مناسبت‌های ملی و فرهنگی، فرصت اشتراک در یک رفتار جمعی است

هنگامی که جامعه در بستر رخداد حوادث سهمگین و سوگواری‌ها در خود فرو می‌رود، جامعه تمایل دارد که با دیدگاه انتقادی همه چیز را از نو بررسی کند و چنین تمایلی خوب است. دیدگاه انتقادی ممکن است هنجارها و توافق‌های نانوشته جمعی را زیر سوال ببرد و خرق عادت یک جامعه می‌تواند به تغییرات بزرگتری دامن بزند. مثلا در واکنش به سوگواری‌های گسترده اخیر، بسیاری از مردم شادی و جشن معمول شب یلدا را زیر سوال بردند و برخی ممکن است انجام عادت‌های معمول را لغو کرده باشند تا یاداوری کنند که شرایط عادی نیست و انسان دارای عاملیت قربانی رسم و رسوم واقع نمی‌شود بلکه هر زمان نیاز بود می‌تواند بر یک شیوه تمرین و تکرار شده بشورد.

اما گروهی دیگر، با دیدگاه انتقادی، از فرصت رویدادهای مشترک ملی برای گفتگو، پاسداشت مفاهیم انسجام و تاکید و یاداوری بر امیدواری سخن گفتند.

شب یلدا فرصت ابرانسان‌هایی در کسوت معمولی‌ست که می‌تواند از اقتدار انسان‌هایی دیگر رونمایی کند، به شرط آن که یک عضو از یک گروه همکاران به ابرانسان بودن انسان‌ها آگاه باشد، از اشتباهات انسانی نهراسد و نخواهد یک فرصت ملی را برای همدلی با همکاران و هم‌صنفی‌ها از دست بدهد.

آیا نگاه نو به یک سنت باستانی می‌تواند طرز نگاهی ویژه را در گروه شما تقویت کند و به عملگرایی دامن بزند؟

آیا شما در گروه صنفی خود عادت معمول تبریک گفتن را به نقطه اقتدار دیگران تبدیل کرده‌اید و یا بر ممنوعیت جشن تاکید کردید؟

هر کدام از این دو انتخاب و یا انتخاب‌های دیگر چه تاثیری بر انسجام گروه شما دارد؟
@davtalaborg