجارب زمان شاه و بخصوص زمان آخوندی این رژیم و هزار فامیلش و اربابان خارجیش را خوب شناخته اند و در نهایت در این نبرد مردم ایران پیروز میدان هستند، منتها نباید فراموش کرد که در این نبردها، هنوز خود مردم و اپوزیسیون با خدای شورشی خودشان آنطور باید و شاید تسویه و تصفیه حساب نکرده اند، چون اولا خدای شورشی آنها هنوز زیر سلطه خدای شورشی مذهبی آخوندی و اربابانش گرفتار است.

دوما خدای شورشی مردم و همچنین اپوزیسیون ریشه چندقرنه و چند دهه در مذهب افراطی، ناسیونالیست افراطی، قومگرایی افراطی و کمونیستی افراطی دارد و هنوز در چگونگی رشد و حرکت مردم به طرف انقلاب ابهاماتی بوجود آورده و می آورد و سوما گرایشهای جنبشی مردم( عقل سلیم، احساس سالم، انعطاف پذیری، انتقادپذیری، تعامل، قانونمداری  و منطق ) هنوز به آن شکل در ذهن، روح و جسم مردم جا نیفتاده اند. چهارم بعد از پیروزی انقلاب مردمی ما مردم هنوز راه طی نکرده زیاد داریم که چاله چولهزیاد دارد، البته اینها به مرور اصلاح می شوند و  در قسمت سوم به آنها بیشتر می پردازم.

این مقاله قسمتی از کتابی است که اینجانب در آلمان منتشر کرده ام.

پاینده و جاوید ایران و مردم دلاورش

اکبر دهقانی ناژوانی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»