یک پاسخ میتواند این باشد:
اگر ندای تغییر را در استخوانهای خود درک کردهاید، بدانید که باید اقدام کنید. از این که نمیدانید چگونه، ترس نداشته باشید. قدمهای اول را بردارید و برای بیان دقیق آن تغییری که در استخوانهای خود درک کردهاید، دست به قلم شوید، مختصات تغییر را دقیق بیان کنید و کسانی را با درک خود سهیم کنید و از دیگران برای درک و اجرای گامها یاری بخواهید؛ هرچند این گامها بدون عیب و نقص نباشد.
سپس خود را به نقد بگذارید و اجازه بدهید درک دیگران بخشهایی از درک شما را تکمیل کند.
گوش دادن به استخوانها که از آموزههای درونگرایانه استخراج شده و سپس در کتابهای آموزشی کنشگران مدنی چون «فایده انقلاب چیست اگر نتوانیم برقصیم» روایت شده، به فعالان یاداوری میکند که:
اولا فعالان واقعی خواستار تغییر باید به ندای درون خود اطمینان کنند.
دوم این که درک تغییر مثل دانش، قابل سرایت است. افرادی که با حساسیت بیشتر قضایا را بهتر درک میکنند، به دیگران نیز یاداوری میکنند که باید درک خود را از تغییر بروز بدهند و هشدار میدهند که پیامد نادیده گرفتن ندای تغییر که در درون خود درک کردهاند میتواند به تخریب فردی و از خودبیزاری بینجامد و پتانسیل انسانی آنان را به دست باد بسپارد.
@davtalaborg