برای دانش‌آموزان، برای آینده … حسین پروانه

نباید اجازه داد شر بدل به امری عادی و مبتذل شود

وجه عمومی و گسترده‌ی حملات زنجیره‌ایِ سمّی علیه دانش‌آموزان بار دیگر به این تصور که با کنار ماندن از متنِ رویدادها می‌توان در گوشه‌هایی از حاشیه در امان ماند، مُهر باطل زد. علل و انگیزه‌های اصلیِ این حملات به رغم گمانه‌زنی‌های بسیار همچنان مبهم و ناروشن است. همین مسئله موجب بُهت‌زدگیِ خانواده‌ها شده و چه بسا کنشمندیِ موثر آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. نخستین گام برای غلبه بر این بهت‌‌زدگی، مقاومت در برابر هیاهوی شتاب‌زده و هراس‌انگیزِ رسانه‌ای و در عوض، چاره‌جوییِ تأمل‌ورزانه‌ی جمعی و عملی است. به نظر می‌رسد پروژه‌ی مسمومیت دانش آموزان زوایای پنهانی دارد که صرفاً با مفروضاتی نظیر انتقام‌جویی یا گرایشِ واپس‌گرایانه‌ی فرقه‌ای خاص قابل توضیح نیست. در این اوضاع و احوال تاریخی که ایران دستخوشِ تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی است و یک وضعیت نو به دشواری در حال رخ نمودن است،

اینکه عده‌ای با رویکردهای افراطی و ارتجاعیِ زن‌ستیزانه بر اساس پیشینه‌ی تاریخی و تفسیرهای فقهی و فرقه‌ای، به ناگهان یادشان افتاده باشد که باید جلوی تحصیل دختران را گرفت، چندان با واقعیت نمی‌خواند. نمی‌توان از نظر دور داشت که این نوع جداسازی و نسبت دادنِ حملات به بخشی تندرو در درون سیستم، زمینه را برای پناه بردن منفعلانه‌ی مردم به بخشی دیگر فراهم می‌کند. به نظر این حملاتِ سازماندهی شده را باید در مقام آغاز حرکتی تازه از سوی نظمِ ستم درک کرد، نظمی که مدعی است استقرار و ادامه‌اش ضامن امنیت جامعه است، ازاین‌رو تزلزل و به هم خوردنِ آن، خودبه‌خود القاکننده‌ی سلب امنیت از جامعه خواهد بود. دستِ این منطقِ متناقض را که مدام در کارِ تولید و بازتولید ترس است، باید رو کرد.

در شرایطی که رسانه‌‌های جریان اصلی با پوشش بیست و چهار ساعته، همه‌ی رسانه‌های کوچک مستقل را به حاشیه رانده‌اند و این توانایی را دارند که روزها و هفته‌ها مدام حرف بزنند، تفسیر کنند، گفتگو ترتیب دهند، ولی همچنان مخاطبان را سرِ خانه‌ی اول نگهدارند و نهایتاً به واسطه‌ی تکرارِ نمایش و نمایشِ تکرار، هر پدیده‌ی هولناکی را عادی کنند، در شرایطی که آگاهی کاذبِ سرریز شده از این رسانه‌ها، بیداد می‌کند و یکی از دو حالتِ بیم و امید هم در ذهن‌ها و هم در واقعیت، مدام جایش را به دیگری می‌دهد، خیره شدن به واقعیتِ سفت و سخت و گوش سپردن به صداهایی که حقیقت را نشانه رفته‌اند، ضروری است؛ زیرا تنها راهِ فهم دقیقِ وضعیت و چشم‌اندازی است که پیش‌روی ماست. به این ترتیب، در جریان سم‌پراکنی‌های ایدئولوژیک، چیزی به جز تاکید دوباره بر هم‌سرنوشتیِ جامعه‌ی بزرگ دانش‌آموزان، خانواده‌ها و معلمان و همبستگی و مقاومتِ آگاهانه‌‌مان باقی نمی‌ماند. اشکال مقاومت را اقتضائات آینده تعیین خواهد کرد. نباید اجازه داد شر بدل به امری عادی و مبتذل شود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»