به شما گرمترین سلامها را میرساند و آزادیتان را غنیمت میشمارد. خوشحالیم که سوختن شمع گرانبهای وجودتان، دمی کُندی گرفت تا خانواده و نزدیکان نیز از حضورتان بهرهمند شوند.
آقای دکتر، شما که اینچنین بزرگوارانه از شهرت و ثروتِ شخصی گذر کردهاید، در مانیفستِ مقاومت مؤمنانهتان، بهسانِ “هنری دیوید ثورو”ی زمانه هستید؛ هماو که صاحب رسالهی “نافرمانی مدنی” بود و نوشت: «تنها آن روزی سپیده سر میزند که برای تماشایش “بیدار” بمانیم. _و هنوز روزهای بیشتری تا سپیدهدم ماندهاست.»
دکتر گرامی، شما با پیام ارزشمندتان، بیداریِ بیقُدرتان و سپیدهدمِ ایران را نزدیک آوردهاید! به یاد دارید که خودتان در مقدّمهی کتب اندیشهسازان آورده بودید: «آیندهی نزدیک ما همچون تاریکیِ رحم یا تاریکیِ گور است؛ امید و عمل ماست که تعیین میکند این تاریکی از نوع اوّل یعنی طلیعهی سپیدهدم و تولّدی دیگر باشد و یا از نوع دوّم.»
ما از محفلِ نیکونامانی چون شما و زندهیاد خانم دکتر آیدا رستمی، (فلورانسنایتینگِیلِ ایران) که پنهانی به معاینه و درمان معترضان مجروحِ شهرک اکباتان تهران میپرداخت، درس انسانیت میآموزیم. چرا که تحت هر شرایطیاز حبس و محدودیت تا اضطرار و خطر مرگبه سوگند پزشکیتان که حفظ تمامیتِ جانِ انسان است، وفادار ماندهاید. تماشای این احساس وظیفهشناسی، بر دل مینشیند و بیدارگر است.
در جریدهی عالَم خواهد ماند که فرهاد میثمی با تألیفات، ترجمهها، ارادهی پولادین و بدنِ رنجمند و آزادهاش، «راهِ باریکِ آزادی» را یافت و از همان مسیر رفت. بنابراین جامعهی پزشکان از همان ابتدا به جای اینکه از شما بخواهد به اعتصاب غذایتان پایان دهید، ستایشگرانه همّتِ بلندتان را پاس داشته است و اکنون نیز اعلام میکنیم که همواره پیکانِ مطالبه، تحمیل، فشار و مبارزه را در جهتِ دُرستش و بسوی خودِ دیکتاتور میچرخانیم. آنگاه که قلب مادر عزیزمان، گوهر عشقی، از مشاهدهی بدن رنجور شما فشرده شده بود، غمگنانه گفت: “مادر جان، بمان!”
ما جامعهی پزشکان انقلابی، در ادامه میگوییم: «دکتر نازنین! کنارت میمانیم تا تو بمانی!» ما با پیروی از راهت و هدفگیریِ حکومتِ بیداد، تو را و آرمانت را نگاه میداریم. هرگز از یاد نخواهیم برد که جسم آزادهی دکتر فرهاد میثمی، کالبد پولادین انقلابِ «زن، زندگی، آزادی» شد و با اعتصاب غذایش برای زن، خواستارِ “لغو حجاب اجباری”،
برای زندگی، خواستارِ “لغو مجازات اعدام” و برای آزادی، خواستارِ “آزادی شش زندانی سیاسی” گردید. _که آن عدد هم یادآور حُکمِ ناروای شش سال حبس تعزیریِ شماست امّا آنقدر بزرگواری، که به جای رهایی خود، آزادیِ شش زندانی سیاسی دیگر را مطالبه میکنی.
اعتصاب شما دالّ بر شأن والا و کرامت انسانی شماست که زیر بارِ دلیل ناموجّه، سفسطه و نقض مکرّر قانون بدست نهاد قضایی نمیرود. براستی که هیچ دادگاهی تحت حاکمیت قوّهی قضاییهی فاسد جمهوری اسلامی، شأن و صلاحیت رسیدگی به شما را ندارد چرا که شما نه مرتکب جرم، که «مرتکب انسانیت» شدهای! حال آنکه نهاد قضاییِ این سیستم معیوب، ضامن سلامت ستمگران است و فقط «بیدادگاه» دارد.
شما در برابر ملّت ایران فروتنی کردی و کارگر، فرهنگی، سینماگر، هنرمند ( و همهی ما_الّا ستمگر) را در برابرِ فروتنیات، به فروتنی نشاندی. _چنانکه کیهان کلهر با آنهمه بزرگی، برایت نواخت و گفت: “این ابوعطا پیشکش به توست برادرم.” حلقهی همبستگیمان با این نورافشانیها تکمیل شده و انقلابِ ما چهرهی اخلاقیاش را جهانتاب کرده است.
همکار گرانقدر، دکتر میثمی عزیز!
ما با پیگیری احوال شما دریافتهایم که کالبدِ خیزش آزادیخواهانهی مردم، علیرغم سرکوب و اِختناقِ تحمیلیِ حکومت، زنده میمانَد و همگان را متوجّهِ کرامت انسانیاش و «وجه اخلاقیِ» این انقلاب میکند؛
کالبدی که پیکانیست بسوی حکومتی سراسر غیراخلاقی، کودککُش و بیمارکُش، حکومتی که از آمبولانس برای بازداشت و جابهجایی مُعترضان استفاده میکند، معترضانِ زندانی را از مُداوای صحیح و برخورداری از دارو محروم میسازد و بهوقتِ انجامِ وظیفهی خدمترسانی به شهروندانش، از «مسئولیتِ رفاه و آبادانی و اِحقاقِ حقوقاوّلیهی بشر» طفره میرود. جامعهی پزشکی کشور در همراهی با خیزش ژینا و همدلی با جان گرانقدرتان اعلام میدارد که رژیم فاشیسم اسلامی، علیرغم قُلدری و اقتدار ظاهری، سخت مریض و ناتوان است بطوریکه درمان هم روی آن جواب نمیدهد! مرض مُسریِ لاعلاج دارد و باید قرنطینه شود.
صدای تظلّمخواهی شما و مردم ایران تا آنسوی جهان هم رسید امّا به گوش بیدادگر نرسید! به تعهّدنامهی سنگین و گرانشأنِ پزشکی سوگند که صدای حق و انسانیت را بر گوش و چشمِ بیقدرِ ستمگر زمان مینشانیم و تا قرنطینهی کاملِ او، بر این مقاومتْ مُداومت میورزیم.
با تمام دشواریها راهمان هموار است چرا که نمونههایی چون شما و یارِ بزرگدل و رنجکشیدهمان، دکتر حامد اسماعیلیون را در کنار خود داریم. قدرتِ بیقدرتان مدّتیست آغاز شده است. ضمن اعلام همبستگیِ محکم با جنبش انقلابیِ «زن، زندگی، آزادی»،
جامعهی پزشکان انقلاب ژینا، جانِ ارزشمندتان را با احترام در آغوش میکشد. همجواریِ مجدّد با خانوادهی گرامی، گوارای وجودتان باشد.
به امید سرنگونی استبداد از ورای راه باریکِ آزادی
جامعهی پزشکان انقلابیِ خیزش ژینا
بیستوسوم بهمنماه ۱۴۰۱ خورشیدی