توانایی شکست استبداد را، در بازه زمانبر، داریم
هفته پیش وقتی پارلمان اروپا قطعنامه درج نام سپاه را در لیست تروریستی تصویب کرد گفتم امکان آن در اتحادیه اروپا کم است. دیروز هم که اتحادیه اروپا از این اقدام تا اطلاع ثانوی صرفنظر کرده. دلیل من این است به همان اندازه که گفتمان حقوق بشری در پارلمان اروپا قوی است در اتحادیه اروپا منافع ملی کشورها قدرت دارد. به عبارتی ما شاهد شکاف دو نگاه هستیم. به علاوه اینکه سیاست دولتها هم بعضا متفاوت است و تصویب طرح تروریستی اعلام کردن سپاه دشوار است. چرا؟ چون این طرح پایان امید به توافق هسته ای است و این پایان یعنی باز گذاشتن دست اسرائیل برای حمله محدود به تاسیسات هسته ای. این سناریویی نیست که برخی از کشورهای اروپایی از آن استقبال کنند. آنچه که در حال حاضر برای آنها اهمیت دارد نه گفتمان دموکراسی خواه که ثبات و امنیت در خاورمیانه است. به نظر من نگرانی آنها بیشتر از دموکراسی، مسائل امنیتی، رشد بنیادگرایی، مهاجرت و جلوگیری از خلا قدرت است. در نتیجه آنها تا زمانی که احساس نکنند جنبش زن، زندگی و آزادی به تغییرات معنادار سیاسی در ایران منجر خواهد شد در راهبردهایشان تغییری ایجاد نخواهند کرد. حمایتها هم در حال حاضر بیشتر نمادین است.
نسبت به میدان مانور کشورهای خارجی اغراق نشود و به جای تقویت نگاه به خارج باید روی توانایی شهروندان ایرانی تکیه کرد. این به معنای رد حمایت های نمادین و مذاکره نیست، به این معناست لنگرگاه این جنبش کجاست؟خیابانهای ایران یا پایتخت های غربی؟
هنوز معتقدم ما توانایی شکست استبداد را در بازه ای زمانبر داریم. پتانسیلهای ملی ما کم نیستند حتی اگر با نظامی به غایت سرکوبگر مواجه باشیم که هنوز از همه پتانسیل خشونت خود استفاده نکرده. تقویت نگاه به خارج اگر اغراق شده باشد سستی می آورد. بپذیریم مای معترض ایرانی به تنهایی باید این استبداد ویرانگر را شکست دهد. این پیروزی اگر چه هزینه سنگینی خواهد داشت اما در صورت اتخاذ گفتمان ایران متحد متکثر، حامل الگویی دموکراتیک خواهد بود که کل خاورمیانه و آسیای مرکزی را تکان خواهد داد و حنبشهای آزادیخواه را تقویت خواهد کرد.
ما در یک برهه تاریخی مهم از کشورمان هستیم که بقا و نوزایی یا نابودی تمدنمان به این پیروزی بستگی دارد. تمدن نوین ایرانی با تکیه بر اصل آزادی و تکثر و حاکمیت شهروندان بر کشور حامل تغییرات مهمی در منطقه ای پر از خشم و خون خواهد بود
در وهله نخست نخواهیم که راه میانبر برویم و دیکتاتوری مذهبی را با دیکتاتوری دیگر جایگزین کنیم در وهله دوم بپذیریم تنها هستیم. پذیرش این واقعیتها یعنی نفی توهم و خیزش با رویای ایران دموکرات.
کانال نویسنده