آیا خیزش اعتراضی زن، زندگی، آزادی خاموش شده است؟ ابوالفضل رحیمی شاد

نزدیک به یک قرن است که اندیشه عدم قطعیت مورد پذیرش جامعه علمی به ویژه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. براین اساس همه اندازه گیری ها و پیش بینی ها مشروط و مبتنی بر احتمال ها هستند.در این میان پیش بینی در علوم انسانی و اجتماعی به دلیل مداخله عنصر آگاهی و اراده و حتی وجود رخدادهای غیرقابل پیش بینی قطعیت کمتر و دشواری بیشتری دارد. اما این به هیچ وجه به معنای پیش بینی ناپذیری نیست.

به عنوان مثال اعتراضات آبان ۹۸ بر خلاف اعتراضات اخیر که بیش از ۱۰۰ روز تداوم داشته است تقریبا در عرض یک هفته خاموش شد. اما پیش بینی میشد که این خاموشی موقت است و منتظر بادی است که وزیده شود و آتش را شعله ور کند. ترور قاسم سلیمانی و تشییع جنازه آن این تصور را ایجاد کرد که اعتراضات کاملا خاموش شده است. اما دقیقا ۵ روز پس از شلیک به هواپیمای اکراینی وپیامدهای پس از آن نشان داد که آتش اعتراضات همچنان روشن است و برای خاموش کردن آن همچنان به سرکوب نیاز است. اما سومین عامل غیرقابل پیش بینی یعنی همه گیر شدن بیماری کرونا خاکستر ضخیمی روی آتش نشاند. تورم و رکود شدید اقتصادی، بحران آب، برملا شدن پی در پی فساد برخی مسئولان و وابستگان آنها و بی پاسخ ماندن و سرکوب مطالبات زنان از جمله علل گسترش و تعمیق نارضایتی و اعتراضات دامنه دار و پیوسته بازنشستگان و به ویژه معلمان و پایین آمدن شدید میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری نشانه نارضایتی شدید در بین مردم بود و کاملا قابل پیش بینی بود که با بیرون آمدن جامعه از کمای ۳۰ ماهه به سرعت نسبت به وضعیت موجود واکنش اعتراضی نشان خواهد داد.

در این وضعیت یک عامل شتابزا(جرقه) نارضایتی های درونی را به اعتراضات و خیزش بیرونی تبدیل می کند.مرگ مهسا امینی عامل شتابزا شد و تداوم ۱۰۰ روز اعتراض با حضور تمامی اقشار جامعه از کودکان دانش آموز گرفته تا دانشجویان و زنان،از بازاریان و مغازه داران تا دست فروشان و جوانان بیکار،از معلمان و استادان دانشگاه تا وکلا،پزشکان،هنرمندان و ورزشکاران،از ساکنان گرانترین مناطق و محلات پایتخت گرفته تا شهرستان های کوچک و حتی روستاها با وجود سرکوب و کشتار و بازداشت هزاران نفر از شمال تا جنوب و از شرق تاغرب کشور نشان از گستردگی و عمق اعتراضات مردمی پس از انقلاب ۵۷ دارد.

طبق منطق کنش های اجتماعی پس از دوره اول بروز و ظهور اعتراضات(مرحله آغازین)سرکوب و کشتار صورت میگیرد و اگر از قبل احزاب،گروه ها و چهره های شاخص اپوزیسیون در داخل یا خارج سازمان مدیریت و راهبری جنبش را تشکیل نداده باشند، در این دوره احساس نیاز گسترده و فراگیر به ائتلاف، همگرایی و سازماندهی آشکارا از سوی معترضان مطرح می شود و اگر امکان ایجاد سازمان(جبهه متحد) مدیریت و راهبری جنبش وجود داشته باشد سایر شرایط لازم برای شروع دوباره اعتراضات فراهم می شود و پس از آن اعتراضات با شدت و جمعیت بیشتر از سرگرفته میشود.

در این دوره که مقاومت و پایداری خوانده می شود(مقاومت و پایداری در زنده نگه داشتن جنبش برای ایجاد شرایط لازم جهت تداوم و پیروزی) معمولا اعتراضات خیابانی اگر خاموش نشود میزان آن به شدت کم می شود اما در عوض تاکتیک های همه گیرسازی، آگاهی و انگیزه بخشی به جمعیت خاکستری، بیان مطالبات و خواسته های ایجابی(اینکه معترضان چه می خواهند)،جذب بیشتر معترضان و از همه مهم تر گفتمان انقلابی تکمیل و تقویت می شوند.

حال اگر در این دوره شاهد آنچه گفته شد نباشیم میتوان گفت که جنبش و آتش آن رو به خاموشی می رود. اما اگر این اتفاقات را یک به یک مشاهده کنیم نباید آرامش نسبی جامعه در مقایسه با دوره قبل را خاموشی تعریف کنیم. بلکه این آرامش از الزامات طی شدن صحیح و طبیعی این دوره برای شروع مرحله سوم(اوج گیری) و آماده سازی مقدمات ورود به مرحله چهارم(پیروزی)جنبش است. اما همچنان نقش عوامل غیرقابل کنترل مانند شیوع دوباره کرونا و دیگر اتفاقات را نباید از نظر دور داشت.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»