دیدار مرد گاز انبری با نیرو های سرکوب! ابوالفضل محققی   

رئیس مجلس اسلامی قالیباف برای حمایت کردن، روحیه دادن، در گوشی به فرماندهان جانی وعده پاداش دادن، به دیدار مشتی لات و جنایت پیشگانی رفت! که در این روزهای اخیر با سنگدلی تمام چه بسیار خانواده ها را به سوک عزیزان نشانده اند.

تف بر صورت چنین نماینده و رئیس مجلس بی‌شرفی که درمیان اشک و خون یک ملت،‌در کمال وقاحت بی آنکه از شرمی از کشته شدن کیان کوچک،از کشته شدن دختران و پسران جوان داشته باشد. مردی که در هر موقعیتی قرار گرفت مشتی دزد ،فاسد،جنایت کار بدور خود جمع کرد .دزدید وچاپید .دزدی های میلیاردی .زمین های مصادر شده. پول هائی که به خون این ملت آغشته است. مردی که برای نوه به دنیا نیامده اش کاروان خرید سیسمونی روانه ترکیه می کند. اما از بی مادر شدن کودکان شرمی نمی کند.

بقول برادر شیرین عقلش” جعفر” شبانه راهی اصفهان می شود. تا ساعت مچی بی‌نظیری که شاید در دنیا بیشتر از چند عدد نباشد خریده و به کلکسیون ساعت های خود اضافه کند.
یک روز احمد خمینی در مورد رفیق دوست گفت:” کرایه حمل پدرم از فرودگاه چقدر بود که این آدم این همه می چاپد و می برد اما چشمش سیر نمی شود؟ او نمی دانست که این پادش راه اندازی دسته لات هائی است که رفیق دوست ازکف خیابان ها جمع کرده و حمله به نیروهای خواهان آزادی و عدالت را سازمان دهی میکرد.

حال جا دارد کسی بپرسد مزایای پسر خاله بودن با مجتبی خامنه ای چقدر است؟  که “باقر خان گازانبری”  بخاطر آن حاضر به هر گونه خوش رقصی و دم جنابانی مثل امروزاست.در چنین روزهائی که مجلس باید غم خوار ملت باشد. رئیس مجلس به نمایندگان کم از…. گرا میدهد که به دستگاه بیداد نامه داده وخواهان اعدام معترضان باشند.

تنها یک جانی بی همه چیز می تواند در راس مجلس بنشیند وقیحانه خاک در چشم مردم عزادار و خشمگین نسبت به نیروهای سرکوب بپاشد! اقدام ببوس و کنار با این جنایت کاران بکند .کسی که بعنوان رئیس مجلس بر اریکه به اصطلاح خانه مردم تکیه زده! انتظاری به رفتن و دیدار از مادران عزادار از وی نیست.  حداقل احترام به جایگاه مجلس ،احترام به سنت و تاریخ مجلسی که بسیار جان های عزیز بخاطر برپائی آن قربان شده اند. از بازی تلخ تاریخ او به ناحق بر جایگاه نماینده مردم در آن نشسته! سکوت اختیار کرده جای خود می نشست. عملی که امروز او وقیحانه انجام داد، جز تحقیر مردم و رودروئی بی‌شرمانه با مردم نیست.

حوصله بحث و تجزیه تحلیل این که چرا در چنین شرایطی قالیباف به دیدن نیروهای سرکوب می رود ندارم. اینکه رفتن رئیس مجلس یک کشور به دیدن نیروهای سرکوب که بعد سه ماه کشت، کشتار و مسلما خسته از این عمل جنایت کارانه که نفرین ،نگاه حقارت آمیز و انتقام جویانه یک ملت را با خود دارد چه معنا و پیام خاصی دارد!

دیداری که می تواند از یک طرف نشان از هراس و  تزلزل در بین نیروهائی که سه ماه ماندن در خیابان و رودرروئی با مردم بسیار سوالات در ذهن آن ها ایجاد می کند باشد. از طرف دیگر این امیدواری را به این نیروها بدهد! که وقتی نماینده مردم در عالی ترین سطح به دیدارمان آمده است. پس از نوعی حمایت مردمی برخورداریم.

خرج کردن بیشرمانه از نام مردم واز کیسه مردم. البته با حساب قالی باف تضمینی برای موقعیت های بالاتر و مقرب تر شدن . ” قالیباف! اگر زمان اجازه دهد.این باراین تو بمیری! از آن تو بمیری هایی نیست که با محاصره گاز انبری تمامش کنی.” مسلما این اقدام قالی باف که چیزی کم وقاحت نامه نوشتن نمایندگان مجلس به جلادان قوه قضائیه نیست .هرگز از ذهن مردم زدوده نخواهد شد.

در تاریخ روزنگار ادوار مجلس خواهد ماند و خواهند نوشت: “رئیس مجلسی که بخاطر حمایت نیروهای سرکوب و قاتلین مردم و روحیه دادن به آن ها در روز روشن در پیش چشم مادران عزادار به دیدار این جانیان رفت در آغوششان کشید و گفت “دست مریزاد!نهراسید !بزنید !بکشید! که رهبری و من و مجلس منتخب پشت سر شماست !”

غافل از طوفان خشمی که برانگیخته است .منتظرباش آقای “سسمونی خر! ملقب به مرد گاز انبری!” نوبت تو نیز خواهد رسید.شب دراز قلندران بیدار.