طوفان‌های سهمگینی در راه هستند، محمد محبی

زمان تصویب لایحه گنجاندن سپاه در لیست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا در پارلمان اروپا، در یادداشتی نوشتم که تصویب این قانون در شورای وزیران خارجه اتحادیه اروپا، و اجرایی شدن آن به این سادگی نیست، از لحاظ حقوقی، بدون وجود دست‌کم یک حکم دادگاه اروپایی، اتحادیه سپاه را تروریستی اعلام نمی‌کند. سیستم حقوقی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در اروپا برخلاف آمریکا، چست و چابک نیست، و بسیار زمان‌بر است. اروپایی‌ها خیلی سخت تصمیم می‌گیرند.

اما آیا مانع اصلی مانع حقوقی است؟ پاسخ منفی است. در چند هفته اخیر حتی خود آمریکا که سپاه را در لیست گروه‌های تروریستی گنجانده است و خارج هم نکرده، در حال رایزنی با مقامات کانادا و انگلیس است تا آن‌ها سپاه را تروریستی اعلام نکنند. دلیل این امر را باید اجلاس مهم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در ماه مارس جستجو کرد.

اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها تا جلسه ششم مارس آخرین تلاش‌ها برای وادار کردن جمهوری اسلامی به بازگشت به برجام را انجام خواهند داد و تا آن روز غیرممکن است که طرح تروریستی اعلام کردن سپاه در اروپا و انگلیس و کانادا تصویب شود.

رایزنی‌ها به طور فشرده در جریان است، برخی از خبرها از سفر قریب‌الوقوع سلطان هیثم بن طارق آل‌سعید پادشاه عمان به تهران حکایت دارند‌. از لحاظ تاریخی، این سفر پادشاه عمان، شباهت زیادی به سفر تورگوت اوزال نخست‌وزیر فقید ترکیه در اسفند ۱۳۶۶ خواهد بود، که سفری برای اتمام حجت با مقامات جمهوری اسلامی بود. آن‌چه که از شواهد و قرائن پیداست، سران جمهوری اسلامی دقیقاً آماده تکرار اشتباه سال ۱۳۶۶ هستند. آن‌ها همانند آن سال، علی‌رغم شکست در توهم پیروزی به سر می‌برند و فقط یک ضربه مهلک، شاید بتواند آن‌ها را به نوشیدن جام زهر وادار کند.

برخی‌ها به اشتباه بر این باور هستند که جمهوری اسلامی علی‌رغم علاقه و عادت به زیست در دل انواع بحران‌ها، در ابربحران‌ها تصمیمات عاقلانه می‌گیرد. اما باید گفت که اتفاقاً در ابربحران‌ها، بدترین تصمیمات را می‌گیرند. در ابربحران جنگ با عراق بدترین تصمیمات را گرفتند، با اخلال در تنگه هرمز پای آمریکا را به جنگ باز کردند و بعد از عملیات آخوندک که به نابودی تقریبی نیروی دریایی ایران منجر شد، به ناچار قطع‌نامه ۵۹۸ را پذیرفتند. این فقره نیاز به توضیح مفصل دارد که در آینده در قالب یک فرسته مستقل به آن خواهم پرداخت.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با درز دادن گزارشی مبنی بر وجود علائمی از اورانیوم با غنای ۸۴ درصد در ایران نشان داد که علاقه‌ای به ماندن پرونده اتمی ایران در آژانس ندارد و می‌خواهد این پرونده دوباره به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود. از لحن گفته‌های رافائل گروسی در چند ماه اخیر هم چنین برمی‌آید که آژانس در حال فرستادن پیام «مال بد بیخ ریش صاحبش» به شورای امنیت است. جنبه‌های سیاسی و امنیتی و نظامی این پرونده در حال سنگین‌تر شدن است و ماندن آن در آژانس دیگر موضوعیت چندانی ندارد.

غنی‌سازی ۸۴ درصد به این معناست که جمهوری اسلامی عزم جدی برای رسیدن به «آستانه سلاح اتمی» دارد و به زعم خود می‌خواهد بعد از رسیدن به آن نقطه، از موضعی بالاتر وارد مذاکره شود، تا امتیازات بیشتری بگیرد.

اگر خوداظهاری‌های مقامات جمهوری اسلامی درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده را درست فرض کنیم. در حال حاضر ۷۰ کیلو اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و بیش از ۹۰۰ کیلو با غنای ۲۰ درصد در اختیار دارند. اگر بخواهند همه این ذخایر اورانیومی را به غنای ۹۰ درصد برسانند، ظرفیت ساخت ۱۸ بمب اتمی را خواهند داشت. این مقدار ظرفیت فقط با در نظر گرفتن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و ۲۰ درصد محاسبه شده، ذخایر سه درصدی، و ذخایر اعلام نشده طبعأ در نظر گرفته نشده است.

نتیجه جلسه ۶ مارس آژانس هر چه باشد، مانع وزش طوفان‌های اقتصادی سهمگین در ایران نخواهد شد. در بهترین حالت، آژانس پرونده را به شورای امنیت ارجاع نمی‌دهد و با یک بیانیه از جمهوری اسلامی تقاضای همکاری بیشتر و شفاف‌تر خواهد کرد. در این صورت تا اجلاس ماه مه آژانس، باز اوضاع به شکل کنونی باقی خواهد ماند. منتها به تظر می‌رسد آژانس دیگر ظرفیت حفظ پرونده اتمی ایران بعد از ماه مه را نخواهد داشت. و لاجرم در اردیبهشت ماه آینده، تکلیف مشخص خواهد شد.

اما اگر شورای حکام آژانس در همین جلسه ششم مارس پرونده را به شورای امنیت ارجاع دهد، دو احتمال وجود دارد، یا تصویب تحریم‌های شدیدتر که ممکن است با وتوی چین و روسیه مواجه شود، و یا فعال شدن مکانیسم ماشه است که نیازی به تصویب قطع‌نامه جدید در شورای امنیت ندارد. با فعال شدن مکانیسم ماشه، تحریم‌های ماقبل برجام دوباره اعمال خواهند شد.

به نظر نمی‌رسد که جمهوری اسلامی در چند روز آینده کوتاه بیاید، و احتمالأ بعد از جلسه ششم مارس، و یا نهایتاً بعد از جلسه ماه مه، مکانیسم ماشه فعال خواهد شد که منجر به وزش طوفان‌های اقتصادی سهمگین‌تر خواهد شد.

به نظر می‌رسد که سران جمهوری اسلامی حتی از ونزوئلایی شدن اقتصاد ایران هم ابایی ندارند. و دقیقاً به همین خاطر به آن دامن هم می‌زنند.

فیسبوک نویسنده