ضرورت بایکوت مدیران مدارس در صورت عدم همکاری با معلمان و دانش‌آموزان معترض، پیام بهروزی

مدیران مدارس اغلب به عامل حراست و نهادهای امنیتی و سرکوب تبدیل شده اند و به انحاء گوناگون و بویژه با ایجاد تهدید و ترس مانع انجام کنش‌های اعتراضی معلمان و دانش‌آموزان شده اند. همراه سازی آنها یا کنار زدن این مانع برای اجرا و موثر واقع شدن کنشهای اعتراضی معلمان و دانش آموزان ضروری است.

مقاومت مدنی راهبردی است که در مطالبه گری ها و تغییرات سیاسی_اجتماعی نتایج موفقیت آمیز غیرقابل انکاری دارد که از طریق تاکتیکها و کمپین های مختلف به اجرا گذاشته میشود. تا امروز نزدیک به چهارصد تاکتیک‌ و کمپین مقاومت مدنی در کشورهای گوناگون شناسایی و به اجرا درآمده است‌. یکی از این تاکتیکها بایکوت افراد یا نهادهایی است که در مقابل مطالبه گری و تغییرات با ایجاد موانع مختلف ایستادگی می‌کنند.

همانطور که گفته شد اغلب مدیران مدارس به عامل اصلی نهادهای امنیتی و سرکوب در داخل مدارس تبدیل شده اند. بایکوت تاکتیکی است که همه معلمان بدون هیچگونه نگرانی قادر هستند به اجرا بگذارند و از این طریق هیمنه پوشالی و امنیتی این مدیران را در مدرسه فروبریزند.

این بایکوت از قطع روابط دوستانه، پاسخ ندادن مطلق به درخواست‌های آموزشی افزون بر وظایف که در این سالها به امری رایج در مدارس تبدیل شده است، البته بجز برگزاری امتحانات داخلی پایان سال، عدم همکاری مطلق در برگزاری امتحانات نهایی و تصحیح اوراق، عدم حضور و همراهی در برنامه های فوق العاده و مراسم های داخل یا بیرون از مدرسه، عدم همراهی در برگزاری انتخابات، بایکوت معاونین حامی مدیر، حمایت همه جانبه از دانش آموزان معترض و والدین آنها تا اعلام هشدار که در صورت عدم تغییر رفتار باید پس از تغییر رژیم در مقابل دانش آموزان و اولیاء و همچنین در هیئت تخلفات اداری پاسخگو باشند و موارد دیگر بر حسب موقعیت مدارس و معلمان در شهرستان ها و مناطق گوناگون کشور.

البته اجرای تاکتیک بایکوت بایستی پس از اعلام شفاهی از سوی جمعی از معلمان به مدیر و اتمام حجت با او باشد. در ضمن بایستی در صورت همراهی از سوی مدیران شرایط و تنگناهای گریبانگیر آنها را درک کرد و به هر طریق ممکن ضمن انجام کنشهای اعتراضی از حضور گروهی در تجمعات، تحصن در دفاتر، اعتصاب و عدم حضور در مدرسه در انجام امور مدارس با مدیران همراهی و درصورت برخورد قهری و تنبهی از سوی ادارات همه جانبه از آنها حمایت کنیم.

این تاکتیک در صورتیکه با اقناع همکاران بصورت گروهی در مدرسه اجرا شود می‌تواند راهگشای معلمان در کنشگری‌های صنفی و اعتراضی باشد. نکته حائز اهمیت این است که نباید روابط دوستانه ما با مدیران به مسئله مهمتر و حیاتی تر مطالبه‌گری‌های صنفی و ملی آسیب برساند. البته آنچه براساس تجارب پیشین می‌توان حدس زد این است که منفعت طلبی و مصلحت اندیشی پاره‌ای از معلمان نمی‌گذارد که این تاکتیک تاثیر قطعی و صد درصدی داشته باشد اما تمرین مهم، کم هزینه و پردستاوردی در جهت آموزش مقاومت مدنی در مدارس خواهد بود. همکاران بویژه معلمان علوم اجتماعی از طریق شبکه‌های مجازی یا کلاس‌های درس می‌توانند این تاکتیکها را به دانش‌آموزان آموزش دهند. و ضمن رعایت نظم و امنیت دانش‌آموزان و مدرسه در قالب کنش‌های اعتراضی مطالبه‌گری‌های برحق خود را نیز پیش ببرند.

لازم به توجه است که اعمال این تاکتیک برای کارکنان اداری که برخوردهای قهری و تنبیهی با معلمان دارند نیز به اشکال دیگر قابل اجراست.