️گذار از سنت سیاستورزی تمایزجو به سیاستورزی مداراگر
در سیاستورزی کلاسیک و قدیمی ایرانی که بسیار متاثر از سنتها و خصلتهای چپ روانه بوده است، تحلیل آرایش نیروها بر اساس تضادها، شکافها و تعارضات تعریف میشود.
بر این مبنا، قاعدتا نیروهای شاخص و خطشناس آنهایی هستند که هر چه بهتر خطوط افتراق با دیگران را بشناسند و تمرکزشان بر دیگریشناسی و دیگریسازی و بر هم نخوردن تمایزات باشد.
️از دل این سنت است که بازار شام احزاب در ایران هم قابل فهم میشود. البته نه این که این مساله تنها دلیل تعدد غیر منطقی احزاب باشد، اما به عنوان مثال، مگر چقدر تفاوت بین موسسین جبهه مشارکت و اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سالهای اولیه اصلاحات بود که این دو جریان با هم یکی نشدند و همان هم باعث تشکیل احزاب و جریانهای متعدد از دل آن دو حزب در سالهای بعد شد؟ تقریبا هیچ، جز تفوق همان نگاه تمایزجو و خط شناس که مو را از ماست میکشد تا یک وقت ذرهای از مرزهای حیثیتی شده به هم نریزد.
️اما گفتمانی که پس از سال ۱۳۷۶ و دوره اصلاحات فراگیر شد و مبنا را بر مدارا و یافتن نقاط اشتراک قرار داد، به مرور از آن چهره عبوس خطشناس در سیاستورزی کاست و نیروها، به خصوص نسل جدید سیاستورزان را به سوی شناسایی نقاط اشتراک و ائتلافگرایی حول آنها آنها سوق داد. دلیل تقویت ائتلافها و جبههها از آن مقطع به بعد همین شد. فهم آرایش نیروها بر اساس میزان اشتراکات به جای افتراقات.
️در واقع در این رویکرد، یک جریان یا نیروی سیاسی موفق، آنی است که توان بیشتری در شناسایی اشتراکات با دیگران و تمرکز بر آنها داشته باشد.
️اما در شرایط بر هم خوردن اساس سیاستورزی که تبعاتی چون رادیکالیزه شدن نیروها و بر کشیدن نیروهای تند و خاموش شدن نیروهای منعطف را به دنبال دارد، دوباره آن سنت بداخلاق و خشک قدیمی برکشیده میشود. سنتی که لذتش در به هم خوردن اشتراکات و نوعی نابگرایی و کشیدن مو از ماست با هدف بر هم زدن هر چیزی است که ممکن است اشتراکات نیروهای متحد را حفظ کند.
️به عنوان مثال دو موضع از دو نیروی متحد قدیمی بیرون میآید که بیش از ۸۰ درصد آنها یکی است. آن ۲۰ درصد باقیمانده هم نه کم اهمیتند و نه قابل چشمپوشی. در واقع میتواند اختلاف بر سر راهبردها باشد یا همان نتیجهگیری از ۸۰ درصد دیگر متن که طبعا مهمترین بخش یک موضع است. اما به هر حال آن ۸۰ درصد اشتراک هم مساله کوچکی نیست که به راحتی از کنارش بگذریم و اساس یک اتحاد موثر به هم بخورد.
️اگر این کار از جانب نیروهای رقیب و مخالف اساس این دو نیروی متحد قدیمی باشد؛ قابل درک و منطقی است، اما در یک شرایط نرمال و بر اساس عقلانیت سیاسی، هر نیرویی که به یکی از این دو موضع احساس نزدیکی بیشتری میکند، تلاش دارد تا آن ۸۰ درصد را برجسته کند، زنده نگه دارد و از آن سرمایه ای بسازد برای آتیهای که سیب سیاست چرخهای بسیار میخورد و احتمال بسیار دارد که مجددا آن ۲۰ باقی مانده را پوشش دهد.
️با این توصیف از شرایط، آیا توجه به اشتراکات حداکثری، معادل بیصداقتی و عدم شفافیت است یا برعکس، تعهدی به سیاستورزی مدرن مبتنی بر مدارا و انعطاف و توافقاتی است که میتواند در کنار سایر اقشار و گروههای اجتماعیِ همسو، ائتلافهای وسیعپایه را برای قدم نهادن در راه باریک آزادی بسازد؟
️گذار از سنت سیاستورزی تمایزجو و دیگریساز به سیاستورزی مداراگر و اشتراک جو و ائتلافی، تمرینی است که فراز و نشیب بسیار دارد و گذشته از موشدوانی رقبا، در شرایط انسداد سیاست مثل روزها و سالهای اخیر به دست انداز طبیعی میخورد. گویی این شرایط برهکشان نیروهای واگرا و ستیزه جوست که میل بسیاری برای بر هم زدن هر توافقی دارند.
️اما بر نیروهای پخته و منعطف است که نگذارند سیاست ورزی به سنتهای قدیمی خود باز گردد و روند نوگرایی و مدرن سازی آن را حفظ کنند.