منشور یا مانیفست؟ تعارض واژگانی و سازماندهی، بردیا موسوی

‏۱_منشور معنای چند وجهی و کارکرد چندگانه دارد و یکی از معانی آن حکم و فرمان دادن است. معنای بیانیه هم می‌دهد اما تعارض در توصیف واژگانی چند وجهی، عدم اشاره مستقیم به یک معناست که مخاطبان را دچار تعارض با گوینده می‌کند.

‏۲_مانیفست آشکار سازی ایده‌ها، انگیزه‌ها و تئوری‌های فردی یا گروهی است که به جامعه هدف اعلام می‌شود. گرچه در مانیفست نیز انگیزه‌های تجویزی از پارادایم‌ها وجود دارد اما ایده فرمانـ+دهی در آن غایب است. تشریح واژگانی آن به فراخوانی جامعه هدف به یک اجماع عمومی محدود یا گسترده است.

‏۳_ این دو تعریف را نوشتم تا بیان کنم که به طور حقوقی_اخلاقی نه می‌توان جلوی هزار منشوری را گرفت و نه می‌توان جلوی نقد به هزار منشوری را! آنچه مطلوب فضای سیاسی اجتماعی و فرهنگی در نهاد سازی و سازماندهی است، مانیفست جویی است و تمرین دموکراتیک باید بتواند آن را تشویق کند.

‏۴_منشور نویسی در فضای رقابت سازی‌های جعلی شکل می‌گیرد و ابتذال حاصل از آن چیزی جز بازی مجموع صفر نیست. مانیفست نویسی، استقلال نهادی دارد. از هویت انواع گروه‌ها سرچشمه می‌گیرد و بر مبنای آن ارزش‌های حرفه‌ای تعریف می‌شوند و در بخشی تعالی جوی آن می‌تواند تولید کننده چشم‌انداز باشد.

‏۵_منشور نویسی در فضای هرج و مرج و احساس قدرت برتر و گاهی نا آگاهانه شکل می‌گیرد و همه مخاطبان از گروه‌ها را به همسویی ایده‌های از پیش تعیین شده فرمان می‌دهد. حساسیت روانی اجتماعی ایجاد می‌کند و همکاری و هم‌رقابتی سازمانی را مخدوش می‌سازد.

‏۶_ مانیفست را گروه می‌نویسد و استدلال آن بر منطق تدوین منش گروه است. گروهی که با جزییات کامل هویت وجودی و کارکرد آن در تعامل با ارکان یک زمین بازی تعریف می‌شود. ارزش‌های حرفه‌ای را بازتاب می‌دهد و بر اساس چشم‌انداز، راه اجرایی مطلوب را جستجو می‌کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»