تراژیک ترین چهره جنبش زن،زندگی و آزادی کیست؟انتخاب سخت است. از غربت مهسا در تهران بگوییم یا از مظلومیت سارینا و نیکا؟ از کرمی یا شکاری؟از کیان یا غزال و حدیث و دهها کودک و نوجوان پرپرشده؟ واقعا نمیتوانم انتخاب کنم اما این محمد حسینی عجب سوژه نابی برای تعریف و تبیین تنهایی است. شاید بگویم تنها ترین قربانی که نه کسی در انتظارش بود و نه ملاقاتی داشت. تنهای تنها که به صورت نمادین، تنهایی مردم ایران را در ساختار بین المللی تصویرسازی میکند. شاید این تنهایی برای مردم ایران اینقدر ملموس است که به یادش نذری دادند و مراسم گرفتند و با غم بی کسی اش سوختند و ساختند. آخر مگر میشود این همه تنهایی با این سرنوشت تراژیک؟
او “ابرتنها” است. تنهای تنهایان. رها شده در جامعه تحت تبعیض و بی آینده. در چنگال حاکمیتی که با ولع تمام، قربانی برای زهر چشم گرفتن میخواست. خب چه گزینه ای بهتر از محمد حسینی؟ کارگر مرغداری، بی خانواده و رها در میدان نبرد علیه استبداد. نه رسانه ای نامش را میدانست نه پدری که درباره اش خبر دهد. چهره او را در بیدادگاهی شناختیم که هر چه بود دادگاه نبود. نمادی از ظلم ساختاری حکومت به شهروند بود. بعد هم نامش گم شد و کمتر ادا شد. طبیعی است بهترین طعمه حاکمیت برای ترساندن دیگران باشد تا بگوید هیچ رحمی ندارم و یکی کشته شود ده به ده میکشم و صد به صد زندان میکنم.
اما حاکمیت رو دست خورد. تنهایی او، معنا خلق کرد. ملّتی، خانواده او شدند. خانواده محمدمهدی کرمی بر مزارش سوگواری و خانواده هایی برایش نذری دادند و مراسم سوم و هفت گرفتند. اینجا حاکمیت، تنها را از میان ما گرفت اما کمک کرد گفتمان مبارزه با تنهایی شکل بگیرد و چون قربانی، بی خانواده بود صاحب خانواده ای بزرگ به وسعت ایران شد. ایران در معنای خانواده کلید پیروزی این جنبش است چرا که رمز شکست استبداد، در همبستگی است و اعدام محمد حسینی در ساخت معنای این خانواده کمک کرد.
حاکمیت گمان میکند با کشتن ضعیف تر ها هم می ترساند و هم جامعه را حساس نیمکند، اما باز هم اشتباه میکند و استبدادها کلکسیونی از اشتباهات رنگارنگ هستند به این دلیل که فاقد قوه خودانتقادی و ناتوان از درک مقتضیات زمان هستند. اشتباه بزرگ این بود این قتل ها در خلق معنایی به نام خانواده ایران کمک میکند. برای همین محمد حسینیِ تنها، شد عضوی از خانواده میلیونها ایرانی و با نفی بدنش، نامش در میان ایرانیان جاودانه شد و عضوی از خانواده تک تک مای عزادار ایرانی شد. چه کسی میتواند با این تحقیر سیستماتیک شهروند، در خلق معنای مشترک علیه تنهایی مشارکت کند؟ حاکمیت نادان.
کانال نویسنده