در بزرگداشت آزاد مردان محمد مهدی کرمی ومحمد حسینی، ابوالفضل محققی

بزرگ داشت اعدام شدگان مویه بر مزارشان نیست

روزهای دردناکی است. تحمل حکومتی که از کشتار جوانان این سرزمین لذت می برد. چهل سال است که به کوچکترین بهانه ای،هر صدای اعتراضی را در گلو خفه می سازد وهر معترض میدانی را رسن در گردن افکنده بدار می کشد.

باور نکردنی است جنایتی را که این حکومت دزد و فاسد متشکل شده از لات ها، چاقو کشان،معلوم الحالان در پیتی، که بدستور خامنه ای بر سر این ملت می آورند. ملتی را به ماتم جوانان می نشانند.

خامنه ای جانشین بحق کسی است که تنها در عرض چند هفته امر به کشتن هزاران زندانی سیاسی اکثرا جوان و تحصیل کرده داد. فاجعه تلخ این ملت گرفتارشده در شهوت قدرت. گرفتار دیوانه خود شیفته ای که جز به تداوم حکومت خود نمی اندیشد. ملت را پیوسته غوطه‌ور در گرداب خون عزیزانی می کند که تن به اطاعت بی چون وچرای این جانی حاکم نمی دهند.

دردناک تر کسانی که هنوز بعد این همه جنایت و خنده تلخ و تحقیر آمیز خامنه ای برسر جنازه های فرزندان این سرزمین در فکر یافتن راهی برای مجاب کردن وی هستند. گذر بی درد برای برچیدن حکومت بدست خود حکومتیان!

گویا چهل سال برای شناختن مردی سخت خود شیفته وعاشق خود! که تن به جنون میزند کافی نبوده است. هنوز نمی خواهیم باور کنیم مردی که بر حیات یک ملت حکم می راند فاقد قلب و روح انسانیست.

هستند کسانی که هنوز باور نمکنند که خبر اعدام هر مخالف برای خامنه ای لذت بخش است.او خود دستور دهنده اصلی به عمله جات دستگاه قاضیان جیره خوار حکومت است.
اویک بیمار روانی است که کوچکترین اعتراض حتی نصیحت مشفقانه نیز اورا خشمگین می سازد. بگونه ای که رحم بر یار دیرین خود که این لباس ولایت بر تن او راست نمود نکرد. سرش زیر آب کرد. بر جنازه اش هم نمازی خواند که در حق نا بخشودگان خوانند.

مردی که روزی در تعریف خدا گفت :”او دوبار می خندد یک بار که قصد بر در افکندن فردی کند و تمام عالم جمع شوند که مانع افتادن او شوند و نتوانند .خدا در این موقع قهقه سرمی دهد.بار دوم اگر دنیا تصمیم به بر کشیدن کسی کنند. او مانع شود فرد بر زمین بکوبد و باز قهقهه سر دهد.”

حال داستان این ابله مرد!مستکبر! خود بزرگ بین! خود شیفته است. که بنام ولی فقیه که نقش نیمچه خدا دارد .خود را حاکم بر جان ومال مردم می داند .حاضر نیست از عرش کبریائی آلوده به چرک ،خون وکثافت خود پائین بیایدوبه نتیجه کار خود بنگرد.

به عبث می اندیشند که او تغیر رویه دهد. کسی تغیر رویه می دهد که قبول کند رویه ای نادرست داشته است. خود پسندی مخلوط شده با جهل او بدان میزان است که فکر می کند در توان او است که جهان را ببازی بگیرد .برای نظرات کشور ها ،نهاد ها، بیانیه ها و در خواست هایشان تره خورد نکند. سخت برسر بی حرمت شدنشان مانند خدا بخندد. صد ها نفر هم که بخواهند و بنویسند او دست از اعدام مخالفان خود بر نمی‌دارد و از سر قهقهه خویش نمی گذرد.

ملتی در خون نشیند. اشک ریزد لیک او باید بخندد. روانی خطرناکی که با بالا گرفتن دامنه اعتراض ها بر جنونش افزوده شده و همه عالم و آدم را دشمن می بیند. بر دامنه سرکوب خود می افزاید. حکم بر تعجیل در اعدام ها می‌دهد. تعجیل در ساختن بمب اتم. تعجیل در پناه گرفتن زیر سایه قدرت پوتین.

دیکتاتورها چنین اند. برای فائق شدن بر چنین دیوانه زنجیری هیچ راهی جز مجموع شدن تمامی نیروهای ریز و درشت زیر یک پرچم نیست. کسی که امروز از قهقهه مستانه خامنه ای نفرتش نمی گیرد .نمی تواند آزاد مرد منطقی یاری رسان به اتحاد و مبارزه در صفی مشترک باشد.

قبول کند همراهی برای سرنگونی حکومت را. قبول کند منطق میدانی که فرمانده هان آن کسانی هستند که به نقد جان مبارزه می کنند واز تو سوال نمی کنند که هستی ؟ می پرسند در انبانت چه برای مبارز مشترک و قوام بخشیدن به آن هدیه آورده ای؟

تنها در سایه چنین وحدتی است که میتوان طناب از گردن این جانی که خون آشام گردیده کشید. راه بر خنده او زمانی که امر بر سرکوب اپوزیسیون می‌دهد. بست! انتقام تمامی جان ها را که در راه آزادی جان باختند گرفت .

بزرگ داشت اعدام شدگان مویه بر مزارشان نیست. تلاش است برای همسو شدن  با تمام جریان هائی که بخاطر سرنگونی این حکومت تمامی اعتبار و حیثیت خود برای اعتلای جنبش  انقلابی بمیان نهاده اند.

پاس بداریم یاد عزیزشان را با صیقل زدن سلاح همبستگی بدون اما و اگر.  دادخواهی کنیم !با شور حرکت میلیون ها رانده شده از سرزمین آبایی بسوی میادین ،سفارت خانه ها .بخواهیم همبستگی جهانی را در دفاع از کرامت انسانی هزاران قلب عاشق که با شعار زیبای “زن ،زندگی،آزادی” پشت حاکم مستبد و حکومت متجاوزش را به لرزه انداخته اند. اتحاد این عالی ترین شکل بزرگداشت تمامی کشته شدگان راه آزادیست.