کیومرث واعظی، معلم، در واقع چه میگوید؟
او در بخشی از صحبتهای خود میپرسد: کجای دنیا یک شهروند به خاطر فعالیت مجازی مجازات میشود؟
کیومرث واعظی با این جمله نشان میدهد که شهروندان ایران را میتوان با دیگر کشورهای دنیا مقایسه کرد. او از فضایی سخن میگوید که کشورها باید به صورت طبیعی در آن پیشرفت کنند، مقایسه شوند و از هم درس بگیرند.
در کنار مقایسههای کلان، شاید بتوان گفت که تشکلها و افراد نیز باید بتوانند به سادگی به دلیل شباهتهای شغلی در ارتباط با یکدیگر قرار بگیرند و از پس چالشهای ارتباط برآیند تا از شبکه حمایتی گستردهتری برخوردار شوند.
زندانی شدن معلم و مسئول امور بینالملل فدراسیون ملی آموزش و فرهنگ که در ایران با نام «زوج سندیکایی» شناخته میشوند، نشان میدهد که پیش از این تلاشهایی در سطح سندیکایی برای شکستن این تابو صورت گرفته است ولی چنین کاری میتواند تبعات سنگینی داشته باشد.
همچنین، واعظی که به دلیل فعالیت مجازی در شهر کوچک سنقر با زندان و بازنشستگی پیش از موعد روبرو شده است، نشان میدهد که تبعات فعالیت عادی یک شهروند در شهرستان ممکن است وخیمتر باشد.
پرسش امروز تشکلهای صنفی معلمان میتواند این باشد که چگونه ارتباط با همکاران را عادیسازی کنند و شبکههای حمایتی را به گونهای گسترش بدهند که حتی سرکوبگرانی که هر گونه ارتباط را ممنوع میپندارد یاد بگیرند که عصر ارتباطات است. تشکلها باید گفتگوی درونگروهی و با دیگران را به قضیهای عادی تبدیل کنند تا ارتباط، شبکههای حمایتی پدید بیاورد و به گونهای این کار را انجام بدهند که هزینههای برجسته کردن ارتباط سرشکنپذیر باشد.
داوطلب