نقش منحصر به فرد ایرانیان خارج از کشور
مقدمه؛ جنبش آغاز شده در سال ۱۴۰۱ با هشیاری کامل خودکامگی و ناعادلانه بودن رژیم تمامیت خواه را هدف قرار دادهاست. کنش پیشنهادی ضد سلطه خارجی مورد نظر در این نوشتار تنها بصورت مکمل و سوخت بیشتر آتش انقلاب نقش ایفا خواهد نمود؛ فریادهای ضد سلطه که دولتهای غیر دمکراتیک چین و روسیه را هدف قرار میدهند دقیقا در جهت پژواک بیشتر فریادهای ضد استبداد است و افشاگری بیشتر خودکامهای تماما وابسته اما مدعی استقلال. دشمن کنونی ایران دنکیشوتی است که حتی جوانان و نوجوانان زندگیخواه را به وابستگی به استکبار جهانی متهم و عملا به قتل میرساند، میبایست این پیکره متوهم و خونریز را با فریاد بلند رسوا و سرتاپای وابستهاش را در مقابل آیینه تاریخ تحقیر کرد.
نکاتی در مورد لزوم برگزاری اعتراضات ایرانیان خارج از کشور در مقابل سفارتخانهها و کنسولگریهای چین و روسیه با هدف کمک به کنشگران داخل کشور؛
نکته اول- زمینه نیاز به کنش ضد استعماری؛
چین و روسیه علاوه بر حمایت از حکومت فعلی در مجامع بینالمللی و ممانعت از پاسخگو شدن آنها در قبال نقض حقوق بشر، در تجهیز سختافزاری و نرمافزاری نیروها و روشهای سرکوب حاکمیت، نقش مستقیم دارند. این دو دولت از وابستگی ناگزیر سران رژیم سؤاستفاده کرده وعملا حکومت غیر دمکراتیک فعلی را به صورت یک پادوی بیارزش و منافع ایران را به صورت غنایم ناشی از استعمار تلقی میکنند.
روح میهندوستی و ضد سلطهی خارجی بعنوان بنمایه همه کنشهای ایرانیان از صدر جنبش مشروطه تا امروز بر همگان آشکار است. علاوه بر تلخی روابط نابرابراستعماری جاگرفته در خاطره جمعی همه ایرانیان، مردم عادی بصورت روزمره از نابودی صنعت و بیرونقی بازار توسط سیاستهای شرقزدهی چینمحور ناخرسندند. همین مردم میدانند کارشکنیهای استعماری و موذیانه روسیه جنگافروز، هرگونه روزنه توافق حتی محدود با غرب را بسته، و سفرههای خالی آنها را خالیتر نگهداشته است.
نکته دوم- اهداف بینالمللی کنش اعتراضی؛
جلب توجه افکار عمومی و رای دهندگان موجب فشار بیشتر بر دولتمردان غربی در جهت موضعگیری عملی و عدم مماشات آنها میگردد. دولتهای چین و روسیه بعنوان نقضکنندگان سیستماتیک حقوق بشر برای افکار عمومی دنیای آزاد کاملا رسوا هستند، از زمینه فکری و بدنامی موجود باید استفاده بهینه کرد تا حاکمیت سرکوبگر و وابسته، بصورت میانبر در افکار جهانیان نسخهای حقیر از دولتهای چین و روسیه و شریک در بدنامی و بدکرداری آنها شمرده شود.
نکته سوم- دستاورد کنش برای ایرانیان داخل کشور؛
وابستگی شدید و زیر قید بودن حاکمیت برای ایرانیان واضح است منتها هنوز این حقیقت آشکار در میان شعارها و رفتارهای اعتراضی اخیر جلوهای شاخص پیدا نکرده است. بیشک ایرانیان روزگار ما همانند اجداد تلاشگرشان در یک قرن و نیم اخیر، هم ضد استبداد و هم ضد روابط توام با سلطه و منافع ملی سوز با دولتهای خارجی هستند.
کلید خوردن اعتراض عملی توسط ایرانیان خارج از کشور نسبت به دولتهای سرکوبگر و ضد حقوق بشر چین و روسیه بعنوان حامیان اصلی حکومت فعلی نتایج زیر در پی خواهد داشت؛
الف) رژیم سرسپرده و منافع برباد ده عملا از ادعای مستقل بودن و استکبار ستیزی خلع سلاح اخلاقی-گفتمانی میشود و قسمت عمدهای از حقانیت شعارهای روزمره دروغینش هدف مستقیم جنبش قرار میگیرد. اضافه شدن رنگ ضد استعماری به رنگ ضد استبدادی موجب گسترش و عمق بیشتر شعارها و اهداف خواهد شد.
ب) برچسب نابجای وابستگی کنشگران ضد استبداد به دولتهای خارجی که حاکمیت مدام از آن برای توجیه سرکوب خشن استفاده میکند خنثی شده و به صورت معکوس همان سلاح، اما کاملا بجا و مستند در شعارها و کنشهای مردمی، نظام وابسته را هدف قرار میدهد.
ج) در پرتو تمرکز بر ضدیت با یک دشمن مستبد و سرسپرده به دولتهای بدنام چین و روسیه، عرق ملی و اتحاد فراینده بین کلیه ایرانیان، شامل رنگین کمان همه اقوام، جنبش را پویاتر، پرمعنیتر و تجزیه ناپذیرتر خواهد کرد. پدران ما در جنبش مشروطه با محور قراردادن منافع و آینده ایران یکپارچه، با وجود تفاوتهای زبانی و فرهنگی و منطقهای، از خراسان و کردستان و آذربابجان و بختیاری و … تواما بر ضد استبداد و بر ضد روابط نابرابر استعماری به یگانگی و کنش واحد رسیدند.
د) پررنگ شدن وجهه ضد استعماری، موجب برانگیخته شدن قشر هنوز ساکت و یا مرددی میشود که ذاتا معتقد به استقلال و منافع ملی هستند اما سکوت و تردیدشان مورد سؤاستفاده تبلیغاتی-عملیاتی رژیم واقع میشود. جذب همین کنشگران بالقوه به سوی جنبش و اضافه شدن فریاد فعالانه آنها، امواج ضد استبداد و ضد استعمار را توفندهتر خواهد کرد.
نکته چهارم- کنشگری بر علیه چین و روسیه در داخل به مثابه اهرم فشار و قدرت چانهزنی بینالمللی توسط مجموعه اپوزیسیون و نمایندگان آن.
پر واضح است سؤاستفاده اقتصادی، امنیتی، سیاسی و ژئوپلتیکی دولتهای چین و روسیه از قبل ضعف و وابستگی رژیم، آنچنان گسترده و عمیق میباشد که به آسانی از گاو شیرده و مطیع فاصله نخواهند گرفت. تنها با گسترش و همافزایی کنشها و شعارهای ضد استعماری در داخل، خودآگاهی ملی نسبت به رابطهی سه رژیم سرکوبگر تعمیق یافته و فشار سیاسی و اخلاقی فزایندهای را متوجه نقش ویرانگر دولتهای زیادهخواه چین و روسیه مینماید. نقش اپوزسیون آگاه و زمانسنج در اینجا، بهرهبرداری هوشمندانه و کانالیزه کردن گفتمان استقلالخواهی عموم ایرانیان در دو جبهه خواهد بود؛
الف) ترغیب بیشتر دولتها و مجامع دنیای آزاد برای حمایت عملی و موثر از جنبش در حال حاضر و زمینهسازی برای همکاری در حل مشکلات متنوع بعد از پیروزی جنبش.
ب) فشار بر دولتهای چین و روسیه در جهت ممانعت در حمایتشان از رژیم مستبد با گوشزد کردن عواقب منفی و مخرب رفتار فعلی آنها بر منافع محتمل بلند مدتشان در فردای پیروزی جنبش.
نکته پنجم- نحوه انجام اعتراضات؛
بمنظور اجتناب از تداخل با برنامهها بزرگ و معمول ایرانیان در اواخر هفته، تجمعات مقابل سفارتخانهها و کنسولگریها میتوانند در وسط هفته و اوقات شلوغ اداری با تاثیر بیشتر انجام شوند. در مراحل ابتدایی تعداد محدودی اعتراض کننده مجهز به پلاکارد و پوسترهایی با پیام ساده اما موثر، یکسان بودن ماهیت رژیمهای چین و روسیه و نظام بدوی و کودککش فقیهسالار را ابراز مینمایند و با مستند کردن و تصویربرداری از این تجمعات و ارایه به تلویزیونها و سایتهای خبری مستقل ایرانی، نهایتا موجب انتقال اطلاعات، اخبار و حتی شعارهای پیشنهادی شعلهور کننده اعتراض ضد استعماری به داخل کشور میشوند.
در جهت همپوشانی، یکرنگی و تاثیر فزاینده این تجمعات در شهرهای گوناگون در مقابل سفارت (کنسولگری) چین یا سفارت (کنسولگری) روسیه، تظاهرکنندگان با پیامها و پلاکاردها و شعارهای مشابه هر سه دولت خودکامه را تواما هدف قرار خواهند داد.
در مراحل بعدی این کنش آگاهیبخش، با دعوت از رسانههای آزاد محلی در مورد دلایل این تجمعات برای افکار عمومی روشنگری صورت گرفته خواهد شد. در صورت استمرار و برنامهریزی موثر میتوان با استفاده از پتانسیل اعتراضی شهروندان محلی هر شهر به دولتهای چین (هنگ کنگیها و حتی چینیهای معترض) و روسیه (ناراضیان روس و اکراینیها) تجمعات را گستردهتر و خبرسازتر نمود.
مخلص کلام؛ ایرانیان خارج از کشور با کنشگری هوشمندانه و با استفاده از امکانات و موقعیت منحصربفردشان شعلهای آگاهیبخش و به خودآوردنده میافروزند تا هممیهنان غیرتمند اما در بند داخل کشور آنرا با کنش و فریاد صریح، به خرمنگاه خشک و سطرون حاکمیت حقیر زیر سلطه بیاندازند.