چه کسانی به سرکوبگران در سرکوب کمک میکنند؟
سرکوب در سکوت اتفاق میافتد، پس اگر معمولا سکوت میکنید احتمالا دانسته یا نادانسته دستور سرکوبگر را برای تنبیه و فشار بر روی خود به اجرا گذاشتهاید. احتمال زیادی وجود دارد که به دلیل هزینهساز بودن گفتگو، به جای پیدا کردن استراتژی برای گفتگو، یا چگونه گفتن، حق گفتگوی خود را پایمال کرده باشید.
سرکوبگران در کنار استراتژی شکافانداختن میان افراد مختلف یک جمع یا جامعه، به سکوت مردم علاقه دارند و از تمام امکانات برای برقراری سکوت در مجموعه تحت کنترل خود استفاده میکنند. مثلا در مقیاس اجتماعی، هنگام هراسافکنی در سرکوب عریان اجتماع، همیشه قطع اینترنت نیز اتفاق میافتد که تا حد ممکن سکوت برقرار شود. ابزارهای ارتباط اجتماعی میتوانند کابوس سرکوبگران باشند.
استراتژی دیگر سرکوب (یعنی شکاف انداختن و شکستن پیوستگی) را از این جا ببینید.
اگر رییس یک مجموعه مخالف گفتگوی کارگران یا پرسنل با یکدیگر است، و حاضر است به قیمت اختلال در کار و فشار کاری بیشتری بر کارگران برای انجام کارهای معمول، با وسواس تمام، اجرای قانون «احترام به قانون سکوت در محل کار و انضباط رفتاری» را پیاده کند، معمولا پرسنل میان سرکوب و سکوت رابطه مستقیمی میبینند.
اگر پرسنل مراقباند که کارفرما بااستفاده از دستگاههای شنود در محل کار و یا افراد نفوذی، از گفتگو میان همکاران خبردار نشود، یا زمان استراحت و ناهار طوری تنظیم شده که از گفتگو جلوگیری شود و همکاران حتی خارج از محیط کاری مراقباند که گفتگو و ارتباط آنان با یکدیگر لو نرود، باید بدانند که مهمترین حق آنان یعنی آزادی بیان نقض شده و نباید چنین شرایطی را عادی بدانند.
سرکوبگران به شیوه انذار و تبشیر شما را وادار به سکوت میکنند و برای ساکت کردن شما گاهی با لبخند و یا توصیههای خیرخواهانه جلوی بیان شما را میگیرند و اگر شما به نحو موثری روبروی «قانون سکوت» قد علم بگیرید و نتوانند شما را ساکت یا حذف کنند، به شما امتیازات و یا امکاناتی پیشنهاد میکنند که اگر دست از مخالفت علنی با سکوت بردارید از آن امکانات بهرهمند شوید.
توصیه فعالان مدنی و صنفی این است:
سکوت نکنید! قوانین سکوت را نپذیرید و فریفته ژست خیرخواهی یا ژست قانونمداری سرکوبگر نشوید.
قانون سکوت، غیرقانونی است.
و علاوه بر این،
دعوت به سکوت، خیرخواهی نیست.
مثلا اگر یک همکار به خاطر فعالیت صنفی دستگیر شود، سکوت و به تعویق انداختن اطلاعرسانی درباره دستگیری وی معمولا به ضرر وی تمام میشود و به ویژه اطلاعرسانی در ساعات اولیه پس از دستگیری از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اگر نمیتوانید در محیط کار گفتگو کنید، در ساعات دیگر برای گفتگو برنامهریزی کنید و استراتژیهای گفتگو را با همکاران خود گسترش بدهید.
دستور کار سکوت قرار است تا جایی پیش برود که افراد از تفکر انتقادی در خلوت خود نیز پرهیز کنند، به گونهای که تنها راه گفتگو گونهای خدمت به سرکوبگر باشد. پس با سکوت، به بازوی سرکوب خود تبدیل نشوید چرا که رمز موفقیت در چگونه گفتن، با هم گفتن و بارها گفتن است، نه در نگفتن.
برگرفته از کانال تلگرام داوطلب
@davtalaborg