تاملی بر جنبش ژینا : امر سیاسی یا امر فرهنگی؟ محمدرضا زمردی

نابرابری جنسیتی ریشه در تاریخ وفرهنگ ما دارد

در دو سه ماه اخیر شبحی بر فراز ایران شکل گرفته و مناسبات دولت و ملت را متلاطم کرده است. جنبشی که پس از جان باختن مظلومانه مهسا امینی دختر جوان اهل کردستان در پایتخت، شکل گرفت چنان زخمی بر روان خیل عظیمی از ایرانیان زد که بزرگترین جنبش اعتراضی پس از انقلاب ۵۷ را شکل داد.

اعتراضی که با شعار زن زندگی آزادی ظهور کرد نمی توانست صبغه و سیاقی سیاسی به خود نگیرد. چرا که این سیستم حکمرانی زن ستیز و زندگی گریز و آزادی فرسا بوده است. زن تراز این نظام در خدمت خانواده پدرسالار ایرانی تصویر می شد. زندگی مطلوب در ذیل این سیستم ، هماهنگ با منویات قرائت رسمی از دین قلمداد می گردید. و آزادی به معنی مدرن کلمه هم عین بی بند و باری و غربزدگی تلقی شده و اساسا به رسمیت شناخته نمی شد و مروجانش از دیرباز منفور انقلابیان بوده و لیبرال در قاموس رهبران نه یک مفهوم سیاسی که ناسزایی زننده انگاشته می شد.

با این اوصاف سمت و سوی سیاسی یافتن این جنبش امری کاملا طبیعی بود و اصلا دور از انتظار نبود. اما به نظر می رسد فروکاستن جنبش مهسا به مبارزه ای سیاسی خطر به حاشیه رفتن و مغفول ماندن وجوه فرهنگی این حرکت اعتراضی را نیز در پی داشته باشد.

برغم این که در دهه های اخیر ستم سیستماتیک بر زنان و نابرابری جنسیتی و اعمال سلطه بر بدن زنان به شدت دنبال شده است اما بر آگاهان پوشیده نیست که پدرسالاری بدون وجود خانواده پدرسالار اساسا امکان بازتولید نمی داشت و لذا تغییر سیاسی تضمینی برای دگرگونی برابری جویانه در مناسبات جنسیتی به دست نمی دهد!

به تصور نگارنده که برای مدتی مدید هم دغدغه های سیاسی داشته و هم دل‌مشغول انواع صور نابرابری جنسیتی در این دیار بوده این لحظه ی تاریخی خطیری است. حکومت های خودکامه بر تمام شهروندان ( به شرط دوری از منویات قدرت و در متابعت و هماهنگی نبودن) ستم روا می دارند. در عین حال بر زنان در چنین جوامعی به خاطر وجود وجوه پدرسالارانه در فرهنگ و سیاست ستمی مضاعف اعمال می شود.

به بیان دیگر با دمکراتیزاسیون ساخت قدرت متمرکز شاید مانع بزرگی برای تحقق برابری جنسیتی از میان برداشته شود اما از آنجایی که نابرابری جنسیتی ریشه در تاریخ و فرهنگ ما دارد و در نظام شخصیتی و عمق ناخودآگاه هم رسوخ و رخنه داشته است نمی توان با سهل انگاری و ساده سازی به مسأله نگریست و تحقق دمکراسی در ساحت سیاست را برای محو صور تبعیض و ستم بر زنان کافی دانست. از اینرو به تصور نگارنده فروکاستن این جنبش اعتراضی به مبارزه ای سیاسی رویکرد نادرستی است و می تواند وجه فرهنگی این جنبش را به شدت تحت الشعاع قرار دهد.

▫️با توجه به این که ناهمواری ها و دشواری های انکارناپذیری در مسیر تغییرات سیاسی در این دیار وجود دارد ؛ به نظر می رسد که گره زدن ابعاد فرهنگی جنبش به مطالبات سیاسی آن خطر ناامیدی و دلسردی را برای کنشگران در پی خواهد داشت. هرگونه کوشش برای کمرنگ کردن نابرابری ها و تبعیض های جنسیتی و مقابله با زن ستیزی و ستم بر زنان مبارک و مغتنم هست و اگر این سخن دچار بدفهمی واقع نشود حتی در دل همین سیستم هم باید به آن خوشآمد گفت. ضمن این که مطالبات و اهداف این جنبش مترقی که به نام زن و با پیشگامی زنان آغاز گردیده در صورت نبود حکومت کنونی هم موضوعیت خواهد داشت.

▫️ ما در آغاز راهی بزرگ هستیم و نباید اجازه داد که شور عظیمی که ابعاد وجودی سترگی دارد و می تواند منشأ رهایی بخشی و بهروزی پایداری در این سرزمین رنجدیده واقع شود با زخم ها و حرمان های احتمالی ناشی از انسداد سیاسی احتمالی دچار اتلاف گردد و فرصتی تاریخی برای یک دگرگونی عظیم فرهنگی و آگاهی بخش از کف برود.

▫️برغم دردهای سوگناکی که حوادث اخیر بر این جامعه وارد آورده, این که زنان و مردان در کنار هم برای برکشیدن و برساختن ایرانی آگاه و آباد و آزاد همراه شده اند بسیار نوید بخش و امید آفرین است و وظیفه همه ی همدلان با این حرکت است که به قدر وسع خود آن را قدر بدانند و از گزندها ایمنش دارند. چنین باد.

محمدرضا زمردی| پژوهشگر اجتماعی

⚛ @Zane_Ruz_Channel

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»