رفتار جمعی کنشگران صنفی میتواند به تغییر سیاسی دامن بزند، اما هویت صنفی خود را حفظ میکند.
کارگران و کامیونداران و برخی مشاغل دیگر از جمله واحدهای صنعتی، در حرکتهای اخیر جمعی خود، هوشمندانه با اعتصاب عمومی برای تحول همراه شدند؛ اعضای حرکتهای جمعی صنفی اخیر در طول مدت کوتاهی دریافتند که با حفظ هویت صنفی میتوانند برای همراهی با موج تحولخواهی اخیر، هزینه رفتارهای پرسشگرانه را نیز پایین بیاورند.
هرچند نمیتوان درباره انگیزههای فردی شرکتکنندگان بدون پرسشهای دقیق از آنان حکم داد ولی میدانیم که موقعیت عمومی جامعه، همیشه بر انگیزههای فردی و جمعی تاثیر میگذارد پس میتوان گفت که دستکم درصدی از شرکتکنندگان در اعتصابات اخیر به انگیزه همراهی با جو عمومی تحولخواهی در جامعه دست به اعلام جمعی مطالبات صنفی زدند.
همچنین میدانیم که بخشی از تحولخواهی اخیر نیز میتواند به دلیل قطع امید از پاسخ گرفتن مطالبات اقتصادی در شرایط کنونی جامعه تشدید شده باشد و در ضمن، نارضایتیهای گسترده اقتصادی که دست کم از سه سال پیش شدت گرفته و سرکوب شدهاند، در فضای تحولخواهی گسترده امروز از سوی قدرتمداران و تصمیمگیرندگان در بخشی از مدیریت بحران کنونی به سرعت جدی گرفته میشوند و وعده گرفتن از مسئولان، سادهتر شده است.
میبینیم که در شرایط ضروری کنونی، اعتمادسازی میان چند نفر اولیه برای ساخت یک گروه صنفی کوچک، مبنای حرکتهای بزرگی شده است؛ گروههایی که تلاش میکنند تا حد امکان ناشناس باقی بمانند.
در چنین شرایطی، گروههای صنفی به سرعت باید ایرادهای سازمانی خود را تا حد امکان کم کنند تا بتوانند مطالبات صنفی را به شیوهای سیستماتیک پیگیری کنند و در سطح وعده و وعید متوقف نشوند.
فعالان شرایط کنونی همچنین باید استراتژیهایی را پیش ببرند که تفکر باور به رفتار جمعی صنفی را بدنه نیز تزریق کنند، با چند همکار همدل بنشینند و نقاط ضعف و قدرت دیگر گروهها را تحلیل کنند، درس بگیرند و به سرعت در تکثیر نقشهای رهبری و تقسیم کار بر بیایند که یک قدم از سرکوب جلو باشند.
در شرایط ویژه، پیدا کردن افراد همدل ساده نیست ولی آمادگی و آموزش معمولا با سرعت بیشتری انجام میشود.
پس اگر تنها چند گروه صنفی بتوانند سازمانیابی خود را حفظ کنند و در صدد رفع برخی از ایرادهای اولیه بر بیایند، میتوان انتظار داشت که اعتصابات و موج مطالبهگری صنفی وارد مرحله جدیدی شود.
@davtalaborg