غرب و آینده ایران، ب. بی‌نیاز (داریوش)

مهم‌ترین نگرانی غرب جایگاه نظامی ایران آینده است

رسالتِ تاریخی جمهوری اسلامی عملاً برای جهان به ویژه جهان غرب به پایان رسیده است. ولی رسیدن به این تشخیص به خودی خود به معنی پایان جمهوری اسلامی نیست.

شکل‌گیری جمهوری اسلامی باعث گردید که چهره جهان، هم از لحاظ فرهنگی و هم از لحاظ سیاسی، دگرگونی‌های بارزی را پشت سر بگذارد. حتا مفاهیمی که تا پیش از انقلاب اسلامی در ایران از بار معنایی مثبت یا منفی برخوردار بودند حالا بارِ معنایی دیگری به خود گرفته‌اند.

هیچ انقلاب یا تحول حکومتی در تاریخ فقط توسط مردم آن سرزمین به فرجام نرسیده و نمی‌رسد. مردم هر سرزمین معین فقط یک عامل هستند که می‌تواند تأثیرگذاری بزرگ یا کوچک داشته باشد. تغییرات در سطوح سیاسی-حاکمیتی به یک مجموعه گسترده از عوامل منطقه‌ای و جهانی نیاز دارد به اصطلاح هیچ معلولی، تک علتی نیست، به عبارتی ما با علت و معلول سروکار نداریم بلکه با معلول و علت‌ها روبرو هستیم.

باری، در تحولات سیاسی کنونی در ایران، غرب یک عامل بسیار مهم است ولی خود «غرب» [به عنوان یک مجموعه] همواره یکدست نبوده و نیست. در کنار آن، کشورهای همسایه ایران مانند کشورهای عربی، ترکیه و پاکستان را داریم، به این مجموعه باید چین و هندوستان را نیز اضافه کرد. اگر عوامل گوناگون داخلی، شریک یا ناشریک در قدرت، را نیز بدان اضافه کنیم متوجه می‌شویم عوامل بسیار فراوانی در تحولات یک کشور – در این جا ایران- سهیم هستند.

برای نمونه انقلاب سوسیالیستی در روسیه در سال ۱۹۱۷ شاید یکی دیگر از بهترین نمونه‌ها باشد. بسیاری بر این پندارند که حزب سوسیال دموکرات به رهبری لنین باعث انقلاب گردید. در حالی که ده‌ها و شاید صدها عامل در به فرجام رسیدن این انقلاب سهیم بودند: جنگ جهانی اول، دولت آلمان، دولت سویس، بریتانیا، ژاپن و چین و ده‌ها گروه سیاسی فعال در روسیه و … از مهم‌ترین عوامل به فرجام رسیدن انقلاب سوسیالیستی در روسیه بودند.

همانگونه که در بالا گفته شد جهان به این نتیجه رسیده است که غدۀ سرطانی جمهوری اسلامی دیگر وظیفه تاریخی-سیاسی خود را انجام داده است و توانسته طی چند دهه، بسیاری از گفتمان‌های گذشته را به طور بنیادی تغییر بدهد، برای نمونه جایگاه اسرائیل در منطقه، مفهوم تروریسم، موقعیت نوین کشورهای عربی همسایه ایران و سرانجام پیدا کردن «راه حل‌هایی» برای ایران آینده.

مهم‌ترین نگرانی غرب و حتا کشور قدرتمندی مانند چین جایگاه نظامی ایران در آینده است.

ایران کنونی به دلایل عدیده‌‌ای از داشتن نیروی زمینی، نیروی هوایی و دریایی محروم مانده است. جمهوری اسلامی برای جبران این کمبودها به ساختن موشک، پهپاد و بمب‌ اتمی رو آورده است. سیاستمداران جمهوری اسلامی این سیاستِ پدافندی را «سیاست بازدارنده» [بازدارنده دشمنان ایران برای حمله] می‌نامند.

ساختن انواع و اقسام موشک‌های کوتاه، میان و بلند بُرد که هم دارای سوخت مایع و هم سوخت جامد هستند بزرگ‌ترین دستاورد جمهوری اسلامی به شمار می‌روند. در کنار آن، پهپادها که اکثراً پهپادهای انتحاری هستند. جمهوری اسلامی در این سه زمینه (موشک، پهپاد و بمب اتمی) دستاوردهای علمی و عملی فراوانی ذخیره کرده است. هیچ کشوری در منطقه به اندازه ایران دارای موشک و پهپاد نیست، تنها در جنوب ایران بیش از ۸۰ هزار موشک در شهرهای زیرزمینی انبار شده‌اند. ولی غرب می‌داند که حتا اگر تمامی این انبارهای موشک‌ها و پهپادها را نابود کند، یک چیز را نمی‌تواند از بین ببرد: دانش ذخیره شده در خصوص موشک‌ها و پهپادها و غنی‌سازی اورانیوم.

مسئله‌ی اصلی جهان این است که پس از جمهوری اسلامی تکلیف این «دانش نظامی» چه خواهد شد؟

از نظر غرب، هر گاه ایران از یک حکومت مرکزی متمرکز و قوی برخوردار شده، برای همسایگانش هم به یک تهدید بزرگ تبدیل گردیده که باعثِ نگرانی جهان بویژه کشورهای همسایه ایران می‌شده. بنابراین، شاید تغییر رژیم به خودی خود آنچنان مسئله‌ی پیچیده‌ای نباشد، ولی آنچه که پیچیده است این است که در ایران چه نوع حکومتی سر کار خواهد آمد و می‌خواهد با این «دانش نظامی» اندوخته شده چه کند؟ دانش نظامی در ایران چه در حوزه نظری و چه عملی [دست کم آزمایشگاهی و ساخت نمونه‌ها] طی چهار دهۀ اخیر رشد بالایی داشته است و این یکی از به اصطلاح‌ گره‌گاه‌های «تغییر رژیم» و آینده ایران است.

در غرب کسانی این نظر را نمایندگی می‌کنند که ایران آینده باید مانند آلمان و ژاپن برای زمانِ معینی خلع سلاح شود و از داشتن یک ارتش تهاجمی محروم گردد. زیرا این کشور به دلیل جایگاه ژئوپولیتیک خود از یک سو و حافظۀ تاریخی مردمان آن، همواره در پی یافتن یک «سیاست نظامی بازدارندگی» [بر اساس Deterrence theory] در برابر همسایگان و دیگر کشورها بوده است.

بنابراین تغییر رژیم در ایران تنها در دست مردم این کشور نیست، مردم فقط یک عامل را در میان عوامل دیگر تشکیل می‌دهند. به عبارتی نقش مردم ایران بزرگ است ولی تنها و تعیین‌کننده‌ترین نیست. نمایندگان سیاسی ایران آینده [کل اپوزیسیون کنونی] باید تصویر دقیقی از نقش نظامی ایران در منطقه و جهان داشته باشند و بتوانند با ارایه پیشنهادات معقولانه و عملی، مبانی این تهدید را برای جهان از میان ببرند. بدون چنین تضمینی، تغییر رژیم عاری از معنا خواهد بود.

سایت بازنگری

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»