امید بستنها و تصورات غیرواقعی از سیاست ایران
حمید اباذری از سرداران سپاه اخیرا در سخنانی راجع به اعتراضات مردمی ماههای اخیر، از «بزرگان و خواصی که کم آوردند» انتقاد کرده و گفته: «مگر نمیبینی نسبت به آقا و ولی این جامعه چه رفتارهایی و چه توهینهایی میشود؟ بلند شو حرفت را بزن؛ تو نا سلامتی جزو خواصی؛ تو نان انقلاب را خوردی!» او سپس جملهای را بر زبان رانده که مورد توجه زیاد قرار گرفته: «ما دیدیم -سرداران بزرگ و مسئولین درجه یک این نظام را دیدیم- که کم آوردند. مقابل ارزشها، آقا، نظام و مردم ایستادند.»
انتشار چنین سخنانی، مانند داستان چند هفته قبل «لغو گشت ارشاد»، به وضوح باعث تصورات شتابزده و امیدهای غیرواقعی به تحولات درون نظام شده است.
اشارات این سردار به مسئولان و فرماندهانی که به زعم او مقابل رهبر ایستاده اند، طبیعتا اهمیت دارد، ولی در حد انتقادات مشابه سال ۱۳۸۸ از «خواص بیبصیرت» است: وقتی حتی محسن رضایی به خاطر اعتراضات محدود خود به تخلفات انتخاباتی، با اتهام ناهمسویی با رهبر مواجه شده بود.
اساسا، با توجه به زمان سخنرانی حمید اباذری – سالگرد راهپیمایی نیروهای حکومت در ۹ دی ۸۸- اشاره او به «سرداران بزرگ و مسئولین درجه یکی» که مقابل نظام ایستاده اند، نوعی بازخوانی تجربه ۱۳۸۸ به نظر میرسد که طیف وسیعی از مسئولان ارشد نظام -از هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری گرفته تا محسن رضایی و حسین علایی- به «بیبصیرتی» و ایستادگی در برابر دیدگاه های ولی فقیه متهم شدند.
امیدوار بودن به تغییرات بنیادین در ایران، البته قابل فهم است. ولی امید بستن به امثال سرداران سپاه برای تحولاتی از جنس مقابله با رهبر جمهوری اسلامی، ریشه در تصورات غیرواقعی از سیاست ایران دارد.
کانال نویسنده