حکم اعدام محسن شکاری در بالاترین سطوح سیاسی- امنیتی ج.ا تصمیمگیری شده و کار یک شعبه قضائی نیست. دو روز قبل از آن علی خامنهای در یک سخنرانی عمومی آدرس محسن شکاری را داد…
چرا محسن شکاری برای اعدام انتخاب شد نه یکی از کسانی که متهم به قتل بسیجیان کردهاند!؟
علی خامنهای دو روز قبل از اعدام زنده یاد محسن شکاری در یک سخنرانی عمومی آدرس او را داد: «ماشین سوار را تهدید میکنند که باید بایستی، یا بوق بزنی یا چی بگی، والّا ماشینت را چنان میکنیم؛ عامل تهدید، اینها باید مجازات بشوند. قوه قضائیه با قدرت؛ بحمدالله سرپا و زنده و پرانگیزه هم هست؛ باید مجازات کنند آنها، پس ما هم نصیحت داریم، هم مجازات داریم. قدیمها زخمهایی که خوب نمیشد را داغ میکردند!»
از بیرون که به تراژدی اعدام محسن شکاری نگاه میکنیم همه به درستی متفقالقول هستیم که برای ایجاد ترس در بین مردم است. اما اگر به اندرونی سراپرده حکومت نگاه کنیم میبینیم که یک انگیزه مهم این اعدام دادن دلگرمی و پشت گرمی به بدنه حامی نظام و نیروی سرکوب است که در این ماهها دچار تردید شده که چرا نظام سست شده و ابهتش شکسته است!؟
انتخاب محسن شکاری برای اعدام حساب شده بود. اگر فردی متهم به قتل یکی از بسیجیان را اعدام میکردند بدنه حامی نظام دلگرمی و اقتداری در آن نمیدید چون فکر میکرد کار مهمی صورت نگرفته و تنها یک مرتکب قتل اعدام شده است. انتخاب فرد دیگر شاید برای نظام هزینه بینالمللی کمتری هم داشت، وقتی او را متهم به قتل بسیجیان میکردند.
وقتی خامنهای در دفاع از قوه قضائیه میگوید «بحمدالله سرپا و زنده و پر انگیزه هم هست»، برای ما نمیگوید برای بدنه سرشکسته و مردّد خود میگوید.
همانطور که حقوقدانهای بسیاری هم گفتند این حکم و اجرای شتابزده آن با قوانین خود ج.ا هم مغایر است. اینها این حکم رذیلانه را فقهمالی و قانونمالی کردند. «اخافه الناس» (ترساندن مردم) که بهانه کردند اصلا در اینجا مصداق ندارد. مردم که خودشان دارند اعتراض میکنند، این ماموران حکومتاند نه محسن شکاری، که آنها را تهدید و برایشان تولید وحشت میکنند.
میرحسین موسوی بلافاصله موضع گرفت و گفت رگبار مسلسل و تیربار و چوبههای دار نمیتواند جنبش مردم برای آزادی و «حاکمیت ملت بر سرنوست خود» را(این تعبیر را دو بار در یک متن کوتاه به کار برده است)، متوقف کند. مولوی عبدالحمید سنی و آیت الله امجد شیعی در برابر این جنایت موضع گرفتند.
برخوردها و تحریمهای حقوق بشری کنونی غربیها شاید چندان موثر نباشد اما یکی از کارشناسانی که روابط خارجی و به خصوص مذاکرات هستهای را از نزدیک دنبال میکند چند روز پیش میگفت حاکمان ایران دچار خطای محاسبه هستند اگر فکر کنند در صورت تداوم غنیسازی اورانیوم با درصد بالا، بایدن اهل حمله نظامی نیست.
حاکمان ایران اگر این هشدار یک کارشناس غیرخودی را قبول ندارند از محمد جواد ظریف که خودی نظام است بپرسند که نظر مشابهی دارد.
اگر خونریزی و اعدام معترضان از یکسو و غنی سازی با درجه بالا از سوی دیگر پیش برود به گفته کارشناسان، در غرب روندی در حال طی شدن است که قبل از حمله به عراق طی می شد.
حکومت ولایی بازی بدی را شروع کرده است. این بازی با دم شیر دهه هشتادی هاست.
نظام ولایی باید بداند که بسیاری از مردم ایران هم دارند به این نتیجه میرسند که زخم بزرگ ج.ا بر بدن مردم و مملکت ایران نیز جز با داغ درمان نخواهد شد.
گفتگوی رضا علیجانی با بیبیسی
https://t.me/rezaalijani41