فروپاشی و انتظارِ نجات، علی مسعودی

فروپاشی می‌تواند یک وضع طولانی‌ مدت باشد .

تصوری وجود دارد مبنی بر اینکه فروپاشی نقطه‌ای است برای پایان یک دوره‌ی تاریخی، و بعد هم ضرورتا *یک شروع تازه* از راه می‌رسد. حال آنکه در واقعیت فروپاشی می‌تواند سال‌ها ادامه داشته باشد و هیچ روند سازنده‌ی تازه‌ای هم شروع نشود.

من قبلا در متنی دیگر اسم این وضع رو گذاشته‌ بودم تداوم اکنون.

*تداوم اکنون* یعنی در ظاهر شما رو به سوی آینده حرکت می‌کنید ولی در حقیقت در یک اکنونِ کش‌دار گیر افتاده‌اید. در خط زمان به جلو می‌روید، اما روزها ماهیتا تفاوت چندانی با هم ندارند، زندانیِ یک لحظه‌ی بلند تاریخی هستید. شرایط ثابت‌اند و آنچه تغییر می‌کند صرفا نام واحدهای زمان است.

در حال حاضر، این نگاه توام با خوش‌بینی به فروپاشی رایج‌تر شده آنچنان که جامعه‌شناسی مثل آقای محدثی پیشنهاد می‌دهد که اگر می‌خواهید خودکشی کنید تا دو سال دیگر صبر پیشه کنید چرا که تغییراتی بزرگ در راه است!

یا مثلا بخش بزرگی از نیروهای اپوزیسیون معتقدند حکومت فعلی ضعیف شده است و تنها لازم است با تحریم و جنگ هُلِ آخر را داد تا بلکه زودتر بیفتد و تمام شود و آن‌وقت است که می‌شود رفت سراغ آبادانی میهن. دیگری می‌گوید فقط و فقط باید این جماعت بروند و باقی حرفها دیگر بی‌معناست و اصلا هرگونه چون‌و‌چرا درباره‌ی شکل حکومت آینده خیانت است.

نمونه‌ها زیادند خلاصه، اما این‌ها همگی در این ایده شریکند که فروپاشی پایان یک وضع تاریخی است، و بعد از آن تغییراتی مثبت از راه می‌رسد.

این پیش‌فرض اما هم به‌لحاظ تاریخی و هم از منظر تئوریک بی‌پشتوانه است، چرا که فروپاشی می‌تواند یک وضع طولانی‌مدت باشد و ده‌ها سال ادامه یابد.

به‌علاوه، کشوری می‌تواند فرو بپاشد و و هیچ تغییر بنیادینی هم نکند. بله می‌شود که ظاهرا آدم‌هایی بروند و آدم‌هایی دیگر بیایند اما در حقیقت در بر همان پاشنه‌ی سابق بچرخد.

خلاصه‌‌ی سخن چیست؟ اینکه فروپاشی لزوما برابر نیست با شروع تازه و عبور از وضعیت فعلی.

از مشخصات عبورِ حقیقی از یک وضع تاریخی از جمله این است که *حقیقتا* وضع عوض شود، نه اینکه لباس و ظاهر وضع عوض شود اما روابط و مناسبات و منطق و مکانیسم و در یک کلام هستیِ وضعیت ثابت بماند.

تفاوت اصلی بخشی از ماهایی هم که در مخالفت با وضع موجود با هم هم‌نظریم اما با بسیاری از نیروهای تغییرطلب در داخل و خارج اختلاف‌نظر داریم در همین نکته است:

ما دنبال عبور حقیقی هستیم، نه صرفا جابجا کردن آدم‌ها با هم.

خواست ما این است که *نظمِ صحنه* عوض شود و نه فقط گردانندگان صحنه، شکل‌ توزیع قدرت دموکراتیک شود و مهم‌تر از همه اینکه امکان‌های واقعیِ زایش یک استبداد و نظمِ تبعیض‌محور تازه خنثی و عقیم شود.

این است که ما به‌جای حمایت از تغییر صرفِ رؤسا، از تغییر منطق حاکم بر سازمان حمایت می‌کنیم و البته وقتی مطمئن شویم که این تغییر حقیقی خواهد بود هزینه‌‌هایش را هم می‌پذیریم.

از این‌روست که به‌عنوان مسیر برون‌رفت و خلاص شدن از بحرانْ ما نه می‌تونیم با اصلاح‌طلبیِ ظاهریِ سیاست‌بازان سفارشی کنار بیاییم و نه با انحصارطلبی سلطنت‌طلبانه و سانتی‌مانتالیسم باستان‌گرایانه، ما نمی‌توانیم با مدعیان ظاهرا رادیکالی که در عمل دارند همان منطقی را بازسازی می‌کنند که همین الان هم ملت ما در حال له شدن زیر عوارض اجرای آن است پیمان همراهی ببندیم.

از جمله نشانه‌های دلبستگی به منطقِ برسازنده‌ی نظم تبعیض‌گرا می‌شود به چیزهایی مثل ایده‌ی *سلطنت انتخابی* یا دعوت به حمله نظامی به‌‌عنوان نوعی شیمی‌درمانی یا تطهیر ساواک اشاره کرد.

من معتقدم آنچه شاید به‌نجات ایران بیانجامد تنها و تنها قدرت گرفتن نیروی حقیقیِ تغییر از بطن جامعه است، و این یعنی انتخاب دشوارترین مسیر.

این مسیر دشوارترین است چون هر تغییر حقیقی در نهایت منافع و حق‌ویژه‌ها و امتیازات بسیاری از گروه‌های ذی‌نفع را به‌خطر خواهد انداخت و با رخ دادن این تغییر دیگر چنان نخواهد بود که یک طبقه‌ بر طبقات دیگر جامعه حاکم شود و مسیر سیاست‌‌گذاری را به‌سود خود و علیه بخش‌های دیگر فعال نگه دارد.

این راهی است دشوار چون علیه تبعیض است و تبعیض سرشت بنیادین نظم کنونی است.

تبعیض مهم‌ترین وجه نظم ویرانگرِ حاکم بر اکنونیت ماست، تبعیضی که بی‌وقفه و با خشونت اعمال می‌شود. برای عبور از اکنون باید از این تبعیض عبور کرد و برای عبور از تبعیض باید بی‌رحمانه نقاد و مطلقا شفاف بود. این لحظه‌ای نیست که ما دوباره حقیقت را فدای مصلحت کنیم.

این زمانی است که شاید برای یک لحظه دری برای خروج باز شود و ما باید برای عبور از آن آماده باشیم. بدون این آمادگی ما دوباره به گذشته بازخواهیم گذشت و قفل دیگری بر زندان تاریخی خود خواهیم زد.
چنین مباد!
یکم اسفند ۱۴۰۱

[پی‌نوشت: قبلا یادداشتی درباره‌ی *استمرار اکنون* و فروپاشی نوشته‌ام که می‌توانید اینجا بخوانید: اینجا ]
https://t.me/asimegi

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»